1
00:00:00,000 --> 00:00:13,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

2
00:03:12,484 --> 00:03:15,571
اوه، نه! دفعه‌ی بعد من
ظرف‌ها را می‌شورم.

3
00:03:15,654 --> 00:03:18,699
تقریباً وقت برگشتن توریست‌ها از صعود صبحگاهی‌شان بود،

4
00:03:18,782 --> 00:03:21,451
گرسنه مثل گرگ و راضی کردنشان دشوارتر.

5
00:03:21,535 --> 00:03:23,704
کاش کوهنوردی‌شان
به خوبی اشتهایشان بود،

6
00:03:23,787 --> 00:03:26,748
قلعه سیتادل تا الان باید ۱۰۰ بار فتح شده باشد .

7
00:03:26,832 --> 00:03:29,251
نه. تنها کاری که می‌کنند
این است که برای غذا خوردن به اینجا می‌آیند.

8
00:03:29,334 --> 00:03:31,420
دارم فکر می‌کنم که آیا آنها در خانه هم به همین اندازه خاص و دقیق هستند؟

9
00:03:31,503 --> 00:03:35,257
این یکی سیر نمی‌خواهد،
این یکی چیز دیگری می‌خواهد.

10
00:03:35,340 --> 00:03:38,594
بقیه‌شان
هر چه را که ما نداریم، می‌خواهند.

11
00:03:38,677 --> 00:03:41,638
رودی! باید بری
یه کیسه هویج برام بیاری.

12
00:04:51,959 --> 00:04:54,795
- وقت تلف کردن داری؟
- خب، من...

13
00:04:54,878 --> 00:04:55,879
اوه!

14
00:05:03,554 --> 00:05:06,974
داشتم جون خودمو نجات می‌دادم. قراره
مسئول اون بچه‌ی رذل باشم.

15
00:05:07,057 --> 00:05:10,227
حالا، منو تنها بذار. کلی کار دارم که باید انجام بدم.

16
00:05:10,894 --> 00:05:14,815
- او تقریباً باید به چمنزار مرتفع رسیده باشد.
- لطفاً به جای دیگری بروید؟

17
00:05:14,898 --> 00:05:20,571
برای دختر صاحبخانه مناسب نیست
که همیشه در آشپزخانه پرسه بزند.

18
00:05:20,654 --> 00:05:25,242
یادت هست روز تعطیلت، سه تایی
می‌رفتیم فلسبرگ؟

19
00:05:25,325 --> 00:05:28,996
ما ناهار را با هم می‌خوردیم، و تو به رودی درس می‌دادی.

20
00:05:29,079 --> 00:05:32,541
بله، خب، آن روزها
تمام شده و تمام شده است.

21
00:05:33,458 --> 00:05:36,753
قول دادم که دیگر هرگز از کوهستان
به رودی حرفی نزنم.

22
00:11:36,113 --> 00:11:39,575
- چرا، تو فقط یه پسر بچه‌ای!
- سعی نکن حرف بزنی، آقا.

23
00:11:39,658 --> 00:11:43,871
-اصلاً چطور اومدی اینجا؟
-من همیشه میام اینجا. چیزی نیست.

24
00:12:24,786 --> 00:12:27,789
بگو ببینم، چرا اینقدر به اون کوه علاقه داری ؟

25
00:14:46,803 --> 00:14:48,555
عصر بخیر خانم‌ها.

26
00:15:13,080 --> 00:15:16,041
حالا، می‌تونی بهمون اطمینان بدی
که هرچی لازم داریم رو داریم؟

27
00:15:16,124 --> 00:15:19,878
اوه، بله خانم. اما شاید
بتوانید از یک باربر خوب استفاده کنید؟

28
00:15:54,538 --> 00:16:00,502
اوه، کلاوس، تو زیادی نگران من هستی.
رودی هنوز من را دعوت نکرده.

29
00:16:29,865 --> 00:16:33,202
فرانتس داره میاد این طرف.
چی میخوای بهش بگی؟

30
00:16:33,285 --> 00:16:36,163
به تمرین نیاز داری. یه چیزی بهش میگی.

