1
00:01:54,140 --> 00:02:04,140
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

2
00:03:04,517 --> 00:03:06,811
‫شهر کدوم طرفه؟

3
00:03:06,811 --> 00:03:08,271
‫جاده رو دنبال کن.

4
00:08:26,172 --> 00:08:29,133
‫اول از همه، این و بهم یاد دادی.

5
00:08:37,183 --> 00:08:41,479
‫خدای بزرگ، روح خواهر مرحوم...

6
00:08:41,521 --> 00:08:43,481
‫و زیبایمان، کیتی الدر رو...

7
00:08:43,523 --> 00:08:46,984
‫به پناه امن تو می‌فرستیم،

8
00:08:47,068 --> 00:08:49,487
‫و جسدش را زیر خاک می‌گذاریم.

9
00:08:49,570 --> 00:08:50,988
‫در کنار شوهر محبوبش.

10
00:08:51,072 --> 00:08:53,824
‫کیتی الدر...

11
00:08:53,866 --> 00:08:57,245
‫زنی محبوب همه،

12
00:08:57,328 --> 00:08:58,746
‫یک زن سختکوش،

13
00:08:58,829 --> 00:09:00,414
‫و صادق.

14
00:09:00,498 --> 00:09:02,416
‫اون به هزاران شیوه، در پیشبرد...

15
00:09:02,500 --> 00:09:04,752
‫هدف تو، زحمت کشید.

16
00:09:04,835 --> 00:09:07,255
‫دوست همه بود،

17
00:09:07,338 --> 00:09:09,590
‫تسلی بخش بیماران.

18
00:09:09,674 --> 00:09:11,926
‫بعد از خودش، دنیا
‫رو برای زندگی...

19
00:09:12,009 --> 00:09:13,719
‫کمی جای بهتری کرد،

20
00:09:13,803 --> 00:09:16,597
‫و کسایی که کیتی رو
‫می‌شناختن و دوستش داشتن،

21
00:09:16,681 --> 00:09:19,433
‫به خاطر زندگی زیر...

22
00:09:19,517 --> 00:09:21,727
‫گرمای وجود فهمش، بهتر هستن.

23
00:09:21,811 --> 00:09:25,606
‫کیتی الدر سال‌ها اینجا
‫در کلیر واتر زندگی کرد.

24
00:09:25,690 --> 00:09:28,818
‫تمام کسایی که امروز اینجا جمع
‫شدیم، اون رو خوب می‌شناختیم.

25
00:09:28,901 --> 00:09:30,611
‫چهار پسر تربیت کرد...

26
00:09:30,695 --> 00:09:35,741
‫جان، تام، مت و باد
‫که از همه کوچیکتره.

27
00:09:35,825 --> 00:09:38,953
‫کیتی زنی بود که  هیچی
‫برای خودش نمی‌خواست،

28
00:09:39,036 --> 00:09:42,832
‫به جای گرفتن، فقط
‫می‌خواست ببخشه.

29
00:09:42,873 --> 00:09:45,626
‫زندگیش رو وقف کمک به خانواده‌ش،

30
00:09:45,710 --> 00:09:47,128
‫و به دوستانش کرد.

31
00:09:48,921 --> 00:09:50,798
‫از زمین به زمین،

32
00:09:50,881 --> 00:09:52,633
‫از خاکستر به خاکستر،

33
00:09:52,717 --> 00:09:54,468
‫و از خاک به خاک،

34
00:09:54,552 --> 00:09:56,971
‫با این باور قطعی که...

35
00:09:57,054 --> 00:10:00,308
‫در اون دنیا با زندگی
‫ابدی محشور میشه.

36
00:10:00,391 --> 00:10:04,478
‫ای خدای بزرگی که
‫رحمتت قابل شمارش نیست،

37
00:10:04,562 --> 00:10:08,691
‫دعاهای ما را از جانب
‫روح بنده‌ات مستجاب کن،

38
00:10:08,733 --> 00:10:11,152
‫و او را در...

39
00:10:11,235 --> 00:10:13,904
‫سرزمین نور و خوشی...

40
00:10:13,988 --> 00:10:18,492
‫و پیروی از قدیسینت،
‫محشور بگردان.

41
00:10:18,576 --> 00:10:19,827
‫آمین.

42
00:10:19,910 --> 00:10:21,162
‫آمین.

43
00:10:40,765 --> 00:10:44,685
‫می‌دونی، یه بار بهم
‫یه اسب کور فروخت،

44
00:10:44,769 --> 00:10:48,356
‫یه زن، این کار رو باهام کرد.

45
00:10:48,439 --> 00:10:50,858
‫خوب ازم چاپید.

46
00:10:55,279 --> 00:10:57,198
‫این کیتی‌ـه.

47
00:10:57,281 --> 00:10:59,367
‫اسم مادرتون رو روش گذاشتیم.

48
00:11:00,868 --> 00:11:03,287
‫خیلی بچه‌ی خوشگلی‌ـه.

49
00:11:03,371 --> 00:11:06,290
‫با خودم گفتم دوست دارین بدونین.

50
00:11:13,547 --> 00:11:15,466
‫یکی‌ـتون نیست، مگه نه؟

51
00:11:15,549 --> 00:11:17,968
‫بله، قربان. جان، برادر بزرگمون.

52
00:11:18,052 --> 00:11:20,638
‫زیاد سفر می‌کنه.

53
00:11:20,721 --> 00:11:22,640
‫خب، اگه هر کاری  از
‫دستم بر میاد، کافیه بگین.

54
00:11:22,723 --> 00:11:25,309
‫ممنون، پارسون،
‫کلی کار انجام دادی.

55
00:11:25,393 --> 00:11:26,977
‫چیکار کردم؟

56
00:11:27,061 --> 00:11:28,479
‫چند تا نامه نوشتی؟

57
00:11:28,562 --> 00:11:29,605
‫نه... نه، قربان.

58
00:11:29,689 --> 00:11:32,108
‫سخنرانی خیلی قشنگی کردین، قربان.

59
00:11:32,149 --> 00:11:33,609
‫کافی نبود.

60
00:11:33,651 --> 00:11:36,612
‫حق داشت سخنرانی
‫قشنگی براش انجام بشه،

61
00:11:36,654 --> 00:11:38,114
‫ولی من نتونستم این کار رو بکنم.

62
00:11:38,155 --> 00:11:41,117
‫از نظر من، سخنرانی
‫خیلی خوبی بود، پارسون.

63
00:11:41,158 --> 00:11:42,827
‫کافی نبود.

64
00:11:42,910 --> 00:11:45,162
‫نه واسه اون.

65
00:11:45,246 --> 00:11:48,165
‫ولی فکر نمی‌کنم
‫شما این رو بدونین.

66
00:14:34,874 --> 00:14:37,251
‫اینجا به خاطر جرمی
‫تحت تعقیبم، بیلی؟

67
00:15:42,650 --> 00:15:44,568
‫کی کشتش؟

68
00:16:36,370 --> 00:16:40,457
‫اون مردی بود که
‫از قطار پیاده نشد،

69
00:24:31,470 --> 00:24:33,930
‫خوشحالم باهات شرط نبستم.

