1
00:00:00,000 --> 00:00:11,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

2
00:02:51,515 --> 00:02:53,848
!به من حمله کن

3
00:16:22,940 --> 00:16:27,439
به 50 سالگي رسيدن، همه با هم، نيست

4
00:16:27,440 --> 00:16:30,439
قصد جنگيدن براي تو را دارم -
اه، چه خوب -

5
00:33:43,619 --> 00:33:47,754
به همان اندازه مي توانم براي تو انجام دهم

6
00:33:47,755 --> 00:33:51,254
هرگز دست از من نخواهي کشيد

7
00:34:26,755 --> 00:34:28,755
!مادر -
ساکت، عزيزم، مادر مشغول مجادله است -

8
00:34:29,171 --> 00:34:32,754
پدر، شرايط معاهده را به پايان رسانيده

9
00:34:32,755 --> 00:34:36,754
چه خوب
پدرت کجاست؟

10
00:34:40,255 --> 00:34:42,037
[النور]
اه، اينجايي

11
00:34:42,287 --> 00:34:44,286
شرايط را براي فليپ ارائه کرده اي؟

12
00:34:44,287 --> 00:34:48,286
هنوز نه، اما به زودي به او اجازه حضور مي دهيم
اميدوارم همگي شما حضور داشته باشيد

13
00:34:49,787 --> 00:34:53,287
،اينجا هستيم تا شرايط را بدانيم
يا تمايل داري ما را آزار دهي؟

14
00:35:23,538 --> 00:35:26,787
آيا مي تواني در ميدان بر او غلبه کني؟

15
00:35:26,788 --> 00:35:29,288
تو مي تواني -

16
00:36:50,289 --> 00:36:53,788
قبلا، هميشه روياي تو را مي ديدم -
آه، جاني -

17
00:42:58,762 --> 00:43:01,260
،به خاطر مي آوري که من چگونه به تو اعداد

18
00:43:01,260 --> 00:43:03,760
فن شاعري و عودنوازي را آموختم؟

19
00:43:03,761 --> 00:43:07,259
مي بيني؟ تو به خاطر مي آوري

20
00:43:07,260 --> 00:43:10,760
به تو رقص را نيز آموختم
...و زبانها

21
00:43:10,760 --> 00:43:14,759
و تمام موسيقيهايي که مي دانستم
و چگونه عشق ورزيدن به چيزي که زيباست

22
00:44:09,762 --> 00:44:11,762
اگر يک هشدار است، متشکرم

23
00:44:11,763 --> 00:44:14,261
چنانچه اگر يک پيشنهاد باشد چطور؟

24
00:51:34,768 --> 00:51:38,266
من نخواهم دانست که
چگونه زنده ماندم

25
00:51:39,768 --> 00:51:44,768
،اين ده سال، هنري
غيرقابل تصور بوده است

26
00:51:47,268 --> 00:51:49,267
و اکنون

27
00:51:51,769 --> 00:51:55,267
،تو به من پيشنهاد مي کني
تنها چيزي را که مي خواهم

28
00:51:55,268 --> 00:51:57,768
...چنانچه تسليم کنم

29
00:51:57,769 --> 00:52:00,267
تنها چيزي را که برايم ارزشمند است

30
00:52:01,768 --> 00:52:04,768
کاغذ را امضاء کن
و ما اخبار خوبي را اعلام خواهيم کرد

31
01:08:48,115 --> 01:08:51,114
ممکن است؟
دليل وجود پرده هاي منقوش همين است

32
01:08:52,614 --> 01:08:55,114
هرگز دوباره فرا نخواهم گرفت
همه چيز را تباه خواهم کرد

33
01:09:01,115 --> 01:09:04,613
ريچارد؟
سلام ريچارد

34
01:09:05,115 --> 01:09:08,614
تو نيمه خواب هستي، تا صبح منتظر خواهم ماند -
بيا داخل -

35
01:09:08,615 --> 01:09:11,613
مادر مرا فرستاد -
درهرحال، بيا داخل -

36
01:09:18,614 --> 01:09:21,114
کيمياگر ما، هنر ساختن
شراب سرخ رنگ جوشان را کشف کرده است

