1
00:00:00,000 --> 00:00:11,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

2
00:00:25,383 --> 00:00:30,252
‫فیلمی از جوزپه تورناتوره

3
00:04:10,321 --> 00:04:16,944
‫منم یه عالمه پول سر این که کی اولین نفر
‫چشمش به اونجا می‌افته باختم؛

4
00:04:16,949 --> 00:04:18,553
‫به آمریکا.

5
00:04:18,558 --> 00:04:25,499
‫«افسانۀ ۱۹۰۰»
‫(نام ایتالیایی: «افسانۀ پیانیستِ روی اقیانوس»)

6
00:05:06,530 --> 00:05:10,320
‫بر اساس تک‌گوییِ «نووه‌چنتو» از الساندرو باریکّو

7
00:05:15,926 --> 00:05:19,870
‫آهنگساز: انیو موریکونه

8
00:05:21,704 --> 00:05:25,422
‫مدیر فیلمبرداری: لایوش کولتای

9
00:05:53,799 --> 00:05:57,354
‫معجزه‌ست! رُزالیای مقدس!

10
00:05:57,359 --> 00:06:01,742
‫رزالیای مقدس کجا بود؟! مریم مقدسه، مریم مقدس!

11
00:06:35,011 --> 00:06:36,655
‫نیویورک!

12
00:08:43,267 --> 00:08:46,717
‫تو دورۀ خودش، آره.

13
00:08:52,422 --> 00:08:55,896
‫ خیلی وقته ازش کار نکشیدی، درسته؟

14
00:08:57,213 --> 00:09:00,570
‫اگه منظورت واسه پوله، چند سالیه نزدم.

15
00:09:01,133 --> 00:09:06,048
‫ولی اگه واسه دل خودم میگی،
‫هر کاری کردم عشق موسیقی نذاشت ازش دل بکنم.

16
00:09:06,053 --> 00:09:07,444
‫اشتباه برداشت نکن...

17
00:09:07,449 --> 00:09:10,481
‫بهترین نوازنده‌های سبک جَز توی همچین سازی دمیدن.

18
00:09:10,486 --> 00:09:15,210
‫مطمئناً همینطوره.
‫ولی مردم بعد از جنگ دنبال شادی‌ان.

19
00:09:15,215 --> 00:09:18,330
‫موسیقی شاد، نه جَز!

20
00:09:18,335 --> 00:09:22,549
‫این ترومپت دیگه به درد کلکسیونرها می‌خوره.

21
00:09:30,405 --> 00:09:34,607
‫همینقدر؟! این که فقط ۲۰ و خُردی دلار میشه.

22
00:09:39,547 --> 00:09:44,282
‫می‌دونم، کسی منو مثل بادی بولدن
‫یا لویی آرمسترانگ یادش نمی‌مونه، ولی...

23
00:13:02,370 --> 00:13:07,327
‫حالت خوبه؟
‫نمی‌خوای که کف مغازه‌م غش کنی، ها؟

24
00:13:12,648 --> 00:13:14,770
‫حتماً می‌دونی چه آهنگیه.

25
00:14:02,487 --> 00:14:07,246
‫از مخفی‌کاری خوشم نمیاد.
‫همیشه آخر کار گندش در میاد!

26
00:16:42,761 --> 00:16:47,352
‫به نرمی پستون‌های مامانت نیست،
‫ولی شیرش واقعیه. بخور...

27
00:17:11,882 --> 00:17:15,656
‫حال و حولشو اون‌ها کردن، بدبختی‌هاش واسه تو مونده!

28
00:17:29,740 --> 00:17:32,555
‫اوه، یادم رفته بود! شما که سواد ندارین!

29
00:18:10,828 --> 00:18:16,730
‫- همونی که فرستادت ۱۰ سال آب‌خنک بخوری؟
‫- حافظه‌ت خوب کار می‌کنه چینی لعاب‌نشده!

30
00:18:26,350 --> 00:18:30,303
‫- نظرت چیه؟
‫- دست من که نیست. تو مامانشی!

31
00:18:31,388 --> 00:18:35,392
‫خوبه ولی یه چیزی کم داره.
‫پایان درست‌حسابی نداره.

32
00:19:35,106 --> 00:19:38,856
‫همه چیز روی رواله

33
00:19:38,861 --> 00:19:42,245
‫هوا دائم پر بخاره

34
00:19:42,250 --> 00:19:47,031
‫خدایا نور رحمتت رو بتابون

35
00:19:47,036 --> 00:19:49,718
‫تشکر دنی

36
00:19:50,157 --> 00:19:52,556
‫تشکر دنی

37
00:19:52,692 --> 00:19:56,290
‫گریه‌های یه شیرخواره

38
00:19:56,295 --> 00:19:59,727
‫میگه زندگی تو راهه

39
00:19:59,732 --> 00:20:04,898
‫خدایا همیشه پیشمون بمون

40
00:20:04,903 --> 00:20:07,530
‫تشکر دنی

41
00:20:07,872 --> 00:20:10,324
‫تشکر دنی

42
00:20:10,329 --> 00:20:16,876
‫یه روزی این پسر میشه «یکی بود یکی نبود»

43
00:20:17,273 --> 00:20:21,992
‫تا اون موقع خدا خودت مواظبش بمون

44
00:20:21,997 --> 00:20:24,763
‫تشکر دنی

45
00:20:25,254 --> 00:20:27,515
‫تشکر دنی

46
00:20:27,520 --> 00:20:30,620
‫آدم فکر می‌کرد ظهور دوبارۀ مسیحه.

47
00:20:31,171 --> 00:20:36,334
‫شایدم بود؛ با توجه به اون همه
‫جادو جمبلی که پسربچه توی آستینش داشت.

48
00:20:36,339 --> 00:20:42,845
‫هر کاری بخواید روی آب کرد، به جز این که روش راه بره!
‫اونم تازه از بقیه شنیدم که کرده!

49
00:20:42,850 --> 00:20:45,501
‫تشکر دنی

50
00:24:06,898 --> 00:24:11,627
‫این‌ها رو می‌بینی؟ کار کوسه‌های سفیده.
‫از همه‌شون خطرناک‌ترن.

51
00:24:34,039 --> 00:24:42,307
‫هزار و نهصد روی اون شهر شناور شگفت‌انگیز به اسم ویرجینین،
‫گذشته از یه پدر، خونواده‌ای نصیبش شد که تک‌تک اعضاش رو...

52
00:24:42,312 --> 00:24:46,608
‫ آدم‌های خارق‌العاده‌ای تشکیل می‌دادن؛ مثل دکترِ کشتی.

53
00:24:46,613 --> 00:24:49,404
‫دهنتو باز کن. اینجوری:

54
00:24:52,759 --> 00:24:58,113
‫خدا خفه‌ت نکنه دکتر!
‫این چیه ته حلقت آویزونه؟ مریض شدی؟

55
00:24:58,793 --> 00:25:01,503
‫اسمت چیه دکتر؟

56
00:25:02,474 --> 00:25:06,282
‫دکتر کلاوزِرمِنزْپیتزوِیگِندورفِنتاگ.