31
00:16:40,876 --> 00:16:44,838
تئو. پسر کجاست؟ شب بخیر، گرتچن.

32
00:16:44,922 --> 00:16:47,382
- منظورت رودی هست؟
- دیگه کی؟

33
00:16:47,466 --> 00:16:51,512
خب، همانطور که می‌بینید، او اینجا نیست.
من او را برای کاری فرستادم.

34
00:16:53,013 --> 00:16:55,432
پس همه چیز روبراهه؟
رفتارش درست بوده؟

35
00:16:55,516 --> 00:16:57,017
اوه، خب، کافیه.

36
00:16:57,100 --> 00:16:59,770
فقط فکر کردم که یه سری به اونجا بزنم.

37
00:17:01,647 --> 00:17:06,068
آقاي لرنر، ميشه به خواهرتون بگيد که
متاسفم که مريضه؟

38
00:17:09,488 --> 00:17:12,866
- کی گفته خواهرم مریضه؟
- مگه خودت نگفتی؟

39
00:17:12,950 --> 00:17:17,371
- مگه رودی... به همین خاطر نیست که...
- تو کوچولوی دخالت‌گر...!

40
00:17:23,210 --> 00:17:26,505
- یه دروغ روی دروغ دیگه.
- من همیشه به زن‌های فضول دروغ می‌گم.

41
00:17:26,588 --> 00:17:29,716
- تو به من دروغ گفتی
- تو کی هستی که انتظار امتیاز داشته باشی؟

42
00:17:37,808 --> 00:17:42,604
چرا همیشه طوری بهش میگی "پسره"
که انگار یه تیکه از اثاثیه خونه‌اس؟

43
00:17:42,688 --> 00:17:45,232
چون او یک پسر است
و اینجا جایی است که به آن تعلق دارد.

44
00:18:01,832 --> 00:18:04,084
بیشتر از آنچه بتوانی باد را در بطری حبس کنی.

45
00:18:04,168 --> 00:18:08,172
یه چیزی پشت سرم هست که داره اتفاق میفته.

46
00:20:45,996 --> 00:20:50,667
خورشید بر فراز کوه‌ها، اما
آینده‌ای که می‌توانید با آقای همپل داشته باشید، نه.

47
00:20:50,751 --> 00:20:54,755
- اون خیلی به تو علاقه داره.
- اما من ازش نخواستم که به من علاقه داشته باشه.

48
00:20:54,838 --> 00:20:57,758
نه، آن را در یک سینی نقره‌ای به شما دادند .

49
00:20:57,841 --> 00:21:01,220
و نه به خاطر خودت،
بلکه به خاطر اینکه تو کی هستی.

50
00:21:21,823 --> 00:21:24,618
- نه.
- به من نگاه کن، رودی.

51
00:21:38,382 --> 00:21:40,968
فلج. به سر ضربه خورده.

52
00:21:41,051 --> 00:21:45,222
مهم نیست چی بگی، اون هنوز
از هر مردی تو کورتال بالاتره.

53
00:23:41,004 --> 00:23:43,298
وای، وای، وای، خودت!

54
00:24:42,399 --> 00:24:46,737
یه پیرمرد بدخلق. فقط صداشو می‌شنوم.

55
00:24:46,820 --> 00:24:51,533
یک پا را به آرامی، سپس پای دیگر را.

56
00:24:51,617 --> 00:24:54,411
- بریم بالا
- از کمد من دور بمون.

57
00:24:54,494 --> 00:24:56,914
برای جایگاهت ارزش قائل شو.

58
00:24:56,997 --> 00:24:59,166
یه گاو سه پا
می‌تونه از تو بهتر باشه.

59
00:24:59,249 --> 00:25:02,044
باشه، گردنتون بشکنه.

60
00:25:02,127 --> 00:25:05,255
به عقب تکیه بده، دست از بغل کردن سنگ بردار.

61
00:25:07,549 --> 00:25:09,510
لیزبت، کجایی؟

62
00:25:11,720 --> 00:25:16,099
اینجا چه خبره؟
- ما همین الان از واندرهورن افتادیم پایین.