70
00:24:47,819 --> 00:24:49,779
‫مردم همیشه سعی دارن...

71
00:24:49,821 --> 00:24:52,115
‫با همچین تهمت‌هایی بهم گیر بدن.

72
00:24:52,157 --> 00:24:53,450
‫اسبه رو دزدیدی؟

73
00:24:53,492 --> 00:24:55,952
‫سوارش شدم ولی ندزدیدمش.

74
00:24:55,994 --> 00:24:57,454
‫مامان ازم حمایت نمی‌کرد.

75
00:24:57,496 --> 00:24:59,789
‫دنبال این بود که از اینجا برم،

76
00:24:59,831 --> 00:25:01,166
‫منم رفتم.

77
00:25:01,249 --> 00:25:02,834
‫رفتی کجا؟

78
00:25:02,918 --> 00:25:04,836
‫مدرسه‌ی ماینز.

79
00:25:04,920 --> 00:25:06,505
‫سوم سبتامبر بود.

80
00:25:06,588 --> 00:25:08,006
‫یه هفته قبل از شروع مدرسه،

81
00:25:08,089 --> 00:25:09,508
‫قطار باید راه میفتاد،

82
00:25:09,591 --> 00:25:11,510
‫منم رفتم کلرادو اسپرینگز،

83
00:25:11,593 --> 00:25:12,844
‫و از قله‌ی پایکز فالا رفتم.

84
00:25:12,928 --> 00:25:13,929
‫چرا؟

85
00:25:13,929 --> 00:25:15,180
‫آخه قله اونجا بود.

86
00:25:15,263 --> 00:25:16,515
‫صبر کن ببینم.

87
00:25:16,598 --> 00:25:18,517
‫قله‌ی پایکز رو چیکار کردی؟

88
00:25:18,600 --> 00:25:19,851
‫ازش فالا رفتم.

89
00:25:19,935 --> 00:25:21,144
‫فالا نه. بالا.

90
00:25:21,228 --> 00:25:23,647
‫فرقش چیه؟ به نوکش رسیدم.

91
00:25:23,688 --> 00:25:24,940
‫خیلی تفاوت داره.

92
00:25:25,023 --> 00:25:26,983
‫کلمه‌ای به اسم فالا نداریم.

93
00:25:27,067 --> 00:25:28,318
‫اسب چی؟

94
00:25:28,401 --> 00:25:30,487
‫مامان کلی زحمت کشید...

95
00:25:30,570 --> 00:25:31,988
‫تا تو درس بخونی.

96
00:25:32,072 --> 00:25:33,490
‫چرا ازش استفاده نمی‌کنی؟

97
00:25:33,573 --> 00:25:35,492
‫چرا اسب رو دزدیدی؟

98
00:25:35,575 --> 00:25:36,826
‫ندزدیدمش.

99
00:25:36,910 --> 00:25:38,161
‫تو تختخواب بودم،

100
00:25:38,245 --> 00:25:39,663
‫صدای حرف زدن یکی رو شنیدم،

101
00:25:39,746 --> 00:25:41,665
‫منم از پنجره بیرون رو نگاه کردم.

102
00:25:41,748 --> 00:25:44,167
‫اون پیرمردـه هایزلمن بود
‫که داشت سر مامان داد میزد،

103
00:25:44,251 --> 00:25:46,169
‫و ادعا می‌کرد اسب
‫خاکستریش رو دزدیدم.

104
00:25:46,253 --> 00:25:48,505
‫یه اسب خاکستری؟ کیتی چی گفت؟

105
00:25:48,588 --> 00:25:50,006
‫خب، اونم جوابش رو داد،

106
00:25:50,090 --> 00:25:52,509
‫و گفت اگه دوست داره بره بگرده.

107
00:25:52,592 --> 00:25:54,010
‫رفتن تو انبار،

108
00:25:54,094 --> 00:25:56,346
‫و از بخت بد من، با اسبش...

109
00:25:56,429 --> 00:25:57,681
‫از انبار اومد بیرون.

110
00:25:57,764 --> 00:26:00,016
‫مامان سرش رو تکون
‫داد و گفت: بله، آقا.

111
00:26:00,100 --> 00:26:01,977
‫بعد با ترس اومد تو خونه.

112
00:26:02,018 --> 00:26:03,019
‫مامان ترسیده بود.

113
00:26:03,019 --> 00:26:04,980
‫تا حالا اونجوری ندیده بودمش.

114
00:26:05,021 --> 00:26:07,983
‫گفت پیرمردـه با
‫کلانتر برمی‌گرده،

115
00:26:08,024 --> 00:26:10,485
‫و بهتره من از ایالت برم بیرون.

116
00:26:10,527 --> 00:26:11,987
‫من شلوارم رو در آوردم،

117
00:26:12,028 --> 00:26:13,488
‫کت و شلوار آبیم رو پوشیدم،

118
00:26:13,530 --> 00:26:14,990
‫و با قطار رفتم.

119
00:26:15,031 --> 00:26:17,117
‫اینکه هیچ ماجرای خاصی نبود.

120
00:26:17,200 --> 00:26:20,120
‫من از اون قسمتش که شلوارش
‫رو عوض کرد، خوشم اومد.

121
00:26:20,203 --> 00:26:22,455
‫تازه داشت برام جالب میشد.

122
00:26:22,539 --> 00:26:24,457
‫خیلی خندیدم. ها ها.

123
00:26:24,541 --> 00:26:25,792
‫اوه...

124
00:26:25,875 --> 00:26:28,128
‫خنده داره.

125
00:29:01,573 --> 00:29:03,533
‫به‌به، سلام، باد.

126
00:29:03,575 --> 00:29:05,034
‫قیافه‌ت با روزی که...

127
00:29:05,076 --> 00:29:07,328
‫برای اولین بار  رفتی
‫دانشگاه، هیچ فرقی نکرده.

128
00:29:07,412 --> 00:29:09,372
‫انتظار داشتم...

129
00:29:09,414 --> 00:29:11,666
‫با یه کلاه فارغ‌التحصیلی برگرده،

130
00:29:11,750 --> 00:29:13,001
‫و عینک زده باشه و...

131
00:29:13,084 --> 00:29:14,544
‫به نظر باهوش بیاد.

132
00:29:14,586 --> 00:29:16,671
‫آقای پیوی، برادرم تام رو یادته؟

133
00:29:16,713 --> 00:29:17,714
‫سلام.

134
00:29:17,714 --> 00:29:20,175
‫از شنیدن خبر فوت
‫مادرت متاسف شدم.

135
00:29:20,216 --> 00:29:22,510
‫چیز خاصی نمی‌تونم بگم...

136
00:29:22,552 --> 00:29:23,845
‫جز اینکه دلم براش...

137
00:29:23,887 --> 00:29:26,347
‫به اندازه‌ی مادر خودم تنگ میشه.

138
00:29:26,389 --> 00:29:28,683
‫اومدیم صورتحساب مامان رو ببینیم.

139
00:29:28,725 --> 00:29:30,185
‫می‌خوایم تسویه کنیم.

140
00:29:30,226 --> 00:29:32,520
‫فکر کنم تو مغازه باشه.

141
00:29:32,562 --> 00:29:33,855
‫بیاین داخل.

