1
00:02:12,090 --> 00:02:14,468
اما اين ستاره شناس بزرگ
غرورما را شکست،

2
00:02:15,302 --> 00:02:17,596
و ما را واداشت
که موقعيت سياره خود را بپذيريم

3
00:02:18,096 --> 00:02:20,891
که يکي از سياره هايي است
که به دور خورشيد مي چرخند

4
00:02:21,975 --> 00:02:24,686
و منظومه هاي ديگري هم وجود دارد
فراتر از منظومه شمسي ما

5
00:02:25,520 --> 00:02:27,105
دربي شمار دنيا هاي ديگر

6
00:02:36,948 --> 00:02:40,535
ولي اين زيست شناس بزرگ ما را واداشت
به کالبد خويش طور ديگري بنگريم

7
00:02:40,535 --> 00:02:43,830
و آنرا محصول يک سير تکاملي عظيم بدانيم

8
00:02:43,830 --> 00:02:46,083
که قوانيني متفاوتي نسبت به

9
00:02:46,083 --> 00:02:48,377
انواع ديگر حيوانات
بر آن حاکم است

10
00:08:25,380 --> 00:08:29,551
فکر مي کنم قبل از اختلاف با دکتر ماينرت
تصميم خودت را گرفته بودي

11
00:08:43,481 --> 00:08:44,983
و زيگي کل سفر را گريه کرد

12
00:08:44,983 --> 00:08:46,651
تو منو فراموش نمي کني زيگي؟
البته که نه

13
00:10:00,767 --> 00:10:03,478
بسياري هستند که از  گنجاندن آن

14
00:10:03,478 --> 00:10:05,814
در فرهنگنامه پزشکي خودداري مي‌کنند

15
00:10:07,357 --> 00:10:10,193
توضيحات عالي از
هيستري ممکن است پيدا شود

16
00:10:10,193 --> 00:10:13,530
از محاکم جادوگري در زمان‌هاي گذشته

17
00:10:15,657 --> 00:10:18,451
که قربانيان آن شيطاني تلقي مي شدند

18
00:10:19,577 --> 00:10:23,248
اين توهم بسيار فراگير بود

19
00:10:23,248 --> 00:10:25,166
کل جوامع آلوده اين تصور شده بودند

20
00:10:25,583 --> 00:10:30,004
بله مسري بود
با اين حال ميکروبي وجود نداشت

21
00:10:30,880 --> 00:10:33,383
هيستري اصل پزشکي را نقض مي کند

22
00:10:33,925 --> 00:10:36,928
که تمام بيماري ها بايد منشاء جسماني داشته باشند

23
00:10:37,679 --> 00:10:39,764
و اصول روانشناختي

24
00:10:39,764 --> 00:10:43,351
فقط يک نظريه ذهني است

25
00:10:44,644 --> 00:10:47,939
ولي واقعيات راه خروج از اين تفکر را نمي بندند

26
00:10:47,939 --> 00:10:50,233
چرا که آنها برخلاف اصول جا افتاده ما هستند

27
00:11:23,141 --> 00:11:25,852
ژان عزيزم چند ساله که نميتوني راه بري؟

28
00:11:26,853 --> 00:11:29,898
- از سال 1880
- شش سال پيش

29
00:11:29,898 --> 00:11:31,608
اتفاقي برات افتاد که منجر به

30
00:11:32,192 --> 00:11:33,860
اين بيماري بشه در اون زمان؟

31
00:11:40,283 --> 00:11:42,202
نه -
بيمار هيچ چيز را به خاطر نمياره

32
00:11:42,827 --> 00:11:44,787
با اين حال ما فقط از
نزديکانش چيزايي فهميديم

33
00:11:44,787 --> 00:11:46,456
که نشون ميده ظهور اين علائم

34
00:11:46,456 --> 00:11:48,791
بلافاصله بعد از تصادف قطار اتفاق افتاده

35
00:11:49,542 --> 00:11:51,586
او از نظر جسمي آسيب نديده

36
00:12:02,096 --> 00:12:05,308
و حالا با همديگه علائم ديگه رو مي بينيم

37
00:12:06,184 --> 00:12:09,562
يک مثال کلاسيک از فلجي همراه با رعشه

38
00:15:24,256 --> 00:15:26,801
که ميان آنها شايع مي شود

39
00:15:29,178 --> 00:15:31,973
تو درمان شدي، درمان شدي

40
00:15:48,072 --> 00:15:50,491
ميتوني پاهاتو تکون بدي؟
حتي مي توني روي آنها بايستي

41
00:15:50,908 --> 00:15:52,535
آره تو ميتوني بايستي

42
00:15:53,202 --> 00:15:56,122
پاشو و روي پاهات بايست

43
00:16:11,929 --> 00:16:13,723
عاليه، عاليه ژان

44
00:16:15,057 --> 00:16:17,268
چشماتو باز کن، چشماتو باز کن

45
00:16:18,060 --> 00:16:20,813
حالا راه برو نترس

46
00:16:20,813 --> 00:16:22,315
دور اتاق قدم بزن

47
00:16:23,024 --> 00:16:25,860
ما نشون داديم

48
00:16:25,902 --> 00:16:28,321
که مي تونيم بيماري ها را با اين روش مداوا کنيم

49
00:16:29,030 --> 00:16:32,366
حالا ببينيم مي تونيم کامل انجامش بديم

50
00:16:34,577 --> 00:16:35,828
وقتي دست هامو به هم ميزنم

51
00:16:55,973 --> 00:16:56,974
پاهات به خواب ميرن

52
00:16:59,185 --> 00:17:01,020
بايست ژان
سروه اونجا رو مي بينيي؟

53
00:17:04,398 --> 00:17:06,692
يادت هست چطور او شوکه شد؟

54
00:17:09,362 --> 00:17:10,363
آره، ژان؟

55
00:17:13,282 --> 00:17:14,283
مثل اون

56
00:17:15,785 --> 00:17:17,119
اينطور نبود، ژان؟

57
00:17:19,205 --> 00:17:24,168
و حالا بازوت مثل اون تکون مي خوره

58
00:17:30,424 --> 00:17:32,593
حالا هر دو بازوت

59
00:17:33,469 --> 00:17:36,597
تکون ميخورن ، تکون ميخورن

60
00:17:37,306 --> 00:17:40,643
و پاها تو نميتوني نگهشون داري، مي توني؟

61
00:17:41,435 --> 00:17:43,688
تو تکون ميخوري

62
00:17:44,397 --> 00:17:45,443
آقايان

63
00:17:52,822 --> 00:17:55,950
حالا دستياران من بيماران را بيدار مي کنند

64
00:17:56,409 --> 00:17:58,452
اونا چيزي به خاطر نميارن

65
00:18:39,368 --> 00:18:43,539
تقريباً به زيبايي آمالياي من
در روز عروسي مون بود