37
01:09:21,615 --> 01:09:26,114
،آن را بخار مي دهيم و زماني که خنک مي شود
آنرا شراب برنديواين مي ناميم

38
01:09:26,115 --> 01:09:29,614
،من زنداني ريچارد هستم
اين امر را جذاب مي بيني؟

39
01:09:30,115 --> 01:09:32,115
نه -
پس آن لبخند مليح چيست؟ -

40
01:09:32,116 --> 01:09:34,115
گمان کردم
،نمي توان فکر کنم چرا

41
01:09:34,115 --> 01:09:36,114
و از کي براي بار آخر
در پاريس بودي

42
01:09:36,615 --> 01:09:39,613
دو سال پيش مي تواند باشد؟ -
مي تواند، من نياز به يک ارتش دارم -

43
01:09:39,614 --> 01:09:41,614
تا بعد از سرما به طول مي انجامد -
بايد سربازان را در اختيار داشته باشم -

44
01:09:41,615 --> 01:09:45,115
آيا سالخورده ام؟
آيا از تو پيرتر به نظر مي آيم

45
01:09:45,115 --> 01:09:49,113
دو سال طاقت فرسا داشته ايم
مطالعه کرده ام، و آموزش پادشاه بودن ديده ام

46
01:09:49,615 --> 01:09:53,615
پاسخت را چيست... بله يا خير؟ -
زماني خواهي دانست که من بدهم -

47
01:09:53,616 --> 01:09:55,615
مي بيني؟
تغيير کرده ام

48
01:09:55,615 --> 01:09:59,115
من همان پسري نيستم که دو سال پيش
گمان مي کردي شکارش مي کني، به خاطر مي آوري؟

49
01:09:59,116 --> 01:10:01,615
،رقابت براي شکار گراز نر
تو اول پرواز مي کردي

50
01:10:02,115 --> 01:10:06,115
سپس من تقلا مي کردم
تمام روز تا تاريک شدن هوا

51
01:10:06,116 --> 01:10:10,114
نرو
بايد بدانم، کمکم خواهي کرد؟

52
01:10:10,115 --> 01:10:13,082
بنشين تا درباره اش گفتگو کنيم

53
01:10:23,116 --> 01:10:25,614
هرگز نمي نويسي -
به هيچکس -

54
01:10:25,615 --> 01:10:28,115
به چه دليل بايد تو را شاه انگلستان سازم؟

55
01:10:28,616 --> 01:10:31,082
،آيا نسبت به جان و جفري
در موقعيت بهتري نيستم؟

56
01:10:31,166 --> 01:10:34,115
،چرا بايد نبرد کني
زمانيکه مي توانم آدم شرير و نفهم داشته باشم؟

57
01:10:34,115 --> 01:10:37,614
بايد بجنگيم؟ -
هم اکنون در حال نبرد هستيم، شب خوش -

58
01:10:39,583 --> 01:10:42,116
هنوز هم يک پسربجه اي

59
01:10:42,332 --> 01:10:45,615
،ميان چندين راه
به کدام راه فکر مي کني؟

60
01:10:45,865 --> 01:10:50,116
نپرسيده اي که بهاي کمک تو چقدر است -
تو به من خواهي گفت -

61
01:10:50,117 --> 01:10:52,116
مي تواني وکسين را داشته باشي -
و ديگر چه؟ -

62
01:10:52,117 --> 01:10:54,583
تمام بريتني -
براي جفري است -
اهميتي دارد؟ -

63
01:10:54,666 --> 01:10:57,615
شايد براي جفري، و ديگر چه؟ -
کمک تو همين قدر ارزش دارد -

64
01:10:57,616 --> 01:10:59,615
،و در عوض
تو از من چه مي خواهي؟

65
01:10:59,699 --> 01:11:01,616
دوهزار سرباز

66
01:11:01,866 --> 01:11:03,615
و ديگر چه؟ -
پانصد شواليه سوار بر اسب -

67
01:11:04,083 --> 01:11:06,116
و ديگر چه؟ -
جنگ افزارها و تجهيزات محاصره -

68
01:11:06,282 --> 01:11:10,615
و ديگر چه؟ -
هرگز ننوشتم، چون گمان مي کردم هرگز پاسخ ندهي -