142
00:30:31,371 --> 00:30:32,789
‫پولتون رو یادتون نره.

143
00:30:34,374 --> 00:30:35,625
‫ممنون.

144
00:30:35,708 --> 00:30:37,293
‫هر وقت دوست داشتین بیاین.

145
00:30:42,215 --> 00:30:44,133
‫کاش می‌تونستم بهت بگم...

146
00:30:44,217 --> 00:30:46,469
‫صد دلار بهم بدهکاری،

147
00:30:46,553 --> 00:30:47,804
‫ولی اینطور نیست.

148
00:30:47,887 --> 00:30:49,806
‫مامانت یه روز، یه اسب...

149
00:30:49,889 --> 00:30:52,141
‫بزرگ خاکستری رو
‫برای فروش آورد اینجا.

150
00:30:52,225 --> 00:30:54,644
‫گفت: هنری، برو اسب
‫خاکستریت رو بردار.

151
00:30:54,727 --> 00:30:57,647
‫خب، اونا با همدیگه بهترین...

152
00:30:57,730 --> 00:30:59,649
‫تیم ممکن رو تشکیل داده بودن،

153
00:30:59,732 --> 00:31:02,110
‫منم گفتم: قیمتت چنده، کیتی؟

154
00:31:02,151 --> 00:31:04,320
‫اونم گفت: یه مراسم ختم.

155
00:31:04,404 --> 00:31:07,323
‫منم گفتم: ختم کی؟

156
00:31:07,407 --> 00:31:10,326
‫گفت: ختم خودم.
‫معامله اینطوری بود.

157
00:31:10,410 --> 00:31:13,830
‫همون اسب خاکستری
‫که باد دزدیده بود؟

158
00:31:15,081 --> 00:31:16,332
‫این ماجرا رو شنیدی؟

159
00:31:16,416 --> 00:31:17,500
‫آره.

160
00:31:17,584 --> 00:31:19,502
‫من و کیتی این داستان
‫رو سر هم کردیم...

161
00:31:19,586 --> 00:31:21,838
‫تا با ترسوندن باد،
‫بفرستیمش دانشگاه.

162
00:31:21,921 --> 00:31:24,340
‫خودم اون اسب رو
‫گذاشتم تو انبارش،

163
00:31:24,424 --> 00:31:26,676
‫و بعدا فریادزنان مثل  یه
‫سرخپوست کمانچی برگشتم.

164
00:31:26,759 --> 00:31:29,178
‫مامانت هم عجیب سر من داد میزد...

165
00:31:29,262 --> 00:31:32,348
‫خیلی زن خردمندی بود.

166
00:31:32,432 --> 00:31:35,184
‫بابام...

167
00:31:35,268 --> 00:31:38,021
‫اون رو هم خاک کردی.

168
00:31:38,104 --> 00:31:39,480
‫مگه نه، هنری؟

169
00:31:40,523 --> 00:31:41,649
‫آره.

170
00:31:41,691 --> 00:31:43,151
‫خیلی مرد با روحیه‌ای بود.

171
00:31:43,192 --> 00:31:46,154
‫آدمی نبود که مقابل
‫کسی عقب نشینی کنه.

172
00:31:46,195 --> 00:31:47,488
‫یادمه یه زمانی...

173
00:31:47,530 --> 00:31:50,491
‫ثد پیر اون رو به
‫دوئل دعوت کرد...

174
00:31:50,533 --> 00:31:52,493
‫چون بابات رو به
‫دوئل دعوت کرده بودن،

175
00:31:52,535 --> 00:31:53,995
‫انتخاب اسلحه با تصمیم اون بود.

176
00:31:54,037 --> 00:31:55,788
‫چون روز چهارم جولای
‫بود، (روز استقلال آمریکا)

177
00:31:55,872 --> 00:31:57,749
‫با نهایت آرامش گفت:

178
00:31:57,832 --> 00:31:59,042
‫من ترقه رو انتخاب می‌کنم.

179
00:32:00,877 --> 00:32:02,545
‫جونم برات بگه...

180
00:32:02,629 --> 00:32:05,048
‫ده قدم از همدیگه دور شدن،

181
00:32:05,131 --> 00:32:07,383
‫با سیگار، ترقه‌ها رو روشن کردن،

182
00:32:07,467 --> 00:32:08,718
‫و ترقه‌ها شروع
‫کردن به منفجر شدن.

183
00:32:08,801 --> 00:32:10,219
‫ثد پیر مثل چی سیاه شده بود،

184
00:32:10,303 --> 00:32:11,554
‫بس می‌خندید و داد میزد.

185
00:32:11,638 --> 00:32:13,556
‫شعله‌های قرمز و آبی آتیش...

186
00:32:13,640 --> 00:32:14,891
‫بهش می‌خوردن رو رد می‌شدن.

187
00:32:14,974 --> 00:32:16,225
‫بابات اونقدر خندید...

188
00:32:16,309 --> 00:32:18,227
‫که با فاصله‌ی دو
‫متر ثد رو خطار زد.

189
00:32:18,311 --> 00:32:20,563
‫در آخر، یکی از
‫اون شعله‌های آتیش...

190
00:32:20,647 --> 00:32:22,231
‫افتاد تو شلوار بابات.

191
00:32:22,315 --> 00:32:24,067
‫بابات هم فلنگ رو بست،

192
00:32:24,150 --> 00:32:25,735
‫و به سرعت رفت سمت آب،

193
00:32:25,818 --> 00:32:28,237
‫و نشست داخلش.

194
00:32:29,781 --> 00:32:31,741
‫ها ها ها!

195
00:32:31,783 --> 00:32:34,869
‫اون خنده‌دارترین دوئلی
‫بود که به عمرم دیده بودم.

196
00:32:34,953 --> 00:32:36,537
‫واقعا همینطور بود.

197
00:32:37,789 --> 00:32:39,749
‫بابام چطوری مرد، هنری؟

198
00:32:42,961 --> 00:32:45,046
‫آه...

199
00:33:52,321 --> 00:33:53,573
‫خب...

200
00:39:51,972 --> 00:39:54,475
‫پسر، همه‌چی عوض شده، مگه نه؟

201
00:39:55,226 --> 00:39:57,520
‫یادته تو اون انبار قدیمی بزرگ ‫بازیگوشی می‌کردیم؟

202
00:39:57,645 --> 00:40:00,940
‫تام، زمانی که از سقف اون انبار ‫افتادی پایین پات شکست من بچه بودم.

203
00:40:00,981 --> 00:40:02,274
‫تو اصلا دنیا نیومده بودی.

204
00:40:02,441 --> 00:40:04,485
‫تازه، هلم دادن.

205
00:40:04,527 --> 00:40:07,154
‫یه نفر همیشه من رو از
‫رو سقف هل میداد پایین.

206
00:40:07,196 --> 00:40:09,156
‫آخه انعطافت خیلی خوب بود.

207
00:40:09,573 --> 00:40:13,244
‫همه تو خانواده پز این رو میدادن
که تو چه انعطاف خوبی داری

208
00:40:13,619 --> 00:40:16,122
‫خب، بزنین بریم پایین.

209
00:41:05,087 --> 00:41:06,088
‫روز بخیر.