66
00:26:42,768 --> 00:26:44,978
چطور ميتوني اينو با تئوريه شارکو آشتي بدي؟

67
00:26:46,230 --> 00:26:48,148
اگه افکارش دوپاره شد

68
00:26:49,191 --> 00:26:51,151
چرا به ياد آوردن خاطره تلخ باعث درمان ميشه؟

69
00:26:51,151 --> 00:26:55,155
از بين بردن يک نشانه؟
بخش تيره افکار لجام‌گسيخته را توليد مي کنه

70
00:26:55,155 --> 00:26:57,658
نه . شارکو اشتباه مي کنه

71
00:26:57,658 --> 00:27:01,245
آسيب رواني ذهن رو دو قسمت نمي کنه
همانطور که تبر يک کنده را مي شکافه

72
00:27:01,245 --> 00:27:03,872
فقط سبب ميشه که خاطره اون اتفاق ناگوار

73
00:27:03,872 --> 00:27:05,666
از بخش ناخودآگاه خارج بشه

74
00:27:05,666 --> 00:27:07,709
ولي چگونه خاطرات نهفته در ناخودآگاه
باعث بيماري ميشن؟

75
00:27:08,168 --> 00:27:10,587
چون اونا در محاصره عواطف و هيجانات هستند

76
00:27:10,587 --> 00:27:13,966
و نمي تونن مجراي طبيعي براي خروج
از ناخودآگاه پيدا کنن

77
00:27:15,008 --> 00:27:17,970
اگر تو غمگين بشي اشک از چشمانت جاري ميشه

78
00:27:17,970 --> 00:27:20,264
در  عصبانيت واکنش انفجاري نشون ميدي
و در حالت ترس فرار مي کني

79
00:27:20,848 --> 00:27:23,684
احساسي که در شما برانگيخته شده است
در عمل فيزيکي تخليه مي شود

80
00:27:24,560 --> 00:27:28,480
ولي اگر عواطف واپس زده بشه چطور؟

81
00:27:29,398 --> 00:27:32,442
مانند آتش درون شومينه است
که راه دودکش اون بسته باشه

82
00:27:33,318 --> 00:27:35,028
آتش راهي براي خروج نداره

83
00:27:35,028 --> 00:27:37,865
و تمام اتاق پر از دود ميشه

84
00:27:37,865 --> 00:27:41,076
و نهايتاً از پنجره پشتي راه بيرون رو پيدا مي کنه

85
00:27:42,202 --> 00:27:45,080
يک نشانه بيماري انرژي هيجاني است

86
00:27:45,080 --> 00:27:46,248
که به طريق نادرست ظاهر ميشه

87
00:27:49,084 --> 00:27:50,669
فرويد، تو چه فکر مي کني؟

88
00:27:52,087 --> 00:27:54,464
فکر کن دري باز شده

89
00:27:55,215 --> 00:27:58,177
تو کشفي کردي به اهميت کشف پاستور

90
00:27:58,177 --> 00:28:02,764
اون ميکروبها را در قرنطينه نگه داشت
و تو خاطرات روانپريشانه رو

91
00:28:02,764 --> 00:28:05,058
سسيلي مورد استثناييه

92
00:28:05,684 --> 00:28:08,187
من ترجيح ميدم فکر کنم مورده کاملاً کلاسيکيه

93
00:28:10,189 --> 00:28:11,982
برات امکان داره که

94
00:28:11,982 --> 00:28:13,984
اين متد را در بيمارستان به کار ببري؟

95
00:28:16,486 --> 00:28:17,487
بله

96
00:28:19,531 --> 00:28:21,158
تو تا وسط درياچه پارو زدي

97
00:28:23,160 --> 00:28:24,161
بعدش چي شد؟

98
00:28:28,081 --> 00:28:30,918
- من ايستادم
-خُب؟

99
00:28:33,045 --> 00:28:35,839
قايق تکان مي خوره، دارم مي افتم

100
00:28:37,549 --> 00:28:41,511
قايق برمي گرده
من در آب هستم

101
00:28:41,511 --> 00:28:43,096
برادرم  کمک مي خواد

102
00:28:44,097 --> 00:28:47,476
من دور قايق شنا مي کنم
ولي نمي تونم پيداش کنم

103
00:28:48,685 --> 00:28:51,396
- برادرم از دست رفته
- اون کجاست؟

104
00:28:51,396 --> 00:28:52,522
غرق شده

105
00:28:54,775 --> 00:28:55,776
قايق غرق مي شه

106
00:28:57,361 --> 00:28:59,696
- من به طرف ساحل شنا مي کنم
- شنا مي کني؟

107
00:29:01,031 --> 00:29:02,282
شنا مي کنم

108
00:29:06,536 --> 00:29:08,038
چيکار مي کني دکتر فرويد؟

109
00:29:09,373 --> 00:29:10,916
به شما دستور مي دم
متوقفش کنيد

110
00:29:11,458 --> 00:29:13,293
ساکت، احمق

111
00:29:14,253 --> 00:29:16,964
در غياب پروفسور ماينرت
من مسئول اين جا هستنم

112
00:29:16,964 --> 00:29:20,008
- اون اجازه هيپنوتيزم نميده
-لعنت به هردوتون

113
00:29:22,010 --> 00:29:24,554
من به پروفسور ماينرت ميگم شما چي گفتيد

114
00:29:25,430 --> 00:29:27,015
خودم بهش ميگم

115
00:29:46,118 --> 00:29:47,953
چه کار مي تونم براتون بکنم جناب فرويد؟

116
00:29:49,329 --> 00:29:50,539
پروفسور ماينرت

117
00:29:51,331 --> 00:29:53,750
شما به کسي اختيار دادين که مانع
آزمايشات من در زمينه هيپنوتيزم بشه؟