63
00:25:16,183 --> 00:25:18,352
با لباس خوابت؟

64
00:25:18,435 --> 00:25:20,938
برگرد به اتاقت، لیزبت.

65
00:25:22,898 --> 00:25:26,026
از طرف کاپیتان وینتر. برای تو.

66
00:25:26,109 --> 00:25:30,113
میگه: «مهم.
» نظرش عوض شده.

67
00:25:32,950 --> 00:25:34,952
او چه می‌گوید؟

68
00:26:53,614 --> 00:26:58,660
حالا، پیشنهاد می‌کنم امتحانشون کنی،
یه ساعت یا بیشتر ولشون کنی، و حسابی حالشون رو ببری.

69
00:27:15,719 --> 00:27:20,307
پدرش هم نبود. دیدن
یک مت دیگر که به کوهستان می‌رود، خوب است.

70
00:27:20,390 --> 00:27:23,435
صبح بخیر، کلاوس. روز خوبی برای پیاده‌روی است.

71
00:27:30,442 --> 00:27:32,069
- روز خوبی داشته باشی، فرانتس.
- کاپیتان.

72
00:27:35,322 --> 00:27:37,199
برای اینکه تو در امان باشی.

73
00:27:42,996 --> 00:27:45,666
بیا دیگه، رودی.

74
00:29:31,522 --> 00:29:35,400
برخی از هموطنان شما.
همچنین یک فرانسوی و یک ایتالیایی.

75
00:29:35,484 --> 00:29:37,194
خب، عصر کسل‌کننده‌ای نخواهد بود.

76
00:29:59,091 --> 00:30:01,969
اجداد من، رومی‌ها،
در آلپ احساس راحتی می‌کردند.

77
00:30:05,639 --> 00:30:10,310
آقایان، جان وینتر را به شما معرفی می‌کنم،
فاتح ۵۰ کوه.

78
00:30:10,394 --> 00:30:13,188
و بر حسب تصادف، یک مرد انگلیسی.

79
00:30:13,272 --> 00:30:15,107
جان وینتر.

80
00:30:15,190 --> 00:30:16,817
(همه) جان وینتر.

81
00:30:16,900 --> 00:30:20,737
متشکرم. بله، تصادفاً،
من یک انگلیسی هستم.

82
00:30:38,297 --> 00:30:41,717
- مردی بود.
- و باشد که پسرش نامش را زنده نگه دارد.

83
00:37:04,975 --> 00:37:06,977
رودی!

84
00:37:09,021 --> 00:37:11,523
چیست؟ (چیست؟)

85
00:37:50,062 --> 00:37:52,523
رودی! همونجا که هستی بمون.

86
00:37:59,279 --> 00:38:01,949
نه، کاپیتان! من دارم میام دنبالش.

87
00:38:02,032 --> 00:38:05,118
من از تو قدبلندترم.
برگشتنم برام راحت‌تره.

88
00:39:32,164 --> 00:39:34,708
متاسفم، عمو.

89
00:45:00,000 --> 00:45:13,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

90
00:47:58,128 --> 00:48:01,089
- مواظب باش، اونا مال منن.
- ببین چطور با چکمه‌هام رفتار می‌کنی.

91
00:48:01,173 --> 00:48:03,467
بیا، این پیک نیک نیست.

92
00:48:28,450 --> 00:48:31,286
اما از من انتظاری نداری...

93
00:48:34,957 --> 00:48:36,959
بذار کمکت کنم، تئو.

94
00:49:01,859 --> 00:49:04,278
بفرمایید.

95
00:49:04,361 --> 00:49:06,613
من تا اولین لبه باهات مسابقه میدم.

96
00:49:12,244 --> 00:49:15,372
یک گاو سه پا
می‌تواند از شما سریع‌تر بدود.

97
00:49:24,131 --> 00:49:27,885
تا همین جا کافیه، لیزبت!
حالا دیگه حرف مفت نزن!

98
00:49:29,970 --> 00:49:33,390
رودی! تو داری یه بار سنگین، یه بار سنگین رو به دوش می‌کشی.