210
00:41:06,088 --> 00:41:08,215
‫اینجا ملک خصوصی‌ـه.

211
00:41:08,257 --> 00:41:11,051
‫با مردی به اسم مورگان
‫هیستینگز کار داریم.

212
00:41:11,093 --> 00:41:12,386
‫اون پدرمه.

213
00:41:12,428 --> 00:41:13,721
‫ولی اینجا نیست.

214
00:41:13,762 --> 00:41:15,556
‫امروز برنمی‌گرده.

215
00:41:15,598 --> 00:41:18,225
‫پس شاید تو بتونی کمی
‫اطلاعات بهمون بدی.

216
00:41:18,267 --> 00:41:21,228
‫ببین، اینجا قبلا خونه‌ی ما بود،

217
00:41:21,270 --> 00:41:23,564
‫ولی حالا مال شماست.

218
00:41:23,606 --> 00:41:25,900
‫می‌خوایم ازت چند تا سوال بپرسیم.

219
00:41:25,941 --> 00:41:27,401
‫من به هیچ سوالی جواب نمیدم.

220
00:41:27,443 --> 00:41:29,403
‫بهتره از این ملک برین بیرون.

221
00:41:29,445 --> 00:41:31,780
‫یه دقیقه صبر کن،
‫پسر جون. جوگیر نشو.

222
00:41:31,864 --> 00:41:33,407
‫ما...

223
00:41:33,449 --> 00:41:36,035
‫بهتون دستور میدم از
‫این ملک برین بیرون.

224
00:41:36,118 --> 00:41:37,578
‫مشکلی پش اومده، دیو؟

225
00:41:37,620 --> 00:41:38,746
‫آره.

226
00:41:38,787 --> 00:41:40,748
‫مشکلی نیست، آقا.

227
00:41:40,789 --> 00:41:43,250
‫من جان الدر هستم
‫و اینا هم برادرهامن.

228
00:41:43,292 --> 00:41:45,252
‫بهشون دستور دادم
‫از این ملک برن بیرون،

229
00:41:45,294 --> 00:41:46,754
‫ولی نمیرن.

230
00:42:49,024 --> 00:42:52,152
‫بیلی. بیلی، باید این رو ببینی.

231
00:42:52,194 --> 00:42:53,988
‫زود باش، زود باش.

232
00:43:37,448 --> 00:43:38,699
‫چی شده، بن؟

233
00:43:38,782 --> 00:43:40,242
‫بی احتیاطی کرد.

234
00:45:40,446 --> 00:45:41,864
‫به نظرت این یه قضیه...

235
00:45:41,947 --> 00:45:44,491
‫یه کم بودار نیست، بیلی؟

236
00:45:44,575 --> 00:45:45,826
‫خب، راستش...

237
00:45:56,420 --> 00:45:58,505
‫جان...

238
00:49:31,969 --> 00:49:33,428
‫اونجوری که من یادم میاد،

239
00:49:33,470 --> 00:49:35,430
‫وقتی سه یا چهار سالمون بود،

240
00:50:22,644 --> 00:50:23,895
‫باد.

241
00:50:49,337 --> 00:50:51,423
‫کیتی دواین...

242
00:50:51,506 --> 00:50:55,260
‫متولد اوهایو. بدون تاریخ تولد.

243
00:50:55,343 --> 00:51:00,515
‫ازدواج با بس الدر،
‫هشت سبتامبر 1850،

244
00:51:00,599 --> 00:51:02,517
‫کلیر واتر، تگزاس.

245
00:51:04,269 --> 00:51:05,687
‫بهتره این رو نگه داریم.

246
00:51:05,771 --> 00:51:08,356
‫چرا؟ بیا بفروشیمش.

247
00:51:08,440 --> 00:51:11,526
‫نصف پول رو میدیم به پارسون.

248
00:51:11,610 --> 00:51:15,363
‫گوش کنین، باید یه لوح خوب...

249
00:51:15,447 --> 00:51:16,698
‫واسه قبرش بگیریم.

250
00:51:16,782 --> 00:51:18,867
‫یه لوح بزرگ با نوشته‌ی قشنگ،

251
00:51:18,950 --> 00:51:20,368
‫چی بهش میگن...

252
00:51:20,452 --> 00:51:21,244
‫یادبود.

253
00:51:21,244 --> 00:51:21,995
‫یه یادبود.

254
00:51:21,995 --> 00:51:23,246
‫دوست داشت یه یادبود داشته باشه.

255
00:51:23,330 --> 00:51:25,624
‫چرا پول خرج یه تکه سنگ بکنیم؟

256
00:51:25,707 --> 00:51:27,501
‫چون دوستش داشت و به نظر من...

257
00:51:27,542 --> 00:51:30,045
‫باید یه چیزی برای یاد
‫و خاطره‌ش داشته باشیم.

258
00:51:30,087 --> 00:51:32,964
‫ریترها برای مادرشون ‫یه فرشته‌ای مرمری گرفتن
‫که انگشتش رو گرفته بالا

259
00:51:33,006 --> 00:51:34,007
‫به سمت کی؟

260
00:51:34,091 --> 00:51:36,051
‫هیچکس. اینجوری
‫انگشتش رو گرفته بالا.

261
00:51:36,093 --> 00:51:37,552
‫باشه. یه فرشته‌ی مرمری.

262
00:51:37,677 --> 00:51:40,555
‫لازمه یه فرشته باشه؟
من هیچ چیز مشترکی با فرشته ندارم

263
00:51:40,722 --> 00:51:42,516
‫تازه، فرشته‌ی خانواده‌ی
‫ریتر رو در نظر بگیرین...

264
00:51:42,557 --> 00:51:44,518
‫یه بچه با تیر زده
‫انگشتش رو کنده.

265
00:51:44,559 --> 00:51:46,394
‫حالا انگار داره
‫مشتش رو تکون میده.

266
00:51:46,478 --> 00:51:48,772
‫یه گوسفند مرمری چطوره؟

267
00:51:48,980 --> 00:51:50,482
‫اسب چطوره؟

268
00:51:51,066 --> 00:51:51,900
‫اسب؟

269
00:51:51,900 --> 00:51:53,110
‫واسه قبر؟

270
00:51:53,193 --> 00:51:54,611
‫مامان عاشق اسب‌ها بود.

271
00:51:54,694 --> 00:51:56,113
‫نه دیگه اینقدر.

272
00:51:56,196 --> 00:51:59,991
‫خودت چقدر دوست داری  تا
‫ابد یه اسب بالای سرت باشه؟

273
00:52:00,075 --> 00:52:02,410
‫ما چمون شده؟

274
00:52:02,953 --> 00:52:04,579
‫تو گفتی یه یادبود دوست داره.

275
00:52:04,663 --> 00:52:06,081
‫آره، ولی نه از این مدل.

276
00:52:06,581 --> 00:52:10,252
‫می‌خواست یکی از ما، خانواده‌ش، ‫یه پخی بشه.

277
00:52:10,544 --> 00:52:13,296
‫خب، اون به خواسته‌ش نرسید.

278
00:52:13,380 --> 00:52:14,381
‫نه هنوز.