118
00:29:55,669 --> 00:29:56,670
البته

119
00:29:57,337 --> 00:29:59,715
ولي او مريض بخش عمومي بود

120
00:29:59,715 --> 00:30:01,133
نه بخش شما

121
00:30:01,633 --> 00:30:02,634
تو فرويد هستي

122
00:30:03,593 --> 00:30:06,221
شما آگاهانه منو وادار مي کنيد
از شغلم در بيمارستان استعفا بدم

123
00:30:06,847 --> 00:30:09,808
شما علم را کاملاً کنار گذاشتيد

124
00:30:09,808 --> 00:30:11,935
روزي که پيشنهادم را رد کردين
و به پاريس رفتين

125
00:30:12,561 --> 00:30:14,479
پاريس، مسير درستي
براي شهرت و ثروت

126
00:30:15,355 --> 00:30:17,190
شش درس آسان شارکو ...

127
00:30:18,108 --> 00:30:19,693
چطور جرات مي کنيد اين رو بگيد؟

128
00:30:20,444 --> 00:30:23,196
چطور از آن جلوگيري مي کنيد؟
من را هيپنوتيزم مي کنيد؟

129
00:30:23,780 --> 00:30:25,407
به فرمان من همه خوابند

130
00:30:26,283 --> 00:30:28,618
نابينايان  توجه کنيد
به شما دستور داده شده است که ببينيد

131
00:30:29,453 --> 00:30:32,205
فلج ها، در نوبت بعدي

132
00:30:32,205 --> 00:30:34,624
قدم رو ، يک-دو، يک-دو

133
00:30:35,792 --> 00:30:39,004
زنده باد، زيگموند فرويد
شما اينجارو پر از بيماران عصبي کرديد

134
00:30:40,172 --> 00:30:41,923
انگار ميدونستي
اختلال عصبي چيه

135
00:30:43,258 --> 00:30:44,301
همانطورکه شارکوي تو هم ميدونست

136
00:30:45,385 --> 00:30:48,096
اين راهي براي زندگي بخشيدن
که تو ازشون دريغ مي کني

137
00:30:48,638 --> 00:30:51,266
تو بايد کورسويي از نور معرفت

138
00:30:51,266 --> 00:30:53,226
به درون روح تاريک و سراسر شب بيماران بياري

139
00:30:53,810 --> 00:30:56,396
و ارواح شرور موقعي
که خروس بانگ بزنه اينجا رو ترک مي کنن

140
00:30:57,898 --> 00:30:58,982
نگاه کن

141
00:31:07,866 --> 00:31:10,619
بله عقرب هاي مکزيکي از نوع مرگبار شون

142
00:31:11,119 --> 00:31:12,662
دارم در باره اثرات سم شون

143
00:31:12,662 --> 00:31:14,748
روي سيستم عصبي
حيوانات برتر، آزمايش مي کنم

144
00:31:15,832 --> 00:31:16,833
موجودات کوچک جذاب

145
00:31:18,085 --> 00:31:19,086
اينم آزمايش آفتاب

146
00:31:21,838 --> 00:31:23,048
خب فرويد

147
00:31:24,299 --> 00:31:25,842
به نظرت نور ارواح شيطاني را مي کشه؟

148
00:31:26,802 --> 00:31:28,053
ترجيح مي دم فکر کنم  اونا رو زنده مي کنه

149
00:31:29,554 --> 00:31:31,681
اگر جعبه باز بمونه اونا همه جا ميرن

150
00:31:32,766 --> 00:31:35,227
اتاق... دنيا با اونا زنده ميمونه

151
00:31:39,106 --> 00:31:40,482
برگرديد به تاريکي

152
00:31:42,109 --> 00:31:43,151
بفرمايين

153
00:31:43,985 --> 00:31:45,862
به تاريکي بسپار
آنچه متعلق به تاريکي ه

154
00:31:46,780 --> 00:31:49,199
- اشناپس؟
- ممنون، من مشروب نميخورم

155
00:31:49,825 --> 00:31:53,412
تو مشروب نميخوري . چون ميترسي خودت باشي

156
00:31:54,037 --> 00:31:55,705
اگر مست باشي چه چيزي تو رو به لغزش وا مي داره؟

157
00:31:56,706 --> 00:31:59,835
هر احتياطي يه ديوار بلند دورت مي سازه

158
00:32:01,086 --> 00:32:04,089
من مي دونم تو چي هستي مدت زيادي زير نظر داشتمت

159
00:32:04,923 --> 00:32:07,217
مطمئنم که روان رنجوري
در کمين تو نشسته

160
00:32:07,676 --> 00:32:08,677
علائمش را مي شناسم

161
00:32:09,678 --> 00:32:11,555
نمي دونم چرا جذب ديوانگي ديگران ميشي

162
00:32:11,555 --> 00:32:13,014
چون باعث ميشه مال خودت رو فراموش کني

163
00:32:13,765 --> 00:32:15,225
چطور مي خواي استاد خودت رو به

164
00:32:15,225 --> 00:32:16,893
هيستري شارکو علاقه مند کني؟

165
00:32:17,352 --> 00:32:19,020
چطور ازش مراقبت مي کني

166
00:32:21,189 --> 00:32:23,692
بدشانسي
من مثل يک سيب سالم هستم

167
00:32:25,026 --> 00:32:27,612
خداحافظ، فرويد
برو و برنگرد

168
00:33:46,233 --> 00:33:47,400
و همسرم گفت

169
00:33:49,528 --> 00:33:51,154
من حسود نيستم

170
00:33:53,365 --> 00:33:56,034
اما من دوست دارم بدونم
چقدر اعصابش رو داري

171
00:33:57,577 --> 00:34:00,455
که نقش محبوب زنا رو جلوي من بازي کني

172
00:34:02,040 --> 00:34:05,835
که از بدشانسي مي دونم مرد نيستي

173
00:34:52,257 --> 00:34:53,258
موسيقي رقص ه

174
00:34:56,469 --> 00:34:58,638
از يک خونه
اون طرف خيابون مياد

175
00:35:01,141 --> 00:35:02,726
اونا در تراس مي رقصيدن

176
00:35:04,686 --> 00:35:06,062
عاشق رقصيدنم

177
00:35:07,063 --> 00:35:08,356
دوست دارم با اونا باشم

178
00:37:00,552 --> 00:37:02,220
چطورين
آقاي فون اشلوسر؟

179
00:37:36,212 --> 00:37:37,213
بله، خيلي زياد

180
00:37:37,214 --> 00:37:38,214
... يک بار براي هميشه

181
00:41:23,773 --> 00:41:25,483
اون؟ پدر شما؟

182
00:41:27,443 --> 00:41:30,530
- يک دختر 17 ساله. هر شب.