57
00:25:06,287 --> 00:25:10,187
‫عجب اسمی!
‫اگه مورد اورژانسی باشه، کار مریض ساخته‌ست!

58
00:25:11,094 --> 00:25:19,366
‫اون همه آدم روی کشتی، شامل آشپز و ملوان و
‫متصدی رادیو و پیشخدمت، به خوبی ازش مراقبت می‌کردن...

59
00:25:19,371 --> 00:25:26,999
‫و همگی به نوبۀ خودشون، سعی می‌کردن هر کاری که
‫به نظرشون خوبه رو بهش آموزش بدن.

60
00:25:29,364 --> 00:25:36,016
‫ناخدای کشتی هم به طرز کاملاً عجیبی،
‫به عضویت این خونوادۀ قاطی‌پاطی در اومد.

61
00:25:36,021 --> 00:25:40,524
‫ناخدا اسمیت، انسانی خردمند که فقط سه تا نقص نداشت:

62
00:25:40,529 --> 00:25:45,144
‫از بیماری تنگناهراسی رنج می‌برد،
‫به شدت از غرق شدن می‌ترسید...

63
00:25:45,149 --> 00:25:47,657
‫و از شیرینی متنفر بود.

64
00:25:47,662 --> 00:25:49,843
‫هزار و نهصد!

65
00:25:49,848 --> 00:25:56,203
‫چند دفعه بهت گفتم که این بالا نیای؟
‫مخصوصاً اگه هدفت دزدیه!

66
00:25:56,208 --> 00:25:59,452
‫از هر جایی برداشتیش، همونجا بذار!

67
00:25:59,457 --> 00:26:02,945
‫زود برگرد به همون سوراخت،
‫وگرنه می‌فرستمت پرورشگاه! یالا!

68
00:26:05,722 --> 00:26:11,522
‫آقای دنی بودمن، درِ این یتیم‌خونه‌ت دیگه باید تخته بشه!

69
00:26:11,527 --> 00:26:15,459
‫گذشته از این‌ها، خلاف قوانین هم هست.

70
00:26:15,816 --> 00:26:18,205
‫قوانین به یه ورم!

71
00:26:53,901 --> 00:26:56,607
‫- هی رفیق...
‫- چیه؟

72
00:26:56,612 --> 00:26:59,510
‫وسط این طوفان به چی فکر می‌کنی؟

73
00:26:59,515 --> 00:27:05,401
‫چی؟ نطفۀ وکیلم نباید کاشته می‌شد؟

74
00:27:05,406 --> 00:27:08,415
‫آره، آره. طوفان.

75
00:27:08,420 --> 00:27:13,528
‫معلومه که می‌دونست،
‫بعد ماشه رو چکوندم و مرد!

76
00:27:13,533 --> 00:27:16,499
‫دلت لک زده واسه نون ترد؟

77
00:27:16,504 --> 00:27:17,844
‫آره!

78
00:27:17,849 --> 00:27:22,335
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم رفیق؟
‫به نظرم به سرت زده رسماً!

79
00:27:22,340 --> 00:27:24,773
‫سرم داغه یه چیزی میگم؟

80
00:27:24,778 --> 00:27:31,929
‫هی دنی! به پدرو بگو چجوری کلک اون وکیله رو کندم!

81
00:27:31,934 --> 00:27:35,440
‫هتل والدورف رفتم؟
‫آره، تا دلت بخواد!

82
00:27:35,445 --> 00:27:40,749
ولی نمی‌ذاشتن برم تو، مگه این که
‫واسه دستشویی سابیدن می‌رفتم!

83
00:28:14,995 --> 00:28:18,037
‫دووم بیار. دکتر تو راهه.

84
00:28:18,042 --> 00:28:21,362
‫دکتر، دکتر کلا... کلا... کلا...

85
00:28:21,367 --> 00:28:23,494
‫کلاوز... کلاوزر...

86
00:28:25,954 --> 00:28:28,677
‫کلاوز... کلاوزرمن!

87
00:28:30,602 --> 00:28:36,271
‫دکتر کلاوزرمنپیتژواگن...
‫فریشکر... کمنشون...

88
00:28:36,664 --> 00:28:41,290
‫«خاک به پا کن»...

89
00:29:03,111 --> 00:29:07,016
‫...«شیطون بلا»؛

90
00:29:07,401 --> 00:29:13,727
‫و در شهر ساراتوگا...

91
00:29:14,859 --> 00:29:19,208
‫«پیروزی شکوهمندانه» حضور داشت...

92
00:29:35,511 --> 00:29:40,592
‫حتی اگر در وادی سایۀ موت راه روم،
‫از هیچ اهریمن نخواهم ترسید.

93
00:30:10,251 --> 00:30:16,527
‫- به نام خداوند و پسرش و روح‌القدس.
‫- آمین.

94
00:31:00,870 --> 00:31:05,247
‫که اینطور! حتماً پوستش هم از پولک بوده،

95
00:31:05,252 --> 00:31:09,609
‫- به جای دست هم باله داشته!
‫- حرف‌هام عین حقیقته پدر جون.

96
00:31:10,320 --> 00:31:13,488
‫- به جونم قسم می‌خورم.
‫- یه مشت حرفه.

97
00:33:44,407 --> 00:33:48,133
‫آمریکا! آمریکا!

98
00:34:05,809 --> 00:34:07,384
‫بچه‌دزدیه!

99
00:34:08,154 --> 00:34:14,443
‫اگه یه روزی یکی از بستگان بچه پیداش بشه،
‫ممکنه بهتون اتهام آدمربایی بزنن!

100
00:34:14,448 --> 00:34:17,701
‫خیلی بعید می‌دونم بعد از ۸ سال پیداشون بشه.

101
00:34:17,706 --> 00:34:23,490
‫هر چند به نظرم دیگه وقتش رسیده که
‫این بچه یه زندگی عادی داشته باشه.

102
00:34:23,495 --> 00:34:30,679
یه سفارشنامه نوشتم که ازت می‌خوام
‫به دست رئیس یتیم‌خانۀ ایالتی برسونی.

103
00:34:30,814 --> 00:34:34,706
‫باشه ناخدا.
این ‫پسربچه رو از کجا میشه پیدا کرد؟

104
00:34:34,711 --> 00:34:37,927
‫سرملوان، آقایون رو راهنمایی کن.

105
00:34:46,315 --> 00:34:48,920
‫آروم. بکش بالا.

106
00:35:01,443 --> 00:35:05,239
‫- لطفاً راه رو باز کنین.
‫- هی تو! اون جعبه رو جایی نبر.

107
00:35:05,244 --> 00:35:06,934
‫می‌خوام همه جا رو بگردم.