279
00:52:14,381 --> 00:52:16,466
‫نه اگه باد برگرده دانشگاه.

280
00:52:16,550 --> 00:52:17,551
‫صبر کن.

281
00:52:17,551 --> 00:52:19,136
‫این یادبودی‌ـه که می‌خواد.

282
00:52:19,219 --> 00:52:21,972
‫یکی از شما برین و یه چیزی بشین.

283
00:52:22,055 --> 00:52:23,807
‫واسه ما خیلی دیر شده.

284
00:52:23,890 --> 00:52:25,976
‫من حاضر نیستم یه یادبود باشم.

285
00:52:26,059 --> 00:52:27,477
‫من با تو میام.

286
00:52:27,561 --> 00:52:30,147
‫ما مثل برادران
‫دالتون مشهور می‌شیم.

287
00:52:30,230 --> 00:52:31,481
‫آره، اونا مشهورن،

288
00:52:31,565 --> 00:52:33,650
‫ولی مرده‌ن.

289
00:52:33,733 --> 00:52:35,152
‫دارشون زدن.

290
00:52:35,235 --> 00:52:36,236
‫اوه.

291
00:52:38,280 --> 00:52:40,407
‫کتاب رو نگه میداریم.

292
00:52:46,955 --> 00:52:48,498
‫اسب‌ها...

293
00:54:39,234 --> 00:54:41,152
‫اینا هم مال شماست.

294
00:54:41,236 --> 00:54:44,155
‫می‌دونم در اصل
‫برای غریبه‌ها نبودن،

295
00:54:44,239 --> 00:54:47,993
‫ولی کیتی می‌خواست
‫من تو رو بشناسم.

296
00:54:48,076 --> 00:54:49,494
‫برام مهم نیست.

297
00:54:49,577 --> 00:54:51,830
‫خیلی وقت پیش دست
‫از نامه نوشتن برداشتی.

298
00:54:52,080 --> 00:54:53,665
‫یکی از خوشی‌های واقعیش...

299
00:54:53,748 --> 00:54:56,001
‫مرور نامه‌های قدیمیت بود.

300
00:54:56,334 --> 00:54:58,712
‫بعد از اینکه حفظشون کرد، ‫به من داد تا بخونمشون.

301
00:54:59,587 --> 00:55:01,840
‫خیلی جالبه که یکی
‫می‌تونه اینا رو بخونه.

302
00:55:02,007 --> 00:55:04,634
‫دستخطم خیلی خرچنگ قورباغه‌ست.

303
00:55:04,718 --> 00:55:06,761
‫ولی چیزهایی که
‫نوشته بودی، زیبا بود.

304
00:55:07,220 --> 00:55:08,263
‫اون اول‌هاش.

305
00:55:09,097 --> 00:55:11,266
‫بعد متوجه یه تغییر شدم.

306
00:55:11,891 --> 00:55:14,269
‫مامانت اصلا متوجه
‫نشد، ولی من چرا.

307
00:55:14,811 --> 00:55:16,229
‫همه عوض میشن.

308
00:55:16,438 --> 00:55:18,398
‫نه اونطوری که تو عوض شدی.

309
00:55:18,773 --> 00:55:20,942
‫وقتی کم‌کم چیزهایی
‫درباره‌ت شنیدم،

310
00:55:21,026 --> 00:55:24,404
‫اصلا شبیه مردی نبود که
‫اون نامه‌ها رو نوشته بود.

311
00:55:25,280 --> 00:55:27,449
‫دنبال قاتل پدرت هستی، مگه نه؟

312
00:55:27,532 --> 00:55:28,658
‫معلومه که هستم.

313
00:55:28,783 --> 00:55:32,412
‫هر کی بس رو کشته، احتمالا
‫مزرعه رو از چنگ کیتی در آورده.

314
00:55:32,912 --> 00:55:34,497
‫این کمترین کاریه
‫که می‌تونم براش بکنم.

315
00:55:34,622 --> 00:55:35,623
چرا؟

316
00:55:35,665 --> 00:55:38,293
‫تا حسابت رو صاف
‫کنی، دوباره آدم بکشی،

317
00:55:38,418 --> 00:55:42,255
‫شاید جلوی باد، ‫تا برادر سرسختش رو الگوش قرار بده؟

318
00:55:42,505 --> 00:55:44,924
‫نذار باد تو رو بپرسته، ‫چون تو یه قاتلی.

319
00:55:45,342 --> 00:55:48,136
‫کیتی فقط می‌خواست باد بره کالج،

320
00:55:48,219 --> 00:55:51,473
‫تا اسم الدر نماد یه چیزی باشه.

321
00:55:54,517 --> 00:55:56,269
‫من دیگه میرم.

322
00:55:58,480 --> 00:56:00,315
‫بازم بابت این ممنون.

323
00:56:33,848 --> 00:56:36,476
‫باد، چقدر پول داری؟

324
00:56:36,476 --> 00:56:39,437
‫من؟ من از کجا
‫باید پول داشته باشم؟

325
00:56:39,521 --> 00:56:42,148
‫تو نزدیک پنج دلار از پیوی گرفتی.

326
00:56:42,273 --> 00:56:44,776
‫پول خودم رو خرج نوشیدنی کنم؟

327
00:57:23,690 --> 00:57:24,774
‫متصدی.

328
00:57:24,899 --> 00:57:25,984
‫بله، قربان.

329
00:57:28,069 --> 00:57:31,281
‫اینجا میشه نوشیدنی رو زد به حساب؟

330
00:57:32,532 --> 00:57:33,992
‫شرمنده.

331
00:57:35,702 --> 00:57:37,620
‫یه نوشیدنی دیگه
‫واسه خودمون می‌خرم.

332
00:57:56,723 --> 00:57:59,225
‫آه...

333
00:58:06,316 --> 00:58:09,903
‫کی می‌خواد یه  چشم شیشه‌ای
‫از تولید به مصرف بگیره؟

334
00:58:09,986 --> 00:58:11,446
‫صبر کن.

335
00:58:53,029 --> 00:58:55,782
‫بیا. من اون چشم رو می‌خوام.

336
00:58:55,865 --> 00:58:57,367
‫باشه!

337
00:58:57,450 --> 00:58:58,785
‫بذار ببینم.

338
00:58:58,868 --> 00:59:02,247
‫نوزده ژتون سفید و
‫یه ژتون آبی لازم داریم.

339
00:59:02,330 --> 00:59:05,750
‫کسی که ژتون آبی
‫گیرش بیاد، برنده‌ی...

340
00:59:05,833 --> 00:59:07,418
‫این چشم کوچیک زیباست.

341
00:59:07,502 --> 00:59:08,920
‫خوب تکونشون بده، باد.

342
00:59:09,003 --> 00:59:10,255
‫کی اول از همه شرکت کرد؟

343
00:59:10,338 --> 00:59:11,339
‫من بودم.

344
00:59:11,339 --> 00:59:12,757
‫تو می‌تونی اول از همه بکشی.

345
00:59:12,840 --> 00:59:15,260
‫بذار ببینیم برنده‌ی
‫خوش‌شانس کیه...

346
00:59:17,345 --> 00:59:19,931
‫ببینیم کی برنده میشه.