183
00:42:13,072 --> 00:42:14,073
مادر

184
00:45:06,120 --> 00:45:07,121
مادر

185
00:45:08,539 --> 00:45:09,874
مادر

186
00:45:09,874 --> 00:45:12,668
نه عزيزم، مارتا است
همسرت

187
00:45:22,345 --> 00:45:23,346
زيگي؟

188
00:45:24,138 --> 00:45:27,016
زيگي. دکتر بروئر اينجا هستن

189
00:45:27,683 --> 00:45:28,684
بروئر

190
00:45:30,436 --> 00:45:32,146
اين يک افتخاره

191
00:45:32,146 --> 00:45:34,690
من اين نزديکي‌ها بودم گفتم يک سري بزنم

192
00:45:34,690 --> 00:45:36,150
داشتي چيکار ميکردي؟

193
00:45:36,692 --> 00:45:39,612
بين بيماران
و مشکلات شطرنج

194
00:45:39,612 --> 00:45:41,614
مقاله ديگري
براي مجله عصب شناسي

195
00:45:45,243 --> 00:45:47,995
در اصل
در باره عصب آوا شنودي

196
00:45:48,996 --> 00:45:50,122
اما اين آناتومي محضه

197
00:45:50,873 --> 00:45:54,293
خوبه باز برگشتيم به
حقايق تجربي اثبات شده

198
00:45:54,710 --> 00:45:57,922
من دلتنگ عصب ‌شناسي بودم و خودم نمي دونستم

199
00:45:58,631 --> 00:46:00,633
در مورد مطالعات هيستري چطور؟

200
00:46:01,717 --> 00:46:04,303
اين يافته توست من چيزي اضافه نکردم

201
00:46:04,303 --> 00:46:06,097
دليلي نداره
اعتباراون را به اشتراک بگذاري

202
00:46:09,308 --> 00:46:12,895
کمي رنگ پريده به نظر ميرسي
اشتهاش چطوره، مارتا؟

203
00:46:13,562 --> 00:46:14,563
به سختي چيزي مي خوره

204
00:46:15,314 --> 00:46:17,024
خوب خوابيده؟

205
00:46:17,024 --> 00:46:18,484
شبها بي قراره و ناله ميکنه

206
00:46:20,611 --> 00:46:23,781
همينجا الان معاينه اش مي کنم

207
00:46:26,242 --> 00:46:28,452
- بشين پيراهنتو باز کن
- نه

208
00:46:30,288 --> 00:46:33,249
نه عيبي نداره
چيزي نيست مطمئن باش

209
00:46:39,088 --> 00:46:40,089
پس چيه؟

210
00:46:40,673 --> 00:46:43,467
متوجه شدم از مورد وولف کنار کشيدي

211
00:46:43,467 --> 00:46:44,677
بله

212
00:46:44,677 --> 00:46:46,262
وهمينطور آقاي برنر وخانم جوناس

213
00:46:46,262 --> 00:46:49,098
- بله
- مطمئناً اونا مداوا نشدن

214
00:46:50,099 --> 00:46:54,729
نمي تونستم به تجويز
حمام سرد و ماساژ ادامه بدم

215
00:46:55,980 --> 00:46:58,733
من در حيرتم که اصلا آنها را تجويز مي کني

216
00:46:59,483 --> 00:47:02,278
- چه چيز ديگه اي هست؟
- بايد بپرسي؟

217
00:47:03,195 --> 00:47:05,031
بايد دختر کورتنر رو ببيني

218
00:47:05,031 --> 00:47:06,991
او گواه زنده است
از اثربخشي هيپنوتيزم

219
00:47:06,991 --> 00:47:08,409
روش هيپنوتيزمي ما

220
00:47:09,994 --> 00:47:11,037
به من بگو، فرويد

221
00:47:12,496 --> 00:47:14,665
آخرين بار کي بود
يک بيمار را هيپنوتيزم کردي؟

222
00:47:17,585 --> 00:47:20,212
من... يادم نيست

223
00:47:21,380 --> 00:47:22,506
کدوم مورد بود؟

224
00:47:23,382 --> 00:47:25,134
آه... کدام...؟

225
00:47:27,094 --> 00:47:28,095
مي دونم بود...

226
00:47:29,138 --> 00:47:31,515
پسر يک ژنرال بود
اسمشو منو فراري مي ده

227
00:47:31,932 --> 00:47:35,519
- تو هيچ وقت در مورد او به من نگفتي
- چيزي براي گفتن نيست

228
00:47:35,519 --> 00:47:37,313
يکبار ديدمش
اون بيمار بود

229
00:47:37,313 --> 00:47:38,689
اونو به من سپرده بودنش

230
00:47:39,398 --> 00:47:42,985
من مي خوام بدونم، چرا تو؟
وسط کارمون توقف کردي؟

231
00:47:44,195 --> 00:47:45,237
ماينرت گفت

232
00:47:46,155 --> 00:47:48,282
« بهتره عقرب ها را در تاريکي نگه داشت

233
00:47:49,283 --> 00:47:50,534
من مجبورم با او موافق باشم

234
00:47:55,039 --> 00:47:58,084
تو گام‌هاي بلندي برمي داشتي ، گام هاي بزرگ

235
00:48:01,087 --> 00:48:03,422
مي دونستي ماينرت سکته کرده ؟

236
00:48:04,423 --> 00:48:06,384
من ديروز براي مشاوره فراخوانده شدم

237
00:48:12,056 --> 00:48:13,057
حالش خوب ميشه؟

238
00:48:14,183 --> 00:48:15,351
ظرف چند روز يا چند هفته

239
00:48:16,811 --> 00:48:19,772
- به او پيامي بدم؟
- نه

240
00:48:23,109 --> 00:48:26,570
خوب، من بايد را بيافتم
چندتا تماس هم بايد بگيرم