108
00:35:13,359 --> 00:35:17,512
‫- یه پسربچۀ کوچیک ندیدین؟
‫- نه، ندیدیم.

109
00:35:18,512 --> 00:35:22,852
‫۲۲ روز بعد که ویرجینین عازم ریودوژانیرو شد،

110
00:35:22,857 --> 00:35:28,183
‫هنوز که هنوز کسی نمی‌دونست هزار و نهصد کجاست
‫یا چه بلایی سرش اومده.

111
00:35:28,188 --> 00:35:30,799
‫از گلوی هیچکی آب خوش پایین نمی‌رفت،

112
00:35:30,804 --> 00:35:36,543
‫چون همه به اون پسرۀ فضول وابسته شده بودن؛
‫هر چند کسی صداشو در نمی‌اورد.

113
00:35:39,637 --> 00:35:43,672
‫- ناخدا! بلند شو ناخدا!
‫- خوابیدم. خودت ترتیبشو بده.

114
00:35:43,677 --> 00:35:48,397
‫- ناخدا، موقعیت اضطراریه!
‫- یا خدا! داریم غرق میشیم!

115
00:35:48,402 --> 00:35:51,173
‫بدتر! خیلی بدتر!

116
00:37:31,582 --> 00:37:35,408
‫دقیقاً همین کلماتو گفت: «مقررات به یه ورم!»

117
00:37:46,574 --> 00:37:49,911
‫دوزاریت به این آسونی‌ها نمی‌افته، مگه نه؟!

118
00:37:49,916 --> 00:37:52,261
‫این آهنگ کار اونه؛

119
00:37:52,266 --> 00:37:58,065
‫کار دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصده،

120
00:37:58,569 --> 00:38:02,603
‫بزرگترین نوازندۀ پیانو روی هفت دریا.

121
00:38:04,910 --> 00:38:07,054
‫خارق‌العاده‌ست!

122
00:38:07,884 --> 00:38:12,965
‫پس یعنی اگه حرف‌هات راسته،
‫این صفحه یه عالمه می‌ارزه.

123
00:38:13,882 --> 00:38:17,927
‫این صفحه می‌تونه هر دوتامونو پولدار کنه.

124
00:38:29,264 --> 00:38:31,499
‫خب...

125
00:38:58,587 --> 00:39:00,620
‫اتفاقی پیداش کردم.

126
00:39:00,625 --> 00:39:05,041
‫توی دل یکی از اون پیانوها گذاشته شده بود.

127
00:39:46,457 --> 00:39:49,850
‫چند روز دیگه کشتی رو امحاء می‌کنن.

128
00:39:54,694 --> 00:39:58,114
‫یعنی چی «امحاء می‌کنن»؟

129
00:42:16,595 --> 00:42:18,262
‫برو بیرون!

130
00:43:41,775 --> 00:43:42,763
‫جَزه!

131
00:43:42,768 --> 00:43:46,536
‫- اسمت چیه؟
‫- مکس تونی هستم، آقا.

132
00:43:46,541 --> 00:43:48,417
‫صحیح!

133
00:44:22,674 --> 00:44:29,362
‫یهو بی‌مقدمه، وسط شب،
‫به سرش زد و زمین و زمان رو به هم ریخت.

134
00:44:31,585 --> 00:44:37,307
‫چیزی که هست اینه که یه ترومپتزن
‫روی یه کشتیِ طوفان‌زده، کار خاصی از دستش بر نمیاد.

135
00:44:37,312 --> 00:44:42,404
‫در واقع تنها کاری که می‌تونه انجام بده، ترومپت نزدنه؛
‫تا حداقل وضعیتو از اینی که هست بدتر نکنه.

136
00:44:42,409 --> 00:44:47,364
‫ولی من اصلاً تحمل اونجا رو نداشتم.
‫یه جمله همه‌ش توی ذهنم تکرار می‌شد:

137
00:44:47,369 --> 00:44:51,286
‫«مرتیکه مثل موش تو سوراخش مرد!»

138
00:44:52,455 --> 00:44:57,674
‫و اصلاً دلم نمی‌خواست که
‫مثل یه موش توی سوراخم بمیرم.

139
00:45:19,278 --> 00:45:21,549
‫ای بابا، گم شدم.

140
00:48:26,694 --> 00:48:30,336
‫انگار دریا داشت ما رو تاب می‌داد.

141
00:48:30,341 --> 00:48:35,440
‫همینجور که ما بین ستون‌ها می‌لغزیدیم
‫و به چراغ‌ها و اثاثیۀ کشتی تنه می‌زدیم،

142
00:48:35,445 --> 00:48:40,412
‫فهمیدم که این کار ما در واقع،
‫پابه‌پا رقصیدن با اقیانوسه.

143
00:48:40,417 --> 00:48:48,344
‫ما و اون، رقاص‌هایی مجنون که روی کفپوش طلاییِ شب،
‫وسط والسی گوشنواز به هم گره می‌خوردیم.

144
00:48:48,349 --> 00:48:50,424
‫ایول!

145
00:49:51,229 --> 00:49:54,045
‫- سوار نمی‌شین؟
‫- هزار و نهصد!

146
00:49:54,050 --> 00:49:56,267
‫باید می‌دونستم کار توئه.

147
00:49:56,272 --> 00:50:01,449
‫کی به جز تو توی این کشتی می‌تونه
‫همچین کار احمقانه‌ای بکنه، هزار و نهصد؟

148
00:50:01,454 --> 00:50:04,634
‫داشتم همینجوری یه چیزی رو امتحان می‌کردم، آقا.

149
00:50:04,639 --> 00:50:08,969
‫مطمئن باشین وقتی به نتیجه برسم،
‫دیگه همچین اتفاقاتی نمی‌بینید.

150
00:50:08,974 --> 00:50:14,879
‫نظر منو بخوای، مشکل از گیرۀ پایه‌هاست.
‫اگه درستش کنین دیگه حله!

151
00:52:29,271 --> 00:52:33,792
‫همه‌ش داستان یه یارویی رو می‌شنیدم که اسمش...

152
00:52:33,797 --> 00:52:36,607
‫اندازۀ راه ابریشمه.

153
00:53:54,503 --> 00:53:59,891
‫دیگه چیزی نمونده.
‫آخر کارِ سیم‌کشیه.

154
00:54:01,806 --> 00:54:03,984
‫اینقدر سریع نرین، آروم‌تر.

155
00:54:03,989 --> 00:54:09,113
‫- کجا راه افتادی میری؟ جلوشو بگیرین.
‫- باید دنبال یه کسی بگردم. توی کشتی...

156
00:54:09,118 --> 00:54:12,531
‫- برو پایین.
‫- می‌خوایم منفجرش کنیم. یالا برو پایین.

157
00:54:12,536 --> 00:54:14,925
‫یالا. ببرینش پایین.

158
00:54:15,727 --> 00:54:19,261
‫ولم کنین حرومزاده‌ها. بذارین برم تو کشتی.