99
00:51:07,484 --> 00:51:12,072
فکر کنم دنبال یه راهی بودی که
کاپیتان وینتر و عموت رو تحت تاثیر قرار بدی.

100
00:51:12,155 --> 00:51:16,410
شاید.
کاپیتان وینتر تنها شانس من بود.

101
00:51:16,493 --> 00:51:18,120
اون هنوز تنها شانس منه.

102
00:52:00,412 --> 00:52:03,123
- فکر می‌کنی کجا میری؟
- من هم دارم میام.

103
00:52:03,207 --> 00:52:05,709
نه، تو نیستی.

104
00:52:08,378 --> 00:52:12,299
ترجیح میدی پابرهنه بری
یا چکمه های منو بپوشی؟

105
00:53:10,774 --> 00:53:13,777
و حالا نوبت دسته هیزم ماست!

106
00:53:21,118 --> 00:53:23,370
- آماده‌ای؟
- بله، آماده‌ام.

107
00:53:27,249 --> 00:53:29,251
محکم بگیر.

108
00:53:38,302 --> 00:53:42,097
- حالت خوبه پایین؟
- نگران من نباش.

109
00:54:01,575 --> 00:54:03,744
حسش هست ادامه بدی؟

110
00:54:03,827 --> 00:54:05,829
دوره!

111
00:54:27,184 --> 00:54:29,937
کاپیتان وینتر، کاپیتان وینتر!
هیچ‌وقت به کس دیگه‌ای فکر نمی‌کنی؟

112
00:54:30,020 --> 00:54:33,023
بله، شما.

113
00:54:34,191 --> 00:54:36,109
در مورد من چطور؟

114
00:54:36,193 --> 00:54:38,153
نمی‌دانم.

115
00:54:38,237 --> 00:54:41,031
فکر کنم هیچ‌وقت برای فکر کردن توقف نکردم.

116
00:54:41,698 --> 00:54:44,201
بیا، بیا!

117
00:55:11,937 --> 00:55:15,357
شاید از من بپرسید که آیا قرار است
فردا شب در جشنواره با شما همکاری کنم یا نه.

118
00:55:15,440 --> 00:55:17,860
- خب، هستی، مگه نه؟
- اوه، تو!

119
00:55:17,943 --> 00:55:22,197
فقط می‌خواستم بدونم نقشه‌ات چیه، چون
کلاوس وسلهفت قبلاً ازم پرسیده بود.

120
00:55:22,281 --> 00:55:25,242
کلاوس وسلهوفت؟

121
00:55:25,325 --> 00:55:29,079
اول چکمه‌هام، بعد دخترم.
یه مشت می‌زنم تو دماغش!

122
00:55:29,997 --> 00:55:34,918
رودی! تو باید هر روز از کوه بالا بری .

123
00:59:19,393 --> 00:59:22,688
من به آنها برای مشتریانم
و مراقبت از خودم نیاز دارم.

124
00:59:24,189 --> 00:59:26,984
حالا، برگرد به جایی که بهش تعلق داری.

125
00:59:28,026 --> 00:59:32,281
ما زود می‌رویم، اینطور نیست آقای لرنر؟
فکر کنم من هم بروم و بخوابم.

126
01:00:00,100 --> 01:00:04,396
♪ سایه‌ها می‌رقصند و بازی می‌کنند

127
01:00:04,855 --> 01:00:10,360
♪ دغدغه‌های روزانه از بین رفته‌اند

128
01:00:10,444 --> 01:00:12,863
♪ شب از راه رسیده است

129
01:00:12,946 --> 01:00:16,783
♪ پرنده‌ای روی تپه

130
01:00:16,867 --> 01:00:21,788
♪ لالاییِ دل‌انگیزی می‌خواند

131
01:00:21,872 --> 01:00:25,959
- ♪ ستاره‌های درخشان جواهرند...
- هیس! هیس!

132
01:00:26,043 --> 01:00:29,546
♪ در شنل مخملی تاریکی...