241
00:48:26,570 --> 00:48:27,571
مارتا

242
00:48:30,449 --> 00:48:33,619
او از نظر فيزيکي عيبي نداره

243
00:48:33,619 --> 00:48:34,703
خدا را شکر

244
00:48:35,246 --> 00:48:37,581
- ماتيلدا چطوره؟
- خيلي خوبه، ممنون

245
00:48:37,581 --> 00:48:40,584
او مي خواست با هم به تعطيلات بريم

246
00:48:40,626 --> 00:48:43,879
حتي براي يک گردش عصر
زيگموندو نميشه از کارش جدا کرد

247
00:48:43,879 --> 00:48:46,132
اين مجازات همسر يک دکتر بودنه

248
00:48:46,966 --> 00:48:48,592
منتظر تماست هستم

249
00:48:57,560 --> 00:48:59,186
دنبالش فرستادي، نه؟

250
00:49:00,104 --> 00:49:01,188
مگه نه؟

251
00:49:01,772 --> 00:49:04,400
بله. فکر کردم ممکنه مريض باشه

252
00:49:05,443 --> 00:49:09,155
چيه؟ من طاقت ندارم
که تو رو ناراضي ببينم

253
00:49:09,155 --> 00:49:11,407
- به من نميگي؟
- من چيزيم نيست

254
00:49:17,413 --> 00:49:18,414
براي دکتر فرويد

255
00:49:21,959 --> 00:49:25,254
زيگي، يک کالسکه منتظره

256
00:49:37,683 --> 00:49:39,185
پروفسور ماينرت
اون چي ميخواد؟

257
00:49:40,561 --> 00:49:43,147
به شدت بيماره
گفته سريع برم پيشش

258
00:49:44,648 --> 00:49:47,526
تکبراون مرد
"فورا بيا"

259
00:49:48,736 --> 00:49:49,904
داره ميميره زيگي

260
00:49:52,823 --> 00:49:54,867
چقدر عجيبه که ياد من افتاده

261
00:49:56,702 --> 00:49:59,163
هميشه خودش را يهوه (خداي يهود) مي دونست

262
00:50:09,089 --> 00:50:10,090
فرويد؟

263
00:50:11,258 --> 00:50:12,259
بيا تو

264
00:50:17,139 --> 00:50:18,265
نزديک تر

265
00:50:18,933 --> 00:50:20,100
بيا نزديکتر

266
00:50:22,436 --> 00:50:25,272
من تمام نوشته ها ت  رو توي
نشريه عصب شناسي خوندم

267
00:50:26,315 --> 00:50:29,568
پخته تر شدي و کمتر تهاجمي هستي

268
00:50:31,070 --> 00:50:33,113
ياد گرفتي چطور افکار رو به پيش ببري

269
00:50:33,113 --> 00:50:34,240
بدون اينکه به کسي آسيب برسوني

270
00:50:35,699 --> 00:50:38,536
خلاصه کاملاً به درد آشغالدوني ميخورن

271
00:50:39,161 --> 00:50:41,455
-اگه از من  مي پرسي...
- به يک مرد در حال مرگ رحم کن

272
00:50:42,998 --> 00:50:46,210
بروئر ميگه تو از تحقيق درباره
هيستري دست کشيدي

273
00:50:46,210 --> 00:50:48,295
از اثبات وجود هيستري

274
00:50:49,213 --> 00:50:50,214
حيف

275
00:50:50,631 --> 00:50:52,424
مي تونستم جواب همه سوالاتتو

276
00:50:52,424 --> 00:50:54,593
با ارائه يک مورد کلاسيک بهت بدم

277
00:50:56,595 --> 00:50:57,596
کي؟

278
00:50:58,847 --> 00:51:00,182
خودم

279
00:51:01,559 --> 00:51:03,269
يک مجموعه کامل از علائم رو دارم

280
00:51:04,353 --> 00:51:08,732
ميگرن ترس هاي شبانه و حتي فلجي

281
00:51:09,817 --> 00:51:12,111
به خاطر بيار چطور انگشت شصت راستم رو

282
00:51:12,111 --> 00:51:13,946
به جليقه ام آويزان مي کردم

283
00:51:14,446 --> 00:51:16,323
همانطور که در پرتره من نقاشي شده

284
00:51:17,491 --> 00:51:19,034
تو هرگز مشکوک نشدي، درسته؟

285
00:51:21,078 --> 00:51:24,081
اينو ميدونستي موقعي که منو
از کلينيکت انداختي بيرون؟

286
00:51:24,873 --> 00:51:28,502
من 20 سال قبل از شارکو اينو مي دونستم

287
00:51:29,003 --> 00:51:33,424
و هنوزم منو در مقابل همکارانم استهزا مي کني؟

288
00:51:35,009 --> 00:51:37,553
خوک توسط پدرش نفرين شد
چون برهنه ديدش

289
00:51:41,140 --> 00:51:42,766
تو فرزند معنوي من هستي

290
00:51:45,853 --> 00:51:49,315
من نمي خوابم
دارم انرژيمو جمع مي کنم

291
00:51:51,400 --> 00:51:53,277
بشين حرفمو قطع نکن

292
00:52:01,285 --> 00:52:02,703
روان رنجورها مثل برادرهستن

293
00:52:03,871 --> 00:52:05,956
ياد مي گيرن که همديگر را بشناسند
مثل من و تو

294
00:52:07,666 --> 00:52:10,586
اونا فقط يک قانون دارن: سکوت
در حضور دشمن

295
00:52:11,754 --> 00:52:12,755
دشمن مشترک ما

296
00:52:13,922 --> 00:52:16,508
عوام ما را با نقاط ضعف مون

297
00:52:16,508 --> 00:52:17,509
آزار مي‌دن و تحقير مي‌کنن

298
00:52:18,802 --> 00:52:20,429
تو به اين انجمن برادري تعلق داري

299
00:52:21,680 --> 00:52:24,058
از تو مي ترسيدم چون به نظر مي رسيد
مصمم به خيانت به ما هستي