69
01:11:14,617 --> 01:11:17,116
تو ازدواج کردي

70
01:11:17,117 --> 01:11:21,116
تفاوتي دارد؟ -
ندارد؟ -

71
01:11:23,615 --> 01:11:27,616
من دو سال را در هر خياباني از جهنم
سپري کرده ام

72
01:11:31,616 --> 01:11:34,116
عجيب است
هرگز تو را آنجا نديدم

73
01:12:34,141 --> 01:12:45,141
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

74
01:23:22,926 --> 01:23:24,925
پسران من مرده اند

75
01:23:29,926 --> 01:23:31,925
پسرانم را از دست داده ام

76
01:23:51,926 --> 01:23:54,425
جرأت مي کني که مرا لعن کني، نه؟

77
01:23:54,426 --> 01:23:56,925
خب، نفرينت را به تو پس خواهم داد

78
01:23:56,926 --> 01:23:59,926
!لعنت به تو

79
01:24:06,427 --> 01:24:08,426
پسران من مرده اند

80
01:24:10,427 --> 01:24:12,426
پسرانم را از دست داده ام

81
01:24:14,927 --> 01:24:18,925
[گريه کردن]
اه، يا عيسي

82
01:24:21,428 --> 01:24:23,427
تمام پسرانم

83
01:25:35,927 --> 01:25:37,926
هنري؟

84
01:27:32,429 --> 01:27:37,929
#شراب کريسمس داخل ظرف است#

85
01:27:39,930 --> 01:27:44,430
#زغال کريسمس قرمز است#

86
01:27:45,430 --> 01:27:50,928
#روزم را همراه عشقم خواهم گذراند#

87
01:27:50,929 --> 01:27:54,428
#در حال باز کردن تمامي هداياي خود#

88
01:27:54,429 --> 01:27:57,429
#در بستر#

89
01:27:59,430 --> 01:28:02,429
#مراسم عشاء رباني#

90
01:28:02,430 --> 01:28:05,429
#حالا به پايان رسيد#

91
01:28:05,430 --> 01:28:10,928
#دعاکنندگان کريسمس کارشان را انجام دادند#

92
01:40:18,141 --> 01:40:21,139
ابطال بي ابطال

93
01:40:21,140 --> 01:40:25,140
چه؟ -
هيچ ابطالي در کار نخواهد بود -

94
01:40:25,639 --> 01:40:29,139
هيچگونه؟ -
نه، متاسفم، بدون آن بايد انجام دهي -

95
01:40:29,140 --> 01:40:32,639
خب، توهمي بيش نبود

96
01:40:32,640 --> 01:40:36,639
بسيار آسوده خاطرم
نمي خواستم تو را از دست بدهم

97
01:40:38,640 --> 01:40:43,640
بدون حس کنجکاوي
به طور عقلاني

98
01:40:44,141 --> 01:40:47,140
به نام عيسي، چطور مي توانستي
مرا از دست بدهي؟

99
01:41:56,973 --> 01:42:02,972
،دستان مجروح
باعث به وجود آمدن اين چيزها مي شوي

100
01:42:03,057 --> 01:42:05,473
خوبي توست که نگراني

101
01:42:05,473 --> 01:42:09,474
،و زمانيکه بميري
قابل تأسف است، اما ضروري

102
01:42:09,475 --> 01:42:14,973
براي اليس نحيف و شاهزاده اش
چه اتفاقي خواهد افتاد؟

103
01:42:14,974 --> 01:42:20,473
نمي تواني تصور کني
ريچارد انتظار بزرگ کردن کودک مضحک تو را مي کشد

104
01:42:20,974 --> 01:42:23,973
تو به او اجازه چينن کاري را نمي دهي؟

105
01:42:23,974 --> 01:42:28,474
اجازه به او؟
او را از در شيرخوارگاه بيرون خواهم کرد

106
01:42:28,892 --> 01:42:31,974
...تو آنقدرها هم ظالم نيستي

107
01:42:31,975 --> 01:42:36,474
ترشرويي نکن
براي انجامش، تا زمان مرگ تو صبر خواهيم کرد

108
01:42:36,475 --> 01:42:39,973
النور، چه مي خواهي؟

109
01:42:40,274 --> 01:42:41,973
...تنها همان چيزي که تو مي خواهي
يک پادشاه براي يک پسر