159
00:54:22,235 --> 00:54:27,159
‫- میشه یه بار دیگه بگی؟ فکر کنم درست نشنیدم.
‫- هر چقدر دلت بخواد واسه‌ت میگم!

160
00:55:10,867 --> 00:55:14,797
‫توی قسمت درجه سه، یه پیانوی ایستاده پیدا نکردین؟

161
00:55:16,816 --> 00:55:21,694
‫کشتی ویرجینین تنها کشتی دنیاست که
‫توی قسمت درجه سه هم پیانو داره.

162
00:55:21,699 --> 00:55:25,762
‫بگو دیگه. بود یا نبود؟
‫یه پیانوی ایستاده توی قسمت درجه سه.

163
00:55:25,767 --> 00:55:29,896
‫خب آره، یه پیانو اونجا بود.
‫ولی بیشتر خوابیده بود تا ایستاده.

164
00:55:29,901 --> 00:55:31,536
‫اصلاً بگو کله‌ملق!

165
00:55:31,541 --> 00:55:35,201
‫آخه چه ربطی به این خدابیامرزی که توی کشتیه داره؟!

166
00:55:35,206 --> 00:55:38,937
‫توی بیمارستان همۀ کشتی‌ها،
‫هزارتا از این خدابیامرزها پیدا میشه!

167
00:55:38,942 --> 00:55:41,815
‫گورتو گم کن، وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس.

168
00:55:41,820 --> 00:55:43,705
‫دستتو بکش!

169
00:55:45,440 --> 00:55:50,907
‫وسط این هزارتا خدابیامرزی که میگی،
‫بهترین پیانیست جهان داره زندگی می‌کنه!

170
00:55:50,912 --> 00:55:53,688
‫نه بابا! پیانیسته؟!

171
00:55:53,693 --> 00:55:58,143
‫خودت اون همه سال توی کشتی چی کار می‌کردی؟
‫ساز کوک می‌کردی؟

172
00:55:58,148 --> 00:56:01,708
‫- من توی کشتی ویرجینین چی کار می‌کردم؟!
‫- آره.

173
00:56:03,001 --> 00:56:05,317
‫چی کار می‌کردی؟

174
00:56:11,839 --> 00:56:13,405
‫ساز می‌زدم!

175
00:56:14,627 --> 00:56:16,464
‫خانم‌ها و آقایون!

176
00:56:16,469 --> 00:56:18,333
‫ماین دامِن اوند هِغِن!

177
00:56:18,338 --> 00:56:20,199
‫سینیور اِ سینیوری!

178
00:56:20,204 --> 00:56:21,871
‫مادامز موسیو!

179
00:56:21,876 --> 00:56:31,565
‫بنده، بیل داگلاس، به شما مسافرین ویرجینین خوشامد میگم
‫و امیدوارم شب دل‌انگیزی رو با همراهی گروه جَزِ «آتلانتیک» سپری کنین!

180
00:56:39,964 --> 00:56:43,985
‫خواهش می‌کنم هزار و نهصد،
‫به نت‌های معمولی بچسب، باشه؟

181
00:56:56,449 --> 00:56:59,620
‫ما ساز می‌زدیم چون اقیانوس عظیم و ترسناکه.

182
00:56:59,625 --> 00:57:05,486
‫ما ساز می‌زدیم تا مردم گذر زمان رو احساس نکن
‫و فراموش کنن که کی هستن و کجائن.

183
00:57:05,491 --> 00:57:08,001
‫ما ساز می‌زدیم تا برقصونیمشون؛

184
00:57:08,006 --> 00:57:12,775
‫چون وقتی آدم می‌رقصه،
‫دست دنیا ازش کوتاهه و احساس می‌کنه خداست!

185
00:57:12,780 --> 00:57:18,426
‫ما رگتایم می‌زدیم، چون وقتی کسی نگاه نمی‌کنه،
‫خدا با این سبک موسیقی می‌رقصه.

186
00:57:18,431 --> 00:57:21,210
‫البته با فرض این که خدا سیاهه.

187
00:57:25,492 --> 00:57:27,480
‫رسیدیم ته خط، بچه‌ها!

188
00:57:27,941 --> 00:57:29,851
‫ای خدا...

189
00:57:29,856 --> 00:57:34,263
‫حتماً یه گناه بزرگی ازم سر زده.
‫دلیل عذابم همینه خدا؟!

190
00:57:49,875 --> 00:57:52,607
‫ایول! جیغشو در بیار!

191
00:57:52,612 --> 00:57:54,389
‫عالی!

192
00:58:21,546 --> 00:58:27,679
‫ولی توی قسمت درجه سه بود که هزار و نهصد،
‫آهنگ‌هایی که واقعاً از خودش بود رو می‌زد.

193
00:58:27,684 --> 00:58:33,810
‫بعد از ظهرها یا آخر شب‌ها، وقتی که مجبور نبود
‫نت‌های معمولی رو بزنه به اونجا می‌رفت...

194
00:58:33,815 --> 00:58:38,610
‫و نت‌های موسیقیش هر چیزی بود به جز معمولی.

195
01:01:11,868 --> 01:01:16,305
‫کس‌هایی که از کشتی پیاده می‌شدن،
‫دربارۀ یه موسیقی متفاوت حرف می‌زدن...

196
01:01:16,310 --> 01:01:22,181
‫و از پیانیستی می‌گفتن که از بس تند می‌زد،
‫انگار چهارتا دست داشت.

197
01:01:30,332 --> 01:01:34,142
‫داستان‌های عجیبی بین مردم می‌چرخید؛
‫که بعضی‌هاشون حقیقت داشت.

198
01:01:34,147 --> 01:01:39,854
‫مثلاً داستان سناتوری آمریکایی به اسم ویلسون
‫که همیشه توی قسمت درجه سه سفر می‌کرد؛

199
01:01:39,859 --> 01:01:47,171
‫فقط محض خاطر این که بتونه موسیقی
‫دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصد رو بشنوه.

200
01:01:57,711 --> 01:01:59,572
‫آمریکا!

201
01:02:20,112 --> 01:02:23,312
‫چرا دست نگه داشتی؟
‫لطفاً ادامه بده.

202
01:02:24,490 --> 01:02:26,704
‫شرمنده سناتور.

203
01:02:26,957 --> 01:02:31,068
‫- به لنگرگاه رسیدیم. من فقط وسط دریا می‌زنم.
‫- چه حرف بی‌منطقی!

204
01:02:31,073 --> 01:02:36,262
‫- لنگرگاه واسه من خشکیه. من روی خشکی پیانو نمی‌زنم.
‫- یعنی تا حالا اصلاً تور نذاشتی؟

205
01:02:36,267 --> 01:02:38,228
‫یعنی چی تور؟

206
01:02:40,405 --> 01:02:45,371
‫سفرهایی به دورتادور دنیا که هنرمندها درونش
‫توانایی‌هاشون رو به نمایش می‌گذارن.