300
00:52:25,184 --> 00:52:27,019
پس هر کاري از دستم بر مي اومد انجام دادم
که بي اعتبارت کنم

301
00:52:28,604 --> 00:52:29,938
زندگي من پر از رياکاري بوده

302
00:52:30,898 --> 00:52:32,650
از استعدادهام سوء استفاده کردم

303
00:52:33,317 --> 00:52:35,069
حقيقت را پنهان کردم حتي از خودم

304
00:52:36,111 --> 00:52:37,821
من هستي خودم را از بين بردم

305
00:52:39,114 --> 00:52:40,115
نتيجه

306
00:52:41,200 --> 00:52:44,953
من در جهالت و غرور از دنيا مي رم

307
00:52:46,205 --> 00:52:47,456
نمي دونم  کي هستم

308
00:52:48,457 --> 00:52:50,918
اون من نيستم که زندگي کرد

309
00:52:52,002 --> 00:52:53,837
مخلوق غرورم  بودم

310
00:52:56,382 --> 00:52:59,510
سکوت را بشکن و هر کاري که دوست داري بکن

311
00:53:00,594 --> 00:53:02,971
به ما خيانت کن، ما به يک خائن نياز داريم

312
00:53:03,931 --> 00:53:07,434
برو به دل تاريکي ها  و
اژدها را شکار کن

313
00:53:09,812 --> 00:53:13,816
فرشتگان و مقدسين اژدها را مي کشند
من جزو هيچکدام آنها نيستم

314
00:53:14,274 --> 00:53:16,860
اگر قدرت نداري
با شيطان پيمان ببند

315
00:53:17,736 --> 00:53:19,780
چقدر باشکوهه غرق در جهنم شدن

316
00:53:19,780 --> 00:53:21,490
و مشعل خود را از شعله هايش برافروختن

317
00:53:23,242 --> 00:53:24,326
بدرود

318
00:53:27,454 --> 00:53:28,622
بدرود

319
00:56:45,444 --> 00:56:48,697
اون با اشتياق مي خواد در آغوش يک مرد برقصه

320
00:57:11,803 --> 00:57:14,139
حالا که مي بيني يه جايي رسيديم عقب‌نشيني مي کني

321
01:02:58,315 --> 01:03:00,485
تو به دکتر فرويد پاسخ مي دي

322
01:03:03,196 --> 01:03:06,241
سسيلي،
به گذشته برمي گردي

323
01:03:06,783 --> 01:03:08,159
بازگشت به گذشته

324
01:03:09,077 --> 01:03:12,914
در ناپل هستي در اتاق هتل

325
01:03:13,456 --> 01:03:14,791
شبه

326
01:03:15,875 --> 01:03:17,961
در مي زنن

327
01:04:27,989 --> 01:04:30,158
خونه بدکاره ها
خونه بدکاره ها

328
01:07:12,362 --> 01:07:15,281
مي توني آزمايشات من رو ادامه بدي؟

329
01:09:37,465 --> 01:09:40,468
- من به ونيز مي رم

330
01:10:16,546 --> 01:10:17,755
با بوسه اي از من خداحافظي نميکني؟

331
01:14:05,942 --> 01:14:07,401
همسر دوستانت
همه چيز را در موردش ميدونن

332
01:14:07,985 --> 01:14:09,820
به نظر مي رسه تنها
کسي که نمي دونه منم

333
01:14:12,531 --> 01:14:13,574
اونا چي مي گن؟

334
01:14:14,992 --> 01:14:17,411
اونا بزرگش ميکنن

335
01:14:18,329 --> 01:14:19,330
با کنايه پچ پچ ميگن

336
01:15:36,615 --> 01:15:37,616
به تو اعتماد دارم

337
01:18:13,814 --> 01:18:16,400
زيگي چيه؟

338
01:23:50,234 --> 01:23:52,236
اما شرايط اون
بهبود پيدا نکرده

339
01:23:52,277 --> 01:23:54,321
خانم کورتنر ازم خواست دوباره درمانش رو قبول کنم

340
01:23:55,072 --> 01:23:57,658
اين سوالم نبود
به دلايل واضح،  من...

341
01:23:58,617 --> 01:24:00,494
تو رو پيشنهاد کردم و اون پذيرفت

342
01:24:02,913 --> 01:24:05,207
دکتر فرويد،
از مريض بودنم خيلي خسته شدم

343
01:24:08,418 --> 01:24:09,419
شب، گاهي اوقات

344
01:24:10,003 --> 01:24:12,381
در تاريکي دراز ميکشم
و ساعت ها گريه مي کنم

345
01:24:14,800 --> 01:24:15,801
مثل زندانه برام

346
01:24:20,430 --> 01:24:21,557
به من بگو...

347
01:24:22,975 --> 01:24:25,727
قبل از مرگ پدرت  بيماري داشتي؟

348
01:24:27,020 --> 01:24:29,022
همون مريضي هاي معمول دوران کودکي
هيچ چيز خيلي جدي نبود

349
01:24:29,523 --> 01:24:30,524
اومم

350
01:24:31,358 --> 01:24:33,151
يک بار وقتي 14 سالم بود
چند هفته در رختخواب بودم

351
01:24:33,151 --> 01:24:35,112
- چرا؟
-نمي تونستم راه برم

352
01:24:35,779 --> 01:24:37,907
پاهام نگه ام نمي داشتن

353
01:26:25,722 --> 01:26:27,724
پدرم فکر مي کرد
وظيفه اش لذت بردن من از زندگيه

354
01:26:28,517 --> 01:26:30,352
اون مرا همه جا مي برد
ما هميشه با هم بوديم

355
01:26:30,769 --> 01:26:32,896
حتي  خونه را اداره مي کردم
وقتي مادرم تصادف کرده بود