347
00:59:20,014 --> 00:59:21,432
‫بکشین بیرون.

348
00:59:21,516 --> 00:59:23,935
‫این آقای خوشگل
‫و بلندقد، نوبت توئه.

349
00:59:24,018 --> 00:59:26,271
‫ببین چی گیرت میاد.

350
00:59:26,354 --> 00:59:27,855
‫همینطوری اونا واینستین.

351
00:59:27,939 --> 00:59:29,274
‫ها ها ها!

352
00:59:29,357 --> 00:59:31,818
‫انگار همه ژتون سفید هستن.

353
00:59:31,901 --> 00:59:33,278
‫صبر کنین، صبر کنین.

354
00:59:33,361 --> 00:59:34,946
‫این آقا دو شانس داره.

355
00:59:35,029 --> 00:59:36,948
‫تو حق داری دو بار بکشی.

356
00:59:37,031 --> 00:59:39,450
‫باشه که بانوی
‫شانس بهت لبخند بزنه.

357
00:59:39,534 --> 00:59:40,535
‫بذار ببینیم...

358
00:59:40,535 --> 00:59:42,120
‫ژتون آبی اومد!

359
00:59:42,203 --> 00:59:43,621
‫برنده شدم!

360
00:59:43,705 --> 00:59:44,789
‫چشمم رو بهم بده.

361
00:59:44,872 --> 00:59:46,833
‫اونجاست. اونجاست.

362
00:59:52,547 --> 00:59:54,966
‫می‌دونی، شاید بدم
‫واسه روز یکشنبه...

363
00:59:55,049 --> 00:59:56,968
‫ازش سنجاق درست کنن.

364
00:59:57,051 --> 00:59:59,470
‫ند، بابتش چقدر پول می‌خوای؟

365
00:59:59,554 --> 01:00:01,055
‫چشمم رو چقدر می‌فروشم؟

366
01:00:01,139 --> 01:00:02,807
‫سود می‌کنی. سه دلار چطوره؟

367
01:00:02,890 --> 01:00:04,976
‫نه. این طلسم خوش شانسیمه.

368
01:00:05,059 --> 01:00:06,477
‫اینم از عروسیم که نابود شد.

369
01:00:06,561 --> 01:00:10,315
‫نامزدم یه بار من رو با  چشم
‫بندم دید. روش رو برگردوند.

370
01:00:10,398 --> 01:00:12,483
‫به نظر من که مشکلی نداری.

371
01:00:12,567 --> 01:00:14,652
‫فرض کن یه دختری و درک می‌کنی...

372
01:00:14,736 --> 01:00:17,655
‫که این چشم بند زیبایی مردونه‌م
‫رو خراب می‌کنه، درسته، پسرها؟

373
01:00:17,739 --> 01:00:19,157
‫بفروشش!

374
01:00:19,240 --> 01:00:20,658
‫باشه، باشه!

375
01:00:20,742 --> 01:00:22,660
‫می‌فروشمش، ولی به پنج دلار.

376
01:00:22,744 --> 01:00:25,997
‫تفاوتش رو کم کن و منم
‫برات یه نوشیدنی می‌خرم.

377
01:00:26,080 --> 01:00:27,165
‫قبوله.

378
01:00:27,248 --> 01:00:28,666
‫نوشیدنی بدین آقا.

379
01:00:28,750 --> 01:00:31,669
‫یه نوشیدنی به من و بچه بدین.

380
01:00:31,753 --> 01:00:32,754
‫بفرما.

381
01:00:32,754 --> 01:00:34,172
‫صبر کن...

382
01:00:34,255 --> 01:00:37,175
‫نمی‌خوای چشمت رو بذاری سر جاش؟

383
01:00:37,258 --> 01:00:41,179
‫بذارمش سر جاش؟
‫اینجا یه کم شلوغه.

384
01:00:41,262 --> 01:00:42,680
‫ها ها ها!

385
01:00:54,108 --> 01:00:56,194
‫شاید این واسه تو خنده‌دار باشه،

386
01:00:56,277 --> 01:00:58,071
‫ولی واسه من نه.

387
01:00:58,154 --> 01:01:00,782
‫از نظر من، تو یه
‫دروغگو و متقلبی،

388
01:01:00,865 --> 01:01:03,409
‫درست مثل بابات.

389
01:01:07,705 --> 01:01:09,290
‫بابام رو می‌شناختی؟

390
01:01:09,374 --> 01:01:11,292
‫اونقدری که این حرف رو بزنم.

391
01:01:11,376 --> 01:01:13,127
‫اونم گیج و منگ بود.

392
01:01:13,211 --> 01:01:14,212
‫تو یه دروغگویی!

393
01:01:14,212 --> 01:01:15,463
‫اون یه بچه‌ست، کرلی.

394
01:01:15,546 --> 01:01:16,547
‫دخالت نکن.

395
01:01:16,547 --> 01:01:18,966
‫گمونم فکر می‌کنه می‌تونه...

396
01:01:19,050 --> 01:01:20,301
‫رو شهرت برادرهاش سوار بشه.

397
01:01:20,385 --> 01:01:23,930
‫راستش، برادرهاش هم اصلا
‫پشیزی برام اهمیت ندارن.

398
01:01:24,013 --> 01:01:25,306
‫کرلی، اون مسلح نیست.

399
01:01:25,390 --> 01:01:26,641
‫ولی من هستم.

400
01:01:26,724 --> 01:01:28,142
‫دخالت نکن، باد.

401
01:01:28,226 --> 01:01:29,268
‫نه!

402
01:01:29,352 --> 01:01:32,480
‫فکر نمی‌کنم جرئتش رو داشته باشه.

403
01:01:32,563 --> 01:01:33,981
‫یه اسلحه بهش بدین.

404
01:01:34,065 --> 01:01:35,650
‫اون منظوری نداشت.

405
01:01:35,733 --> 01:01:37,485
‫به من گفت دروغگو.

406
01:01:37,568 --> 01:01:39,654
‫من فقط حقیقت رو گفتم.

407
01:01:39,737 --> 01:01:41,155
‫اسلحه‌ی من رو بردار، بچه.

408
01:01:51,416 --> 01:01:52,417
‫زود باش...

409
01:01:52,417 --> 01:01:54,168
‫برش دار.

410
01:01:54,252 --> 01:01:56,295
‫هه هه هه...

411
01:01:56,379 --> 01:01:58,798
‫به نظرم از خانواده‌ی بدی میاد...

412
01:01:58,840 --> 01:02:01,134
‫که حتی جرئت نداره...

413
01:02:01,175 --> 01:02:02,635
‫جان...

414
01:02:02,677 --> 01:02:06,639
‫این یارو گفت بابا
‫دروغگو و گیج و منگ بود.

415
01:02:06,681 --> 01:02:08,975
‫دعوتت برای برداشتن اسلحه...

416
01:02:09,016 --> 01:02:10,643
‫هنوز برای جانی الدر سر جاشه؟

417
01:02:10,685 --> 01:02:11,978
‫فرصت داری...

418
01:02:12,019 --> 01:02:15,523
‫تا ثابت کنی اون پشیزی
‫برات اهمیت نداره.

419
01:02:16,983 --> 01:02:19,318
‫تام، از اینجا ببرش بیرون.