133
01:00:30,797 --> 01:00:34,343
حالا باید آماده شوم
تا رقص را اعلام کنم.

134
01:00:34,426 --> 01:00:39,890
♪ و نسیم ملایم آه می‌کشد

135
01:00:39,973 --> 01:00:44,353
♪ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه-اوه

136
01:00:44,811 --> 01:00:49,566
♪ اوه-اوه، اوه-اوه، اوه-اوه

137
01:00:49,650 --> 01:00:54,238
♪ اوه-اوه،
اوه-اوه-اوه، اوه-اوه

138
01:00:54,321 --> 01:00:59,409
♪ شب بخیر، والایس

139
01:00:59,493 --> 01:01:04,122
♪ شب بخیر

140
01:01:04,206 --> 01:01:07,584
(رهبر ارکستر) و حالا، همگی،
می‌خوام از بودنتون لذت ببرید.

141
01:01:07,668 --> 01:01:09,670
ما والس را شروع می‌کنیم.

142
01:01:13,507 --> 01:01:15,509
رودی!

143
01:01:15,634 --> 01:01:19,888
کجا بودی؟
رقص و پایکوبی از قبل شروع شده.

144
01:01:19,972 --> 01:01:24,142
- من دیگه نمیام. نه بعد از دیشب.
- رودی، دیشب رو فراموش کن.

145
01:01:26,395 --> 01:01:28,689
به من نگاه کن.

146
01:01:30,524 --> 01:01:33,193
این اولین سالی بود که توانستم
لباس مادربزرگم را بپوشم.

147
01:01:33,277 --> 01:01:36,446
لباس عروسی‌اش.

148
01:01:36,530 --> 01:01:38,699
خوش قیافه ای.

149
01:01:39,408 --> 01:01:41,368
حدس می‌زنم... حتی زیبا.

150
01:01:41,451 --> 01:01:43,453
آیا من؟

151
01:01:44,872 --> 01:01:45,956
واقعاً؟

152
01:01:47,958 --> 01:01:52,129
پس باید بیایی. حتی اگر فقط به یک
دلیل، کسی گفته باشد که نمی‌آیی.

153
01:01:52,212 --> 01:01:54,423
کی گفته؟

154
01:01:54,506 --> 01:01:59,261
خب، چه فرقی می‌کند،
تا وقتی که حقیقت نداشته باشد؟

155
01:01:59,344 --> 01:02:02,264
خب، درسته.
چطور می‌تونستم برم اونجا؟

156
01:02:02,347 --> 01:02:07,644
آیا دست از دلسوزی برای خودت برمی‌داری؟
انگار از غمگین بودن لذت می‌بری.

157
01:02:07,728 --> 01:02:10,898
خب، من نمی‌خوام. من می‌خوام برقصم.

158
01:02:14,943 --> 01:02:16,945
متشکرم، کلاوس.

159
01:02:18,864 --> 01:02:21,783
چرا می‌خوای با من برقصی
اگه می‌تونی کلاوس وسلهافت رو داشته باشی؟

160
01:02:21,867 --> 01:02:25,162
او می‌گوید بهترین رقصنده در کورتال است.

161
01:02:25,245 --> 01:02:27,789
تو با لباس عروس مادربزرگت بزرگ شدی .

162
01:02:27,873 --> 01:02:31,835
فکر نمی‌کنی باید
وقتت رو برای یه خدمتکار آشپزخونه تلف نکنی؟

163
01:02:31,919 --> 01:02:34,546
بله، فکر می‌کنم باید این کار را بکنم.

164
01:02:47,643 --> 01:02:49,645
برگرد. برگرد.

165
01:03:25,013 --> 01:03:27,349
(همپِل) و حالا پولکا!

166
01:05:49,408 --> 01:05:51,618
- یعنی اونا اجازه دادن؟
- مممم.

167
01:08:27,107 --> 01:08:29,443
پس برو، اما حرفت را رک و صریح نزن.

168
01:08:30,319 --> 01:08:32,821
آنها را به رنج و عذاب وادار کند.