356
01:26:34,106 --> 01:26:35,232
چه تصادفي؟

357
01:26:38,360 --> 01:26:42,197
يک روز کالسکه ش واژگون شد

358
01:26:42,197 --> 01:26:44,491
اون براي مدتي
بين مرگ و زندگي بود

359
01:26:44,491 --> 01:26:46,743
- اون موقع چند سالت بود؟
- سيزده

360
01:26:48,620 --> 01:26:50,247
شادترين دوران زندگي من بود

361
01:26:51,331 --> 01:26:54,918
! منظورم اين نبود
دلم براي مادرم تنگ شده بود

362
01:26:55,711 --> 01:26:57,879
اما... نمي دونم

363
01:26:58,880 --> 01:27:01,383
پاپا اجازه داد گل هاي سر ميز را مرتب کنم

364
01:27:01,383 --> 01:27:02,384
و با مهمونا بنشينم

365
01:27:03,510 --> 01:27:05,387
مي تونستم موهام را بلند کنم
و جواهرات بپوشم

366
01:27:06,179 --> 01:27:08,098
ما يه زوج خيلي خوشگل بوديم
همه ميگفتند

367
01:27:08,932 --> 01:27:11,017
شش شب در هفته
و تمام ساعات

368
01:27:11,977 --> 01:27:14,396
- و روزهفتم ؟
- پاپا تاروک (ورق فالگيري) بازي مي کرد

369
01:27:15,147 --> 01:27:16,148
اونو خيلي دوست داشت

370
01:27:17,065 --> 01:27:19,943
فرض کن يه مرد جدي مثل شما
کارت بازي را تاييد نکنه

371
01:27:19,985 --> 01:27:21,820
اتفاقا بازي مورد علاقه منه

372
01:27:22,654 --> 01:27:24,156
بايد تصورم از شما را عوض کنم

373
01:27:25,198 --> 01:27:29,202
گفتي شادترين
لحظه ي زندگيت بود

374
01:27:29,202 --> 01:27:30,328
بعد مادرت اومد خونه

375
01:27:32,539 --> 01:27:33,623
و همه چيز عوض شد

376
01:27:35,000 --> 01:27:37,210
برگشتنش يعني باز روبان هاي مو بود
و راس ساعت 9 خوابيدن

377
01:27:47,262 --> 01:27:49,139
او اصرار داشت منو مثل يک بدکاره بزرگ کنه

378
01:28:02,277 --> 01:28:05,405
در حالي که در واقع خونه بدکاره ها هم بود

379
01:28:08,449 --> 01:28:11,077
اون کلمه را شنيدي؟...

380
01:31:29,818 --> 01:31:32,529
من کور نيستم مي دونم اينجا چه خبره

381
01:31:32,529 --> 01:31:34,280
اسباب ت رو جمع کن و
گمشو برو

382
01:31:34,823 --> 01:31:35,907
از اين خونه گمشو برو بيرون

383
01:31:36,408 --> 01:31:38,702
تو چيزي جز يک بدکاره نيستي

384
01:35:24,552 --> 01:35:26,804
پوتان يعني
بدکاره" در فرانسه"

385
01:38:47,839 --> 01:38:49,132
در حال پيشرفت هستي

386
01:38:49,882 --> 01:38:53,261
بذار مرور کنيم چيو جا انداختيم
از کجا بايد شروع کنيم؟

387
01:38:54,345 --> 01:38:56,305
برگرديم به
خيابان برج قرمز

388
01:38:57,014 --> 01:38:59,350
زمان کريسمس
تو منتظر پدرت هستي

389
01:39:01,978 --> 01:39:03,646
گفتي مهم بود

390
01:39:03,646 --> 01:39:06,107
يادم مياد
چه چيزي باعث شد غش کنم اما چرا؟

391
01:39:06,941 --> 01:39:09,652
مي تونه يادآوريش
کمکم کنه دوباره راه برم؟

392
01:39:11,279 --> 01:39:13,448
اين اولين مرتبه حمله شما بود

393
01:39:16,325 --> 01:39:18,536
يک بار براي هميشه...

394
01:41:50,688 --> 01:41:53,232
او با زناي خيابوني عشق بازي مي کرد

395
01:42:59,048 --> 01:43:00,716
علتش روان رنجوري او بود

396
01:43:01,801 --> 01:43:04,553
اين فقط مي تونه برخي از آسيب هاي
رواني قبلي را منعکس کنه

397
01:43:05,554 --> 01:43:06,597
قبل تر؟

398
01:43:20,403 --> 01:43:22,571
چگونه، در معصوميت
دوران کودکي

399
01:43:22,571 --> 01:43:24,907
مي تونه يک تجربه جنسي آسيب زا باشه؟

400
01:43:25,700 --> 01:43:28,494
بگو قرباني پرخاشگري يک بزرگساله

401
01:49:00,659 --> 01:49:01,660
خسته ام

402
01:49:39,698 --> 01:49:42,576
بيماران ديگه هم دارم

403
01:50:01,845 --> 01:50:03,639
اون راه رفت

404
01:50:03,639 --> 01:50:05,432
پرخاشگري يادآوري شد
و اون راه رفت

405
01:50:06,433 --> 01:50:11,063
با اين حال يک چيزي اشتباهه
در مورد عروسک چطور؟

406
01:50:11,897 --> 01:50:13,774
اون شاهد جنايت پدرش بوده

407
01:50:14,525 --> 01:50:15,526
اون بايد از پدرش متنفر باشه

408
01:50:16,110 --> 01:50:17,736
با اين حال او آن را دوست داره و گرامي مي داره

409
01:50:18,904 --> 01:50:20,489
بله، يه چيزي اشتباهه

410
01:50:21,990 --> 01:50:26,870
شايد جوابش برمي گرده به مورد خودم

411
01:50:51,812 --> 01:50:52,813
بله

412
01:50:53,438 --> 01:50:55,524
در هتلي در برسلاو يک شب توقف کرديم

413
01:50:55,524 --> 01:50:56,608
براي وقفه اي در سفر

414
01:50:57,568 --> 01:50:59,153
سحر دوباره راه افتاديم

415
01:51:00,028 --> 01:51:03,240
هر بار سوت قطار را
مي شنيدي، از وحشت گريه مي کردي