420
01:02:19,360 --> 01:02:21,487
‫تا وقتی حرفش رو پس نگیره، نمیرم.

421
01:02:21,529 --> 01:02:22,530
‫تام...

422
01:02:22,530 --> 01:02:23,823
‫مگه نشنیدی چی گفتم؟

423
01:02:23,865 --> 01:02:26,826
‫اون گفت بابا دروغگو
‫و گیج و منگ بود.

424
01:02:30,204 --> 01:02:33,166
‫خب، گمونم بابا
‫همچین آدمی بود، بچه.

425
01:02:36,544 --> 01:02:38,504
‫نذار بیاد داخل.

426
01:03:02,195 --> 01:03:03,321
‫جان...

427
01:03:04,739 --> 01:03:06,115
‫برو بیرون.

428
01:03:13,122 --> 01:03:14,749
‫شب بخیر، پسرها.

429
01:03:18,336 --> 01:03:20,505
‫کجا میری، آقا؟

430
01:03:21,714 --> 01:03:23,549
‫بازیت رو تموم کن.

431
01:03:38,564 --> 01:03:40,483
‫باد، نمی‌خوای غذا بخوری؟

432
01:03:40,566 --> 01:03:41,567
‫نه!

433
01:03:41,776 --> 01:03:45,988
‫وقتی به چیزی که اون عوضی ‫راجع به ما
گفت فکر می‌کنم، چطور می‌تونم غذا بخورم؟

434
01:03:46,239 --> 01:03:47,281
... ‫و این

435
01:03:47,365 --> 01:03:50,827
‫هفت‌تیرکشی که همه
‫همیشه پزش رو میدادن.

436
01:03:50,993 --> 01:03:52,829
‫خب، با این شکم گنده‌ش...

437
01:03:52,912 --> 01:03:54,664
‫از همه عوضی‌تره.

438
01:03:54,747 --> 01:03:55,748
‫خفه شو.

439
01:03:55,748 --> 01:03:57,166
‫خفه نمی‌شم!

440
01:03:57,250 --> 01:04:00,211
‫اگه نمی‌خواستی کاری بکنی،
‫چرا نذاشتی من کاری بکنم؟

441
01:06:18,015 --> 01:06:21,936
‫ولی یه ماه پیش یه
‫نامه ازش دریافت کردم.

442
01:06:22,019 --> 01:06:23,771
‫چون اینجا کار داشتم،

443
01:06:24,063 --> 01:06:26,273
‫گفتم بیام یه سر بهش بزنم.

444
01:07:33,060 --> 01:07:45,060
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

445
01:08:05,331 --> 01:08:07,917
‫من یه پیشنهاد براتون
‫دارم، آقای استرایکر.

446
01:08:29,021 --> 01:08:30,022
‫خب؟

447
01:08:30,022 --> 01:08:31,607
‫داری میگی یا می‌پرسی؟

448
01:08:31,690 --> 01:08:32,691
‫می‌پرسم.

449
01:08:32,691 --> 01:08:34,944
‫خب، به نظر کار بدی نمیاد.

450
01:09:03,514 --> 01:09:05,558
‫اگه می‌خواستم  واسه
‫مامانتون این کار رو بکنم،

451
01:09:05,641 --> 01:09:08,102
‫واسه شما هم این کار رو می‌کنم.

452
01:09:08,144 --> 01:09:10,729
‫بیاین پکوس و اسب‌ها رو ببرین.

453
01:09:10,813 --> 01:09:11,814
‫ممنون.

454
01:09:11,814 --> 01:09:12,857
‫از کی شروع می‌کنین؟

455
01:09:12,940 --> 01:09:15,734
‫چند ساعتی طول می‌کشه تا بیایم.

456
01:09:15,818 --> 01:09:17,278
‫خوبه. منتظرم.

457
01:09:17,319 --> 01:09:18,320
‫راه بیفت.

458
01:09:23,826 --> 01:09:25,578
‫بیاین.

459
01:09:47,099 --> 01:09:49,101
‫نوبت حرکت توئه، بیلی.

460
01:09:50,811 --> 01:09:52,771
‫هری، یکی از این روزها،

461
01:09:52,855 --> 01:09:55,816
‫شکستت میدم.

462
01:09:56,400 --> 01:09:57,943
‫کاش بتونی.

463
01:09:58,569 --> 01:10:00,487
‫بعد از باختن هشت بازی پشت سر هم،

464
01:10:00,529 --> 01:10:03,490
‫دیگه برام چالش محسوب نمیشی.

465
01:10:07,369 --> 01:10:08,996
‫تمام روز کجا بودی؟

466
01:10:09,038 --> 01:10:12,499
‫رفته بودم دفتر کلانترهای آمریکا.

467
01:10:13,083 --> 01:10:15,044
‫یه نگاه به این بنداز.

468
01:10:16,420 --> 01:10:19,506
‫شاید این ثابت کنه که من
‫یه طرفه به قاضی نرفتم.

469
01:10:20,466 --> 01:10:23,135
‫تام الدر به جرم قتل تحت تعقیبه.

470
01:10:23,886 --> 01:10:25,304
‫چی باعث شد این کار رو بکنی؟

471
01:10:25,387 --> 01:10:26,597
‫من.

472
01:10:26,680 --> 01:10:29,975
‫اونقدری تام الدر رو می‌شناخت
‫که من رو فرستاد تحقیق کنم.

473
01:10:30,059 --> 01:10:32,645
‫فکر می‌کردم تام هر آدمی باشه،

474
01:10:33,270 --> 01:10:34,355
‫ولی قاتل رو اصلا.

475
01:10:34,438 --> 01:10:35,231
چرا که نه؟

476
01:10:35,231 --> 01:10:36,523
‫اون یه الدرـه، نیست؟

477
01:10:36,565 --> 01:10:39,526
‫خیلی بیشتر از اسم آدم
‫ لازمه تا گناهکار باشه.

478
01:10:39,568 --> 01:10:41,028
‫این از مدرکت.

479
01:11:17,564 --> 01:11:19,817
‫نه، اینطوری مسلح نمیری.

480
01:11:28,951 --> 01:11:30,244
‫اونا چهار نفرن.

481
01:17:04,703 --> 01:17:07,497
‫کیتی اگه بود، به
‫خاطر حاضرجوابی...

482
01:17:07,581 --> 01:17:08,999
‫پشتمون رو خونی می‌کرد.

483
01:17:09,082 --> 01:17:10,459
‫جدی؟

484
01:19:09,745 --> 01:19:12,205
‫بهتون گفتم شلیک نکنین!
‫زنده می‌خوامشون.

485
01:19:12,247 --> 01:19:13,373
‫باد.

486
01:19:13,415 --> 01:19:14,833
‫من خوبم.

487
01:21:45,567 --> 01:21:48,403
‫اینجاییم چون جنابعالی
‫خودت رو تو دردسر انداختی،

488
01:21:48,486 --> 01:21:50,947
‫و عکست رفته تو
‫پوستر افراد تحت تعقیب.

489
01:22:14,930 --> 01:22:16,348
‫بیاریدشون بیرون.

490
01:22:16,431 --> 01:22:18,058
‫باید دارشون بزنیم.