169
01:09:51,984 --> 01:09:54,111
صورت فرشته؟ کوهنورد؟

170
01:12:15,002 --> 01:12:17,921
اوه، تئو، تو فوق‌العاده بودی.

171
01:12:20,549 --> 01:12:26,847
تو زیبا بودی. کاش کسی
آن را برای نوه‌هایم نوشته بود.

172
01:13:35,916 --> 01:13:37,918
کاپیتان وینتر!

173
01:13:40,838 --> 01:13:43,090
کاپیتان وینتر؟

174
01:13:44,675 --> 01:13:47,261
چیزی نیست. فقط حالم بهم خورد.

175
01:13:51,557 --> 01:13:53,559
از سر راه برو کنار، پسر.

176
01:13:55,769 --> 01:13:59,940
احمقانه بود که اجازه دادی تو
این هوا همچین شیبی رو امتحان کنی.

177
01:14:01,108 --> 01:14:02,901
فکر می‌کنی این کوه بود
که به ما هشدار داد؟

178
01:14:02,985 --> 01:14:05,320
نه، آقا. من با آقای ساکسو موافقم.

179
01:14:05,404 --> 01:14:08,115
ما حتی به پایه قلعه هم نرسیدیم .

180
01:14:08,198 --> 01:14:12,035
نگران این نباش. من داشتم
به راهی برای عبور از قلعه فکر می‌کردم.

181
01:14:12,744 --> 01:14:16,498
یا مستقیم به سمت بالاست، یا
از طرف دیگر به سمت شرق می‌چرخد.

182
01:14:16,582 --> 01:14:21,003
نه. پدرم و سر ادوارد
هر دو راه را امتحان کردند.

183
01:14:21,086 --> 01:14:25,382
- تئو میگه هیچ مسیری وجود نداشت.
- شاید به اندازه کافی تلاش نکردن.

184
01:14:25,465 --> 01:14:30,012
بحث کردن فایده‌ای نداره.
بیا سعی کنیم برگردیم به کلبه.

185
01:15:38,372 --> 01:15:40,290
اما نه سیتادل.

186
01:15:48,841 --> 01:15:53,136
من همه چیز را در موردش می‌دانم، امیل. تو نترسیدی
و من از این واقعیت قدردانی می‌کنم...

187
01:20:42,467 --> 01:20:46,763
فرانتس، بهتره دوباره از اول شروع کنیم.
همه شکاف‌ها رو بگردیم.

188
01:20:47,306 --> 01:20:52,436
- تو باید جواب اینو بدی.
- من؟ به من چه ربطی داره؟

189
01:20:52,519 --> 01:20:57,399
فقط یک راهنما از برولی
حاضر بود آنجا بایستد و بگذارد یک پسر گم شود.

190
01:21:24,384 --> 01:21:26,261
مسیر پدرم به قله.

191
01:21:26,345 --> 01:21:29,097
تنها، تا قلعه رسیدی؟

192
01:21:29,181 --> 01:21:32,684
من تمام شب را آنجا بوده‌ام.

193
01:21:32,768 --> 01:21:36,438
تئو، این یه دودکشه. به بالا راه داره.

194
01:21:36,522 --> 01:21:42,778
- تو ازش بالا رفتی؟
- نه. طوفان بود.

195
01:21:44,404 --> 01:21:48,784
پس، ما که دیوانه نبودیم، نه؟

196
01:21:48,867 --> 01:21:51,578
نه. ما می‌دانستیم.

197
01:35:06,290 --> 01:35:08,375
- من یه نفر رو می‌بینم.
- کجا؟

198
01:35:08,458 --> 01:35:11,253
- بالای قلعه.
- فقط یکی؟

199
01:35:17,259 --> 01:35:21,555
- نه. فقط دو تا خال سیاه.
- مگه نگفتی چهار تا هستن؟

200
01:35:21,638 --> 01:35:26,101
دیروز چهار نفر بودند.
ممکن است جایشان را در طبقات بالاتر عوض کرده باشند.

201
01:35:26,185 --> 01:35:30,189
کاپیتان وینتر احتمالاً با ساکسو.
فرانتس با رودی.