110
01:42:42,475 --> 01:42:45,974
مي تواني بيشتر درست کني، من نمي توانم
گمان مي کني مي خواهم ناپديد شوم؟

111
01:42:45,975 --> 01:42:51,474
،تنها چيزي که دارم يک پسر است
و تو مي تواني محوش کني و تو مرا ظالم مي خواني؟

112
01:42:51,724 --> 01:42:54,972
براي اين ده سال، تو با همه چيز
که من از دست داده ام، زندگي کرده اي

113
01:42:54,973 --> 01:42:58,974
،و در خلال آن زن ديگري را دوست داشته اي
و من ظالمم؟

114
01:42:58,975 --> 01:43:01,474
مي توانستم مانند يک گلابي پوستت را بکنم

115
01:43:01,475 --> 01:43:05,474
و خود پروردگار، به آن عدالت مي گويد

116
01:43:07,975 --> 01:43:10,474
به زودي خواهم مرد

117
01:43:11,475 --> 01:43:13,974
،روزي، به آرامي به زير آب خواهم رفت
و در وست مينستر -در جنوب لندن

118
01:43:13,975 --> 01:43:16,474
فرياد خواهند زد
"عمر پادشاه دراز باد"
براي کسي ديگر

119
01:43:16,475 --> 01:43:18,974
،التماست مي کنم
بگذار يکي از پسران من باشد

120
01:43:19,392 --> 01:43:23,941
آنقدرها احساساتي نيستم که گريه کنم

121
01:43:24,024 --> 01:43:28,974
من پسري ندارم -
تو پسران بيشماري داري، بيش از اين نيازي نداري -

122
01:43:33,975 --> 01:43:35,974
خب، برايم آرزوي خوشبختي کن
من عازمم

123
01:43:36,058 --> 01:43:38,974
به رم؟ -
جايي که پاپ محافظت مي شود -

124
01:44:24,476 --> 01:44:28,974
اه، من تو را دستگير مي کنم
دستگير، دستگير

125
01:44:29,275 --> 01:44:32,975
بهتر است هزاران سرباز ببرم
يا اينکه خودنمايي است؟

126
01:44:33,275 --> 01:44:35,476
خطر نکن

127
01:44:35,477 --> 01:44:39,975
اه، بيچاره، چگونه مي توانم اطلاعات بدهم؟
پيشبيني نادرستي کرده اي

128
01:44:40,476 --> 01:44:42,476
واقعا؟ چگونه؟

129
01:44:42,976 --> 01:44:46,975
بهتر بود دروغ مي گفتي
بهتر بود قول خوب بودن مي دادي، هنگاميکه نبودم

130
01:44:46,976 --> 01:44:51,475
بايد اجازه مي دادم سه پسرت آزاد باشند
بعد، مي توانستند با من ستيز کنند

131
01:44:51,476 --> 01:44:53,475
نمي تواني پسرانت را اينجا
در زنجير نگاه داري

132
01:44:53,476 --> 01:44:55,476
شيطان مي تواند، من چرا نه؟ -
شهامتش را نداري -

133
01:44:55,477 --> 01:44:58,475
چرا که نه؟ بگذار براي مدتي در شينون باشند -
من مانعش مي شوم -

134
01:44:58,560 --> 01:45:02,976
او مانعش مي شود -
آيا پدرت با من همبستر شد، يا نه؟ -

135
01:45:04,977 --> 01:45:08,975
بدون شک، تو قصد گفتن آنچه او کرده را به من داري -
تو را نگران مي کند؟ -

136
01:45:09,310 --> 01:45:13,475
در مورد هزاران انسان چطور؟
مي گويم پرجلوه باش و فراموشش کن

137
01:45:13,476 --> 01:45:17,476
ترکم نکن، هنري، من در وضع نامناسبي هستم
براي نگاه داشتن تو هر کاري خواهم کرد

138
01:45:17,477 --> 01:45:20,975
فکر مي کنم که فکر مي کني هدفي داري -
چيزي درخواست کن -

139
01:45:20,975 --> 01:45:24,475
النور، آن را گذرانده ايم، سالها گذشته -
امتحانم کن، عملي را نام ببر -