416
01:51:05,284 --> 01:51:07,619
گفتي انگار
حيواني در عذابه، يک حيوان بزرگ

417
01:51:08,287 --> 01:51:12,082
بايد همين سوت را در راه برسلاو شنيده باشم

418
01:51:13,041 --> 01:51:14,293
و منو نترسوند

419
01:51:14,835 --> 01:51:15,836
نه

420
01:51:16,879 --> 01:51:19,548
تو فقط نيمه دوم سفرمون گريه مي کردي

421
01:51:20,924 --> 01:51:23,218
پس بايد  اتفاقي در کوپه افتاده باشه

422
01:51:25,179 --> 01:51:26,180
چي؟

423
01:51:28,515 --> 01:51:29,516
ضربه روحي

424
01:51:31,018 --> 01:51:33,395
هر اتفاقي که ارتباط داشته

425
01:51:33,395 --> 01:51:35,647
به اون سوت
که منو اينقدر ترسوند

426
01:51:38,233 --> 01:51:40,736
- اما هيچ اتفاقي نيفتاد
- مطمئني؟

427
01:54:09,634 --> 01:54:12,845
من تا حالا عشق بازي نکردم
بايد به من ياد بدين

428
01:54:12,846 --> 01:54:13,889
بيا

429
01:54:14,598 --> 01:54:17,184
اما تو مي توني همینجوری منو داشته باشي

430
01:58:42,365 --> 01:58:46,411
تا کمر برهنه بود
به خاطر ميارم

431
02:01:33,495 --> 02:01:35,872
بنابراين قضيه جديه که
مي گم نبايد متوقف بشي

432
02:01:38,666 --> 02:01:40,126
تو نبايد متوقف بشي زيگي

433
02:02:21,835 --> 02:02:25,505
که تمامي حقيقت کشف مي شود...

434
02:04:10,275 --> 02:04:11,486
عشق من....

435
02:04:11,486 --> 02:04:14,989
و از همه مهمتر، اخبارخوب رو از فلسطيني ها مخفي کن

436
02:05:09,877 --> 02:05:12,046
يک شب بعد
کارم تموم شد...

437
02:05:13,381 --> 02:05:15,133
به رختکن م برگشتم

438
02:05:15,967 --> 02:05:17,301
مردي که اونجا نشسته بود

439
02:05:19,595 --> 02:05:22,265
يک خوش تيپ و شيک پوش...

440
02:05:25,393 --> 02:05:27,478
با يک گل در جيبش

441
02:05:30,690 --> 02:05:32,358
شش هفته بعد ازدواج کرديم

442
02:09:51,950 --> 02:09:54,287
ديشب به خيابان برج قرمز؟

443
02:12:25,312 --> 02:12:26,981
از راحت گرفتن تو تعجبب کردم

444
02:12:26,981 --> 02:12:29,150
که براي خودت همه چيزو آسون مي گيري

445
02:12:29,817 --> 02:12:33,821
ديروز تو والدين را محکوم کردي
امروز بچه ها مقصرند

446
02:12:35,364 --> 02:12:38,325
هيچ گناهي درتمايلات جنسي نيست

447
02:12:38,325 --> 02:12:40,578
تنها پس از عبور آن رود از شهرها

448
02:12:41,912 --> 02:12:44,582
نظريه جديدت رو تاييد نمي کنم
بيزارم ازش

449
02:12:45,291 --> 02:12:47,835
فکر مي کني من روي شهرتم خطر مي کنم

450
02:12:47,835 --> 02:12:50,045
به عنوان يک انسان و يک پزشک

451
02:12:50,045 --> 02:12:51,672
فقط براي بودن اسمم
در کتاب ديگري؟

452
02:12:52,673 --> 02:12:55,009
اگه دوست داري
مي تونيم رسما از هم جدا بشيم

453
02:12:55,009 --> 02:12:57,511
نه! به هيچوجه نمي خوام با اون موضوع ربطي داشته باشم

454
02:13:01,932 --> 02:13:05,144
خب پس
بيا اين فصل رو کنار بذاريم

455
02:13:06,937 --> 02:13:08,314
خدا را شکر

456
02:13:08,314 --> 02:13:09,315
در اين مورد

457
02:13:10,191 --> 02:13:13,486
من بايد در کنگره بعدي پزشکي
اونو بعنوان يک مقاله بخونم

458
02:13:13,944 --> 02:13:15,905
و کار خودت رو يک شبه تموم کني

459
02:13:16,697 --> 02:13:17,698
فرويد

460
02:13:18,574 --> 02:13:19,658
زيگموند

461
02:13:21,285 --> 02:13:23,120
پدرت از من خواست
مراقبت باشم

462
02:13:23,662 --> 02:13:25,331
جاي اونو در زندگي تو بگيريم

463
02:13:26,165 --> 02:13:29,168
تو منو قبول کردي
و من تو رو مثل پسرم دوست داشتم

464
02:13:31,670 --> 02:13:33,130
بله، و منم تو را دوست داشتم

465
02:13:34,173 --> 02:13:40,900
به عنوان پدر معنوي
تو رو از خوندن اين مقاله منع مي کنم

466
02:13:46,727 --> 02:13:51,400
زماني مي رسه که آدم
بايد تمام پدران خودش رو ول کنه

467
02:13:51,440 --> 02:13:55,500
و تنها روي پاي خودش بايسته

468
02:14:40,698 --> 02:14:42,825
هوس انگيز

469
02:14:49,540 --> 02:14:52,835
بوسيدن

470
02:15:42,301 --> 02:15:45,763
بنابراين قبل از اينکه بتونه درک کنه
يا با اون مبارزه کنه

471
02:15:45,763 --> 02:15:48,015
دچار حسادت مي شه

472
02:15:48,015 --> 02:15:51,393
گرفتار در تناقض
بين عشق و نفرت

473
02:15:54,605 --> 02:15:57,191
مورد جديدي در يونانيان باستان وجود داره که

474
02:15:57,191 --> 02:15:59,401
نشان از اطلاع آنان از اين حقايق ه

475
02:15:59,401 --> 02:16:00,986
در داستان اديپ

476
02:16:00,986 --> 02:16:03,906
آدمي که ناآگاهانه
پدرش را کشت

477
02:16:03,906 --> 02:16:05,658
و مادرش رو به همسري گرفت

478
02:16:09,161 --> 02:16:10,162
و...

479
02:16:11,455 --> 02:16:14,708
و پس از آن محکوم شد
به سرگرداني در تمام زندگيش

480
02:16:14,708 --> 02:16:16,043
کور و دربدر

481
02:16:16,710 --> 02:16:20,214
سايه اين ضلالت
بر همه ما افتاده است