202
01:35:44,411 --> 01:35:46,830
خانم مت!

203
01:35:46,914 --> 01:35:49,917
خب، لیزبت، امیدوارم راضی باشی.

204
01:35:50,000 --> 01:35:54,087
بله. رودی داره
کاری رو که قرار بود انجام بده، انجام میده.

205
01:35:54,171 --> 01:35:57,799
تو چه حقی داری که بگویی
قرار بوده چه کاری انجام دهد؟ از کجا می‌توانی بدانی؟

206
01:35:57,883 --> 01:36:03,639
تو هیچ‌وقت یه همسر، یه مادر نبودی.
تو هیچ‌وقت یه مرد رو از دست ندادی.

207
01:36:03,722 --> 01:36:06,725
اما نمی‌بینی،
هر دوی ما نزدیک بود یک نفر را از دست بدهیم؟

208
01:36:06,808 --> 01:36:10,103
- چرا نمی‌تونستی تنهاش بذاری؟
- اما خود رودی بود.

209
01:36:10,187 --> 01:36:12,105
من نبودم.

210
01:36:12,189 --> 01:36:14,566
تئوی پیر هم نبود.

211
01:36:14,650 --> 01:36:18,320
همینه که باعث میشه اینقدر درست باشه.
خیلی عالیه.

212
01:36:18,403 --> 01:36:20,948
آیا دوست دارید همسر یک راهنما باشید؟

213
01:36:21,031 --> 01:36:24,701
بله. یا ماشین ظرفشویی.

214
01:36:24,785 --> 01:36:27,579
یا صاحب هتل.

215
01:36:28,497 --> 01:36:32,751
اما هرگز همسر صاحب هتلی
که می‌خواست از کوه‌ها بالا برود، نبود.

216
01:36:32,835 --> 01:36:37,005
چون یه مرد باید کاری رو که حس می‌کنه
باید انجام بده، وگرنه مرد نیست.

217
01:36:37,756 --> 01:36:41,510
و هیچ کس، همسر، مادر یا عزیزم،

218
01:36:41,593 --> 01:36:45,722
حق دارد او را
به چیزی تبدیل کند که قرار نبوده باشد.

219
01:36:46,640 --> 01:36:50,561
متاسفم که نمی‌دانستی.
متاسفم که به تو دروغ گفتند.

220
01:36:52,646 --> 01:36:57,651
الان کاری نیست که بشه کرد، نه؟
اون هیچ‌وقت چیزی جز یه راهنما نخواهد بود.

221
01:36:58,569 --> 01:36:59,903
نه، خانم مت.

222
01:45:18,193 --> 01:45:21,905
ببخشید، آقای همپل،
اما اشتباه می‌کنید. این کوه ما نیست.

223
01:45:21,989 --> 01:45:24,324
کوه رودی است.

224
01:45:25,075 --> 01:45:28,537
رودی؟ رودی، بیا اینجا.

225
01:45:33,166 --> 01:45:36,128
- من حتی به بالا هم نرسیدم، قربان.
- ببین.

226
01:45:45,179 --> 01:45:50,225
- تو اونو بالا آوردی. تو اونو اونجا گذاشتی.
- نه، رودی. تو اونو اونجا گذاشتی.

227
01:45:50,309 --> 01:45:52,519
تو و پدرت.

228
01:45:52,603 --> 01:45:54,605
این درست است.

229
01:45:54,688 --> 01:45:59,276
- او می‌توانست اولین نفر باشد.
- و پدرش هم می‌توانست.

230
01:45:59,359 --> 01:46:02,446
زنده باد ماشین ظرفشویی ما! آفرین!

231
01:46:08,368 --> 01:46:12,539
یه چیزی بگو رودی. مثل یه توده بی‌هدف اونجا نایست
. ازشون دعوت کن بیان بالا تا ببینن.

232
01:46:12,623 --> 01:46:14,541
- لیزبت کجاست؟
- اونجاست.

233
01:46:14,625 --> 01:46:16,960
من اینجام، رودی.

234
01:46:43,000 --> 01:46:56,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top