207
01:02:45,376 --> 01:02:48,366
‫اگه اینجوریه پس من کل زندگیم همین کارو کردم؛

208
01:02:48,371 --> 01:02:52,280
‫به روش دلخواهم.
‫ببخشید باید برم.

209
01:02:54,562 --> 01:02:57,214
‫موافقید با هم مصاحبه کنیم؟

210
01:03:00,210 --> 01:03:03,051
‫مص‍... چی کار کنیم؟

211
01:03:03,393 --> 01:03:05,383
‫مصاحبه.

212
01:03:05,598 --> 01:03:06,692
‫یعنی چی؟

213
01:03:08,171 --> 01:03:15,158
‫سناتور می‌پرسد: «وقتی به شهر تولدت برمی‌گردی،
‫از چه کاری بیشتر از همه لذت می‌بری؟»

214
01:03:15,163 --> 01:03:22,526
‫هزار و نهصد پاسخ می‌دهد: «کاری که بیشتر از همه
‫در پاریس برایم لذتبخش است، اینست که دم غروب زیر برج ایفل...

215
01:03:22,531 --> 01:03:33,320
‫در انتظار کسانی که خود را به پایین می‌اندازند بایستم و
‫بر اساس فریادی که قبل از آبگوشت شدن می‌زنند، ملیتشان را حدس بزنم.»

216
01:05:48,938 --> 01:05:53,072
‫- بگو که چاشنی‌ها رو از کار بندازن.
‫- از جا درشون بیارین بچه‌ها!

217
01:06:34,068 --> 01:06:41,394
‫اگه جای تو بودم، خدا خدا می‌کردم که یه کسی تویِ
‫سوراخ‌سنبه‌های این عتیقه پیدا بشه؛ حتی شده یه مادرمردۀ پیانوندیده!

218
01:06:41,399 --> 01:06:44,983
‫انگار داریم توی انبار کاه دنبال سوزن می‌گردیم.

219
01:06:46,747 --> 01:06:49,617
‫پیداش کردم آقا.

220
01:06:50,774 --> 01:06:53,555
‫اینجا اتاقشه.

221
01:07:33,237 --> 01:07:35,641
‫[«خانواده!»]

222
01:07:35,646 --> 01:07:37,969
‫[ناخدا اسمیت - من! - بابا]

223
01:07:37,974 --> 01:07:40,766
‫(زیگموند فروید)

224
01:07:40,771 --> 01:07:43,213
‫(آرتور توسکانینی و توماس مان)

225
01:07:43,218 --> 01:07:45,621
‫(آلبرت انیشتین)

226
01:09:29,623 --> 01:09:31,351
‫اهل شمال ایتالیایی.

227
01:09:31,356 --> 01:09:32,556
‫مطمئنم!

228
01:09:32,561 --> 01:09:36,338
‫براوو! دقیق‌تر بگیم، منطقۀ فریولی.

229
01:09:36,343 --> 01:09:38,630
‫لطفاً ادامه بده، بزن...

230
01:13:36,192 --> 01:13:39,957
‫هزار و نهصد!

231
01:13:52,371 --> 01:13:54,582
‫خانم‌ها و آقایون!

232
01:13:54,838 --> 01:13:57,153
‫ماین دامِن اوند هِغِن!

233
01:13:57,158 --> 01:13:59,405
‫سینیور اِ سینیوری!

234
01:13:59,410 --> 01:14:02,010
‫مادامز موسیو!

235
01:14:02,015 --> 01:14:09,672
‫بنده، رهبر ارکستر، بیل داگلاس،
‫به شما مسافرین ویرجینین خوشامد میگم...

236
01:14:09,677 --> 01:14:17,320
‫و امیدوارم شب دل‌انگیزی رو
‫با همراهی گروه جَزِ «آتلانتیک» سپری کنین!

237
01:14:17,325 --> 01:14:21,659
‫نوازندۀ ویولون، بندۀ حقیر، بیل داگلاس!

238
01:14:22,281 --> 01:14:26,459
‫نوازندۀ توبا و بِیس، فردی لویاکانو!

239
01:14:27,186 --> 01:14:30,285
‫نوازندۀ ترومپت، مکس تونی!

240
01:14:31,635 --> 01:14:36,319
‫نوازندۀ ترومبون، جیم‌جیم گالوپِ خوش‌نفس!

241
01:14:36,324 --> 01:14:39,801
‫نوازندۀ درامز، سم اسکالیزی!

242
01:14:41,143 --> 01:14:46,213
‫نوازندۀ ساکسیفون، سم واشینگتونِ چُرتی!

243
01:14:46,646 --> 01:14:50,000
‫نوازندۀ بانجو، اسکار دلاگِرا!

244
01:15:15,441 --> 01:15:20,038
‫- دیگه تکرار نمی‌کنم هزار و نهصد، بچسب به...
‫- بچسبم به نت‌های معمولی.

245
01:15:20,043 --> 01:15:22,364
‫برین سر جاتون، سریع سریع.

246
01:15:57,047 --> 01:15:59,289
‫رسیدیم ته خط!

247
01:16:06,154 --> 01:16:10,852
‫دیگه اون روی سگمو بالا اوردی،
‫مرتیکۀ فلان‌فلان‌شده!

248
01:16:11,892 --> 01:16:15,965
‫یه روزی از همین روزها،
‫مردم دیگه از مسخره‌بازی‌هات خوششون نمیاد.

249
01:16:15,970 --> 01:16:21,700
‫به خدا قسم وقتی اون روز برسه،
‫با دست‌های خودم از توی کشتی پرتت می‌کنم بیرون!

250
01:17:40,602 --> 01:17:43,135
‫اون یکی رو نگاه کن.

251
01:17:43,270 --> 01:17:47,166
‫شبیه‌ روسپی‌ایه که توی فکر راهبه شدنه.

252
01:17:50,758 --> 01:17:52,595
‫فوق‌العاده‌ست!

253
01:18:00,467 --> 01:18:02,599
‫این یکی رو نگاه کن.

254
01:18:42,388 --> 01:18:45,673
‫هزار و نهصد خوب بلد بود بخونه!

255
01:18:46,137 --> 01:18:49,177
‫خوندن کتاب رو نمیگم.
‫اونو هر کسی بلده.

256
01:18:49,182 --> 01:18:53,715
‫هزار و نهصد می‌دونست چجوری آدم‌ها رو بخونه؛
‫نشونه‌هایی که آدم‌ها با خودشون دارن رو:

257
01:18:53,720 --> 01:18:56,559
‫خونه‌شون، صداشون، عطرشون،

258
01:18:56,564 --> 01:19:00,483
‫سرزمینشون، داستانشون،
‫هر چیزی که روشون نوشته شده.