140
01:45:24,977 --> 01:45:28,476
!کسي نيست -
در مورد زنا کردن من با پدرت -

141
01:45:28,477 --> 01:45:31,476
چرا هست، تو مي تواني بميري -
اول تو، پيرمرد، فقط اميدوارم که آنجا باشم تا تماشا کنم -

142
01:45:31,977 --> 01:45:37,476
بسيار از مردن مي ترسي، بسيار از آن وحشت داري -
اه، النور بيچاره -

143
01:45:37,893 --> 01:45:43,476
اي کاش دروغ گفته بود -
دروغ گفت، گفت که هرگز عاشق پدرت نبوده است -

144
01:45:43,477 --> 01:45:45,476
هميشه مي توانم روي تو حساب کنم

145
01:45:45,477 --> 01:45:48,477
هرگز بدون فکر، به تو دست نزده ام
جفري، جفري

146
01:45:48,693 --> 01:45:51,976
،روزي که به من آزاري برساني
فرياد کمک سر خواهم داد

147
01:45:51,977 --> 01:45:54,976
شيپور بيبشتري از آنچه که لويي بر تن کرده
بر تو خواهم گذاشت

148
01:45:54,977 --> 01:45:57,476
بايد اهميت بدهم؟ -
اگر ترکم کني، تو را خواهم کشت -

149
01:45:57,977 --> 01:46:03,477
مي تواني سعيت را کني -
عاشق بدن پدرت بودم، او زيبا بود -

150
01:46:03,478 --> 01:46:07,477
هرگز اتفاق نيفتاد -
اکنون مي توانم بدنش را ببينم، توصيفش کنم؟ -

151
01:46:07,477 --> 01:46:09,476
!النور، اميدوارم بميري -
،بازوانش زمخت بودند -

152
01:46:09,727 --> 01:46:11,476
با جاي زخم در اينجا -
!نه -

153
01:46:11,476 --> 01:46:14,477
مي توانم بازوانش را احساس کنم -
!آنها را احساس مي کنم -

154
01:46:14,478 --> 01:46:16,477
[سرفه کردن، جيغ زدن]

155
01:46:16,860 --> 01:46:20,977
[شيون کردن]
!احساسش مي کنم

156
01:46:20,977 --> 01:46:23,477
چي؟
جريح دارت کرده ام؟

157
01:46:24,978 --> 01:46:26,977
[استفراغ کردن]
!بگذار تمام کنم

158
01:46:26,977 --> 01:46:29,976
تو در اتاق مجاور بودي
زمانيکه آن کار را انجام داد

159
01:46:47,479 --> 01:46:49,478
صحيح

160
01:46:49,478 --> 01:46:53,977
کدام خانواده اي نشيب و فرازهاي
زندگيش را ندارد؟

161
01:46:58,977 --> 01:47:00,477
سردم است

162
01:47:01,976 --> 01:47:04,477
نمي توانم چيزي احساس کنم

163
01:47:05,978 --> 01:47:07,977
ابدا هيچ چيز

164
01:47:10,978 --> 01:47:15,478
نمي توانستيم بازگرديم، اينطور نيست، هنري؟

165
01:47:20,611 --> 01:47:23,479
!ويليام

166
01:47:28,312 --> 01:47:32,311
!برخيزيد! برخيزيد
[فرياد زدن]

167
01:47:32,646 --> 01:47:35,895
[ادامه فرياد]

168
01:47:40,229 --> 01:47:43,812
،وقتي پادشاه به جنازه اش استراحت مي دهد
!هيچکس حق خواب ندارد

169
01:49:33,814 --> 01:49:36,313
[قفل شدن در]

170
02:04:57,659 --> 02:05:00,158
دوباره؟ -
هميشه پيشينه داشته ايم -

171
02:05:00,325 --> 02:05:05,158
اه، بله
هميشه داشته ايم

172
02:05:10,158 --> 02:05:13,158
!ادامه بده

173
02:05:33,227 --> 02:05:38,658
،تو به آنها زندگي دادي
آن را مي گيري

174
02:05:45,659 --> 02:05:50,159
چه کسي مي گويد آن غول پيکر است؟
پادشاه منم، آن را عدالت مي نامم

175
02:13:01,000 --> 02:13:12,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top