491
01:22:18,141 --> 01:22:21,811
‫آره، یه طناب بیارین
‫و دارشون بزنین.

492
01:22:21,895 --> 01:22:24,147
‫بیاین بیاریمشون بیرون.

493
01:22:24,230 --> 01:22:27,817
‫آره، بیاریدشون بیرون
‫و دارشون بزنین.

494
01:22:29,152 --> 01:22:30,570
‫بیاین بیاریمشون بیرون.

495
01:22:30,612 --> 01:22:32,489
‫بیاین دارشون بزنیم.

496
01:22:55,053 --> 01:22:57,514
‫تو هم فکر می‌کنی کار ما بوده.

497
01:23:10,485 --> 01:23:13,947
‫بریم سراغشون! چی می‌گین؟

498
01:23:14,030 --> 01:23:15,699
‫نوشیدنی.

499
01:23:15,740 --> 01:23:16,950
‫هی.

500
01:25:31,543 --> 01:25:33,336
‫مهمات به اندازه کافی داریم، چارلی؟

501
01:25:34,212 --> 01:25:36,005
‫نه، کافی نیست.

502
01:25:36,047 --> 01:25:38,967
‫این گلوله‌ها جلوی
‫کسی رو نمی‌گیره.

503
01:25:39,175 --> 01:25:41,010
‫می‌خوای بذاری بیان داخل؟

504
01:25:41,052 --> 01:25:43,847
‫اینجوری با من حرف نزن بچه جون .

505
01:25:44,055 --> 01:25:46,474
‫من و بیلی تا حالا یه
‫زندانی رو هم از دست ندادیم،

506
01:25:46,558 --> 01:25:47,851
‫چه خلافکار چه غیر خلافکار.

507
01:25:47,892 --> 01:25:48,935
‫بیلی اونا رو...

508
01:25:49,060 --> 01:25:50,478
‫بدون اسلحه می‌گرفت.

509
01:25:50,562 --> 01:25:51,938
‫دیدم این کار رو می‌کرد،

510
01:25:52,021 --> 01:25:55,191
‫ولی تو مثل بیلی ویلسون نیستی.

511
01:25:55,400 --> 01:25:57,652
‫منظوری نداشت، چارلی.

512
01:25:57,944 --> 01:25:59,487
‫چرا از عقلش استفاده نمی‌کنه؟

513
01:25:59,487 --> 01:26:02,699
‫اگه اندازه‌ی یه جو
‫به بیلی رفته بود،

514
01:26:02,782 --> 01:26:05,034
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه،

515
01:26:05,201 --> 01:26:06,953
‫اون پسرها رو از
‫شهر می‌برد بیرون.

516
01:26:07,162 --> 01:26:08,413
‫یه نگاه به بیرون بنداز.

517
01:26:08,538 --> 01:26:10,957
‫تا الان دوستت بودن،

518
01:26:10,957 --> 01:26:12,375
‫ولی خیلی زود...

519
01:26:12,584 --> 01:26:15,211
‫به سمتشون گلوله شلیک می‌کنی. حالا ببین

520
01:27:25,907 --> 01:27:30,036
‫تو چت شده؟ عقلت رو از دست
‫دادی؟ می‌خوای گردنت بره بالای دار؟

521
01:27:30,119 --> 01:27:31,037
‫با جرممون روبرو می‌شیم.

522
01:27:31,079 --> 01:27:32,789
‫من با جماعتی که آدم رو بدون
‫محاکمه می‌کشن، روبرو نمی‌شم.

523
01:27:32,914 --> 01:27:35,375
‫تو نیواورلئانز فرار کردی.
‫به همین خاطر الان اینجاییم.

524
01:27:35,416 --> 01:27:36,876
‫دوباره فرار نمی‌کنیم.

525
01:27:37,043 --> 01:27:38,294
‫کیتی این بار نمی‌بازه.

526
01:27:38,336 --> 01:27:40,922
‫اون چه ارتباطی به این قضیه
‫داره؟ ماییم که تو درسر افتادیم.

527
01:27:41,005 --> 01:27:42,382
‫گمونم ارتباطی نداره.

528
01:27:42,423 --> 01:27:45,885
‫اونم مثل بقیه‌ی مادرها. سعی
‫کرد بچه‌ها رو درست بار بیاره.

529
01:27:45,927 --> 01:27:48,221
‫ولی درست بار نیومدن.
خوب که چی؟

530
01:27:48,429 --> 01:27:50,723
‫کسی واسه من تصمیم نمی‌گیره.

531
01:27:50,890 --> 01:27:52,225
‫خودم واسه خودم تصمیم می‌گیرم.

532
01:27:52,267 --> 01:27:55,812
‫باشه. می‌تونی براش  یه
‫فرشته یا گوسفند بخری،

533
01:27:55,937 --> 01:27:58,231
‫با یه مشت مرمر
‫زحماتش رو جبران کنی.

534
01:27:58,273 --> 01:28:00,149
‫می‌تونی این تصمیم رو بگیری،

535
01:28:00,233 --> 01:28:01,985
‫ولی این یکی رو من تصمیم می‌گیرم.

536
01:28:02,235 --> 01:28:04,153
‫اگه همه‌مون کشته بشیم،

537
01:28:04,279 --> 01:28:05,697
‫کسی فرار نمی‌کنه.

538
01:28:05,780 --> 01:28:07,532
‫کیتی تو این یکی برنده میشه.

539
01:28:17,750 --> 01:28:18,584
‫بیاین بیرون.

540
01:28:18,626 --> 01:28:20,086
‫میرین لوریدو.

541
01:28:20,211 --> 01:28:23,881
‫اگه دست از پا خطا کنین، ‫عاقبتتون مثل بیلی میشه.

542
01:28:24,590 --> 01:28:25,591
یالا

543
01:32:09,565 --> 01:32:11,150
‫داستانشون رو با
‫هم هماهنگ کردن...

544
01:32:11,234 --> 01:32:13,319
‫«باند الدر برامون کمین کردن.»

545
01:33:22,722 --> 01:33:24,223
‫اسلحه رو بنداز.

546
01:38:07,631 --> 01:38:09,091
‫مراقب باشین!

547
01:39:16,909 --> 01:39:17,952
‫اومدن!

548
01:41:59,238 --> 01:42:01,198
‫میرم درشکه رو بیارم.

549
01:44:32,349 --> 01:44:35,811
‫باند تو کلی آدم خوب رو که داشتن
‫وظیفه‌شون رو انجام میدادن، کشتن.

550
01:44:36,144 --> 01:44:37,354
‫باند من؟

551
01:44:38,146 --> 01:44:42,234
‫پس کی مت رو کشت، به باد شلیک کرد، ‫و پل رو منفجر کرد؟

552
01:45:30,115 --> 01:45:31,700
‫برو داخل، دکتر.

553
01:45:43,211 --> 01:45:44,421
‫اینجا.

554
01:54:07,048 --> 01:54:08,424
‫اینم یه هدیه واسه تو.

555
01:54:08,508 --> 01:54:10,134
‫حالا سوال‌هات رو ازش بپرس.

556
02:00:45,130 --> 02:01:05,130
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top