259
01:19:00,488 --> 01:19:07,417
‫می‌خوند و با نهایت دقت، تک‌تکشون رو داخلِ
‫نقشۀ عظیمی که داشت توی سرش می‌کشید،

260
01:19:07,422 --> 01:19:11,261
‫فهرست‌بندی و سیاهه‌برداری و رده‌بندی می‌کرد.

261
01:19:11,266 --> 01:19:18,421
‫شاید هزار و نهصد هیچوقت دنیا رو ندیده باشه،
‫ولی تقریباً ۳۰ سال دنیا از روی اون کشتی گذر کرده بود...

262
01:19:18,426 --> 01:19:23,499
‫و تقریباً ۳۰ سال روی اون کشتی،
‫هزار و نهصد چشم به گذر دنیا دوخته بود...

263
01:19:23,504 --> 01:19:27,331
‫و روح دنیا رو به درون خودش دمیده بود.

264
01:20:00,000 --> 01:20:11,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

265
01:21:43,014 --> 01:21:44,429
‫الو. بله؟

266
01:21:44,434 --> 01:21:49,083
‫- سلام. شما تلفنچی مسابقۀ اسب‌سواری‌اید؟
‫- آره. چیزی نمونده شروع بشه. می‌خوای شرط ببندی؟

267
01:21:49,088 --> 01:21:53,305
‫- میشه بگی مامان توی مسابقه‌ست یا نه؟
‫- مامانت نیست، خواهرته.

268
01:21:53,310 --> 01:21:58,658
‫- به نظرم سوءتفاهم پیش اومده.
‫- سوءتفاهمت رو بردار و بچپون تو کونت.

269
01:21:58,663 --> 01:22:04,727
‫- آقای محترم، می‌دونم تلفن بهترین راه ارتباطی نیست...
‫- همینجوری رو اعصابم راه بری، میام اونجا دهنتو سرویس می‌کنم.

270
01:22:04,732 --> 01:22:07,108
‫فکر کردی نمی‌شناسمت؟!

271
01:24:01,044 --> 01:24:04,492
‫- خودشه.
‫- خب، بهتره شروع کنی به شمردن رفیق،

272
01:24:14,701 --> 01:24:16,736
‫دوئل پیانویی؟!

273
01:24:16,741 --> 01:24:19,587
‫دوئل پیانویی دیگه چه صیغه‌ایه؟

274
01:24:19,592 --> 01:24:23,322
‫همون دوئله، ولی به جای تیراندازی، پیانو می‌زنن.

275
01:24:23,327 --> 01:24:27,804
‫مخصوص نوازنده‌هاست.
‫کسی نمی‌میره، فقط با هم دشمنی دارن.

276
01:24:27,809 --> 01:24:31,967
‫دشمنیِ واقعی. از ته دل!
‫یه ترجیع‌بندهایی می‌زنن که تا حالا نشنیدی!

277
01:24:31,972 --> 01:24:37,490
‫بعضی وقت‌ها دوئلشون تا صبح طول می‌کشه.
‫آخر سر، یکیشون برنده میشه.

278
01:24:37,495 --> 01:24:42,981
‫هــزار و نــهــصــد!

279
01:24:55,133 --> 01:24:59,720
‫اگه جای تو بودم،
‫شک می‌کردم که هنوزم اینجاست.

280
01:25:00,480 --> 01:25:03,741
‫می‌شناسمش. می‌دونم جای دیگه‌ای نمیره.

281
01:25:03,746 --> 01:25:05,636
‫مطمئنم.

282
01:25:05,641 --> 01:25:10,220
‫رفته. آخه چرا باید بدون پیانو اینجا بمونه؟
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

283
01:25:10,225 --> 01:25:17,301
‫تازه با این جنگی که در گرفته، خدا می‌دونه چی به سرش اومده.
‫شاید رختشو از این دنیای سیاه بسته.

284
01:25:17,538 --> 01:25:23,115
‫حساب اون با آدم‌های دیگه فرق داره.
‫همچین سرنوشتی بهش نمی‌خوره.

285
01:25:23,120 --> 01:25:29,872
‫هر چی می‌خوای بگو، ولی من نمی‌تونم از مالکین بخوام که
‫لاشۀ کشتی رو به خاطر کسی که وجود خارجی نداره، روی آب نگه دارن.

286
01:25:29,877 --> 01:25:32,710
‫نمی‌تونم دیگه بیشتر از این کارو عقب بندازم.

287
01:25:32,715 --> 01:25:36,065
‫هزار و نهصد! گوش کن.

288
01:25:36,070 --> 01:25:39,056
‫باید باهات حرف بزنم.

289
01:25:41,362 --> 01:25:44,159
‫دوئل چی شد؟ بقیه‌شو بگو.

290
01:25:44,164 --> 01:25:51,211
‫تابستون سال ۱۹۳۱ بود که جلی رول مورتون،
‫از لنگرگاه شهر بوستون سوار ویرجینین شد.

291
01:25:51,216 --> 01:25:57,271
‫سرتاپا سفید پوشیده بود و
‫الماس روی انگشترشم اندازۀ کوفته‌قلقلی بود.

292
01:25:57,276 --> 01:26:01,064
‫حتی روی ساق جورابش الماس‌کاری شده بود!

293
01:27:30,516 --> 01:27:33,134
‫انگار که اصلاً براش مهم نبود،

294
01:27:33,139 --> 01:27:36,975
‫انگار که نمی‌فهمید چی به چیه.
‫ولی کنجکاو شده بود.

295
01:27:36,980 --> 01:27:40,892
‫می‌خواست ببینه مخترع جَز چطور پیانو می‌زنه.

296
01:27:40,897 --> 01:27:46,361
‫اصلاً شوخی نمی‌کرد.
‫واقعاً باورش شده بود که یارو مخترع جَزه.

297
01:27:46,366 --> 01:27:52,142
‫به نظرم خیال می‌کرد که می‌تونه یه چیز جدید یاد بگیره.
‫کلاً همینجوری بود؛ مثل دنیِ خدابیامرز.

298
01:27:52,147 --> 01:27:55,915
‫اصلاً حس رقابت نداشت.
‫براش مهم نبود که کی برنده میشه.

299
01:27:55,920 --> 01:27:59,966
‫جوانب کار بود که جلبش می‌کرد؛ جوانب کار!

300
01:28:28,730 --> 01:28:31,060
‫یارو سیاه‌سوخته‌ست!

301
01:31:56,488 --> 01:32:01,313
‫و توی زدن همچین آهنگ‌هایی حقیقتاً بهترین بود.

302
01:35:11,413 --> 01:35:15,023
‫- برنده شد آقا؟
‫- نه، تازه دارن دستشونو گرم می‌کنن.

303
01:37:49,969 --> 01:37:54,569
‫خوبه. ولی اومدن که با هم رقابت کنن!

304
01:37:55,867 --> 01:37:58,438
‫دیگه شورشو در اورده!

305
01:39:05,692 --> 01:39:08,769
‫- باخت آقا؟
‫- هنوز نه.

306
01:39:09,989 --> 01:39:12,781
‫- آفرین! براوو!
‫- براوو!

307
01:40:59,922 --> 01:41:04,439
‫- ببخشید، نشنیدم چی گفتین!
‫- چیزی نگفتم آقا.

308
01:41:04,444 --> 01:41:07,376
‫براوو! براوو!

309
01:45:33,352 --> 01:45:37,891
‫- برنده شد آقا؟!
‫- بله، برنده شد.

310
01:45:37,896 --> 01:45:40,826
‫می‌دونستم می‌بره آقا!

311
01:45:40,831 --> 01:45:42,854
‫بــراوو!

312
01:45:45,851 --> 01:45:47,736
‫براوو!

313
01:47:10,735 --> 01:47:14,828
‫می‌دونم، تا دلتون بخواد توی زندگیم خریت کردم.

314
01:47:15,488 --> 01:47:19,602
‫اگه کله‌پام کنی، هیچی از جیب‌هام نمی‌افته.

315
01:47:19,607 --> 01:47:23,418
‫حتی ترومپتی که داشتمو هم فروختم.
‫همه چیزمو دادم!

316
01:47:23,423 --> 01:47:26,862
‫به جز این داستان.
‫هنوز این یکی رو نباختم!

317
01:47:26,867 --> 01:47:30,940
‫اگه الان تصمیم گرفتم تعریفش کنم،
‫فقط به خاطر اینه که می‌خوام هزار و نهصد رو نجات بدم.

318
01:47:30,945 --> 01:47:34,651
‫ولی هیچکی اینجا نیست.
‫هیچکی نیست! فهمیدی؟

319
01:48:50,127 --> 01:48:51,940
‫تو دغلبازی!

320
01:49:09,860 --> 01:49:15,345
‫رخدادی خارق‌العاده، یا حتی تکرارنشدنی
‫در تاریخ ضبط موسیقی بود.

321
01:58:56,448 --> 01:58:59,462
‫[خوابگاه بانوان - قسمت درجه ۳]

322
02:03:01,182 --> 02:03:03,081
‫آمریکا!

323
02:03:03,853 --> 02:03:08,983
‫به خدا می‌خواستم بگم! ولی زبونم بند اومد.
‫(به ایتالیایی)

324
02:04:37,970 --> 02:04:40,999
‫باشه، می‌رسونم.

325
02:07:06,841 --> 02:07:14,052
‫توی مخیلۀ هیچکدوممون نمی‌گنجید که
‫زیر ظاهر خندونش، چه سوز و گدازی نهفته‌ست.

326
02:07:21,054 --> 02:07:25,569
‫- تابلو افتاد!
‫- یعنی چی تابلو افتاد؟

327
02:07:25,574 --> 02:07:30,385
‫- پدر جون، تا حالا شده از خودت بپرسی چرا تابلوها می‌افتن؟
‫- راستشو بخوای نه.

328
02:07:30,390 --> 02:07:35,152
‫- من همیشه درگیر این قضیۀ افتادن تابلوها بودم.
‫- آخه این‌ها چه ربطی به هم دارن؟

329
02:07:35,157 --> 02:07:40,424
‫خیلی ربط دارن! چون کاری که هزار و نهصد
‫اون شب کرد، مثل همین قضیۀ تابلوهاست.

330
02:07:40,753 --> 02:07:47,869
‫این تابلوها چندین و چند سال روی دیوار آویزون می‌مونن،
‫و بعد، بدون این که اتفاقی بیفته، بدون هیچ دلیلی...

331
02:07:48,070 --> 02:07:51,090
‫شپلق! می‌افتن رو زمین.

332
02:07:51,597 --> 02:07:57,039
‫روی دیوار به میخشون آویزونن،
‫کسی کاری به کارشون نداره، ولی توی یه لحظۀ خاص...

333
02:07:57,044 --> 02:08:00,504
‫شپلق! خودبه‌خود می‌افتن.

334
02:08:00,947 --> 02:08:04,745
‫توی قعر یه سکوت مطلق،

335
02:08:04,915 --> 02:08:09,472
‫هیچ چیزی دور و برشون تکون نمی‌خوره،

336
02:08:10,407 --> 02:08:14,193
‫حتی یه مگس هم بال نمی‌زنه؛

337
02:08:14,741 --> 02:08:16,851
‫که بی‌خبر...

338
02:08:17,564 --> 02:08:19,313
‫شپلق!

339
02:08:19,842 --> 02:08:24,632
‫هیچ دلیلی نداره!
‫چرا توی اون لحظۀ خاص؟

340
02:08:25,144 --> 02:08:27,235
‫خدا می‌دونه چرا.

341
02:08:28,100 --> 02:08:29,601
‫شپلق!

342
02:08:31,158 --> 02:08:34,621
‫چی میشه که یه میخ...

343
02:08:34,848 --> 02:08:38,310
‫تصمیم می‌گیره دیگه...

344
02:08:38,518 --> 02:08:41,672
‫تابلو رو نگه نداره؟

345
02:08:43,066 --> 02:08:46,729
‫یعنی این میخِ طفلی هم مثل ما زنده‌ست؟

346
02:08:46,734 --> 02:08:51,158
‫- اونم قوۀ اراده داره؟
‫- بگیر بشین. بشین.

347
02:08:51,163 --> 02:08:54,505
‫یعنی دو نفری با تابلو سر این مسئله بحث کردن؟

348
02:08:54,510 --> 02:08:58,664
‫شک داشتن که این کارو بکنن،
‫به خاطر همین هر شب حرف زدن...

349
02:08:58,669 --> 02:09:05,203
‫و بعد سر یه تاریخ و ساعت،
‫یه دقیقه، یه لحظۀ مشخص به توافق رسیدن؟

350
02:09:05,619 --> 02:09:10,949
‫یا که هر دوتاشون از همون اول می‌دونستن؟
‫از قبل نقشه‌ش رو ریخته بودن؟

351
02:09:11,196 --> 02:09:15,909
‫«گوش کن، هفت سال دیگه ول می‌کنم!»
‫«مشکلی نیست.»

352
02:09:15,917 --> 02:09:19,036
‫«پس می‌افته همون سیزدهمِ مِی...»
‫«حله!»

353
02:09:19,052 --> 02:09:22,035
‫«سر ساعت ۱۲.»
‫«۱۲ و ربع باشه بهتر نیست؟»

354
02:09:22,043 --> 02:09:25,344
‫«باشه.»
‫«خب، شبت بخیر.»

355
02:09:25,613 --> 02:09:31,387
‫هفت سال بعد، سیزدهم مِی،
‫سر ساعت ۱۲ و ربع...

356
02:09:31,419 --> 02:09:32,976
‫شپلق!

357
02:09:35,081 --> 02:09:41,542
‫اصلاً آدم سر در نمیاره. از اون لحظه‌هاییه که
‫بهتره زیاد بهش فکر نکنی، وگرنه دیوونه میشی.

358
02:09:41,547 --> 02:09:43,457
‫لحظه‌ای که تابلو می‌افته.

359
02:09:43,462 --> 02:09:47,380
‫وقتی توی تخت، کنارش پا میشی و
‫می‌بینی که دیگه دوسِت نداره.

360
02:09:47,385 --> 02:09:51,028
‫وقتی لای روزنامه رو باز می‌کنی و
‫می‌خونی که جنگ شروع شده.

361
02:09:51,033 --> 02:09:53,992
‫وقتی یه قطار می‌بینی و
‫میگی باید از اینجا برم.

362
02:09:53,997 --> 02:09:57,088
‫وقتی تو آیینه نگاه می‌کنی و
‫می‌فهمی که پیر شدی.

363
02:09:57,093 --> 02:10:01,555
‫وقتی یه شب، وسط اقیانوس،
‫هزار و نهصد...

364
02:10:01,560 --> 02:10:07,646
‫سرشو از روی بشقاب بلند کرد و
‫چشم تو چشمِ من گفت:

365
02:10:13,495 --> 02:10:17,819
‫هاج و واج مونده بودم.

366
02:10:30,424 --> 02:10:33,162
‫آره، یهو بی‌خبر!

367
02:10:46,285 --> 02:10:49,330
‫- دریا رو؟
‫- دریا رو.

368
02:11:38,677 --> 02:11:43,825
‫به محض این که صداشو شنیدی،
‫دیگه می‌فهمی که باید با زندگیت چی کار کنی.

369
02:11:44,359 --> 02:11:47,208
‫می‌تونم تا آخر عمرم اینجا بمونم،

370
02:11:48,110 --> 02:11:52,173
‫ولی اینجوری دریا هیچی بهم نمیگه.

371
02:11:53,470 --> 02:11:55,622
‫اما اگه پیاده بشم و...

372
02:11:55,627 --> 02:11:59,606
‫چند سالی روی خشکی زندگی کنم،
‫اون وقت یه آدم عادی میشم.

373
02:11:59,828 --> 02:12:02,095
‫درست مثل بقیه؛

374
02:12:02,214 --> 02:12:06,156
‫و بعدش شاید یه روزی رفتم لب ساحل،

375
02:12:06,161 --> 02:12:11,263
‫چشمم به دریا افتاد و فریادش رو شنیدم.

376
02:13:57,586 --> 02:14:01,493
‫من توی خیالاتت با یه اسب تشکیل خونواده دادم؟!

377
02:14:56,441 --> 02:14:58,775
‫مراقب باش، باشه؟

378
02:15:09,637 --> 02:15:12,377
‫مواظب خودت باش.
‫(به ایتالیایی)

379
02:15:18,301 --> 02:15:21,742
‫می‌خندیدیم و هِی به هم می‌گفتیم «می‌بینمت»،

380
02:15:21,747 --> 02:15:26,135
‫ولی ته دلمون، من و هزار و نهصد
‫می‌دونستیم که دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.

381
02:15:26,140 --> 02:15:30,854
‫هیچ کاری هم از دستمون بر نمی‌اومد؛
‫مقدّر بود که اینطور بشه...

382
02:15:30,859 --> 02:15:33,770
‫و داشت همینطور می‌شد.

383
02:15:54,249 --> 02:15:56,592
‫چجوری پیاده میشن؟

384
02:18:40,540 --> 02:18:44,438
‫هر چیزی که از اون پلکان کذایی دید،

385
02:18:44,443 --> 02:18:48,894
‫هر فکری که وقتی اونجا وایساده بود از سرش گذشت،

386
02:18:48,899 --> 02:18:52,326
‫هر چی که بود، هیچوقت به من نگفت.

387
02:19:52,186 --> 02:19:55,718
‫مثل کسی شده بود که رو باد هوا حرف نمی‌زنه،

388
02:19:55,723 --> 02:19:59,002
‫کسی که دقیقاً می‌دونه مقصدش کجاست.

389
02:19:59,007 --> 02:20:03,332
‫مثل وقتی که پشت پیانو می‌شِست
‫و شروع می‌کرد به زدن.

390
02:20:03,337 --> 02:20:06,341
‫هیچ تردیدی توی دست‌هاش نمی‌دیدی.

391
02:20:06,346 --> 02:20:10,750
‫انگار کلیدهای پیانو، یه عمر
‫چشم‌به‌راه این نت‌ها بودن.

392
02:20:10,755 --> 02:20:14,091
‫فکر می‌کردی همون لحظه نت‌ها رو کنار هم می‌ذاره.

393
02:20:14,096 --> 02:20:20,284
‫ولی نت‌ها از خیلی وقت پیش،
‫یه جایی توی سرش نوشته شده بودن.

394
02:20:20,827 --> 02:20:27,375
‫حالا می‌فهمم که اون روز هزار و نهصد،
‫تصمیمشو گرفته بود که جلوی شَستی‌های زندگیش بشینه...

395
02:20:27,380 --> 02:20:31,095
‫و خفه‌ترین آهنگش رو به صدا در بیاره.

396
02:20:31,100 --> 02:20:35,606
‫آهنگ پوچی که سرنوشتِ
‫باقی عمرش رو رقم می‌زد.

397
02:21:31,524 --> 02:21:36,422
‫اونی که ترومپت می‌زنه رو ببین!
‫یا مسته یا دیوونه‌ست. نگاش کن!

398
02:21:36,427 --> 02:21:40,871
‫همینجور که داره ساز می‌زنه، اشکشم سرازیره.

399
02:28:14,424 --> 02:28:19,004
‫موسیقی کمک می‌کرد که حالشون بهتر بشه؛

400
02:28:19,126 --> 02:28:22,619
‫منظورم حال مجروحینه.

401
02:28:25,321 --> 02:28:27,396
‫یا که حداقل...

402
02:28:27,729 --> 02:28:30,658
‫سرشون رو...

403
02:28:30,663 --> 02:28:34,347
‫حین رفتن به اون دنیا گرم می‌کرد.

404
02:28:36,699 --> 02:28:41,227
‫بعضی وقت‌ها همین که موسیقی به گوششون می‌رسید،

405
02:28:41,329 --> 02:28:44,554
‫فراموش می‌کردن که مسافرن.

406
02:28:47,164 --> 02:28:50,727
‫آخرین چهره‌ای که می‌دیدن، مال من بود.

407
02:39:25,360 --> 02:39:30,907
‫«اینطور که معلومه یه دونه سیاه و یه دونه سفید داریم.»

408
02:39:30,912 --> 02:39:37,366
‫نه، نه، نه. لطفاً همرنگ باشه.
‫مشکلی با نژادهای دیگه ندارم ولی...

409
02:39:37,371 --> 02:39:41,306
اینجا ‫فقط بحث زیبایی‌شناسیش مطرحه.

410
02:44:58,000 --> 02:45:09,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top