1
00:00:01,020 --> 00:00:10,620
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

2
00:00:10,719 --> 00:00:14,932
«دار و دسته‌ی نیروی دریایی راه افتادن
با دستور از پادگان دوور،

3
00:00:15,098 --> 00:00:17,851
تا هر مردی رو که بتونن، با خودشون ببرن.

4
00:00:18,393 --> 00:00:21,146
قایم شید اگه زن‌هاتون رو دوست دارین...

5
00:00:22,314 --> 00:00:23,440
...و آزادی‌تونو.»

6
00:00:33,825 --> 00:00:37,454
مردها:
دنیا یه چرخ‌وفلک رنگیه

7
00:00:37,746 --> 00:00:39,831
زن‌ها: رنگ، رنگ، رنگ

8
00:00:39,957 --> 00:00:44,253
-مردها: چه رنگ‌های فوق‌العاده‌ای!
-زن‌ها: رنگ، رنگ

9
00:00:47,548 --> 00:00:49,800
راوی: والت دیزنی تقدیم می‌کند...

10
00:00:52,427 --> 00:00:59,142
هم‌خوانی: یه دنیای شگفت‌انگیز رنگارنگ

11
00:01:02,229 --> 00:01:04,690
راوی: از دنیای شگفت‌انگیز رنگیِ والت دیزنی،

12
00:01:04,940 --> 00:01:09,319
واسه‌تون داستان مترسکِ باتلاق رومنی رو آوردیم.

13
00:01:23,250 --> 00:01:25,627
و حالا میزبان‌تون: والت دیزنی.

14
00:01:27,713 --> 00:01:30,924
کتابای ماجراجویانه، هیجانی
و معمایی

15
00:01:31,383 --> 00:01:34,845
همیشه وقتی در مورد آدمای واقعی باشن
واسم خیلی جذاب‌ترن،

16
00:01:35,304 --> 00:01:37,180
یا اینکه از زندگی واقعی کسی الهام گرفته باشن.

17
00:01:37,723 --> 00:01:40,684
مثل این کتابا از نویسنده‌ی انگلیسی،
راسل تورندایک.

18
00:01:41,184 --> 00:01:43,312
قهرمان همه‌ی داستان‌های تورندایک

19
00:01:43,437 --> 00:01:46,148
یکی از عجیب‌ترین شخصیت‌هاییه که تا حالا وجود داشته.

20
00:01:46,398 --> 00:01:49,109
یه دکتر جکیل و آقای هاید واقعی.

21
00:01:49,610 --> 00:01:52,154
نزدیک ۲۰۰ سال پیش توی انگلستان زندگی می‌کرد.

22
00:01:52,863 --> 00:01:56,158
روزها، یه عضو محترم توی اجتماعش بود،

23
00:01:56,491 --> 00:02:00,037
ولی شب‌ها، بزرگ‌ترین قاچاقچی کل کشور بود.

24
00:02:00,621 --> 00:02:02,080
اما مثل رابین‌هود،

25
00:02:02,247 --> 00:02:05,250
با اینکه واسه قانون و دولت یه دردسر حساب می‌شد،

26
00:02:05,626 --> 00:02:08,295
ولی برای مردم عادی اون زمان، یه قهرمان بود.

27
00:02:08,587 --> 00:02:13,091
چون هر چی از راه قاچاق درمی‌آورد،
می‌داد به فقرا و نیازمندا.

28
00:02:14,009 --> 00:02:17,262
اینجاها بودن که کار می‌کرد،
سرتاسر این سواحل.

29
00:02:17,596 --> 00:02:20,432
جایی که امروز بیشتر بهش می‌گن
صخره‌های سفید دوور.

30
00:02:20,766 --> 00:02:24,019
از فرانسه، بلژیک و هلند بار قاچاق می‌اورد اینجا.

31
00:02:24,519 --> 00:02:26,521
و توی این بخش از انگلیس، حتی امروزم

32
00:02:26,772 --> 00:02:29,608
هنوزم درباره‌ی دار و دسته‌ی قاچاقچیای مترسک صحبت می‌کنن.

33
00:02:29,858 --> 00:02:32,653
لقبش هم از اون لباس‌هایی که می‌پوشید گرفته شده بود.

34
00:02:33,028 --> 00:02:36,531
و فقط دوتا از آدمایی که باهاش کار می‌کردن
می‌دونستن واقعاً کیه.

35
00:02:37,032 --> 00:02:38,742
اونا هم لباس مبدل می‌پوشیدن.

36
00:02:39,117 --> 00:02:40,243
یه چیزی شبیه اینا.

37
00:02:40,911 --> 00:02:44,998
این یکی اسمش "هل‌اسپایت"ه
و اون یکی "کارلو".

38
00:02:46,124 --> 00:02:49,628
در مورد این رهبر مترسک
شعر و آواز هم ساختن،

39
00:02:49,836 --> 00:02:54,007
مثل همین آهنگی که الان قراره براتون پخش کنیم
تا مقدمه‌ای باشه واسه اولین داستانمون.

40
00:02:57,552 --> 00:03:02,349
مرد: مترسک! مترسک!

41
00:03:03,100 --> 00:03:07,396
سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

42
00:03:07,646 --> 00:03:09,106
-مترسک -مترسک

43
00:03:09,272 --> 00:03:11,608
توی ساحل جنوبی انگلستان

44
00:03:11,775 --> 00:03:15,404
یه افسانه‌ست که مردم از گذشته‌های دور تعریفش می‌کنن

45
00:03:15,570 --> 00:03:18,907
وقتی که مترسک بزرگ
از دل جهنم می‌تاخت بیرون

46
00:03:19,074 --> 00:03:21,118
و می‌خندید -

47
00:03:21,284 --> 00:03:23,120
با یه خنده‌ی شیطانی

48
00:03:24,287 --> 00:03:29,126
با لباس‌های پاره و پلو گرفته‌ش
وسط تاریکی شب می‌تاخت

49
00:03:29,292 --> 00:03:31,670
از باتلاق تا ساحل
مثل یه روح خبیث

50
00:03:31,837 --> 00:03:34,965
یه لحظه خودشو نشون می‌داد و بعد غیب می‌شد
و بازم می‌خندید

51
00:03:35,132 --> 00:03:38,635
تا جایی که از خنده دلشو گرفته بود

52
00:03:38,802 --> 00:03:44,307
- مترسک! مترسک!
- مترسک! مترسک!

53
00:03:44,474 --> 00:03:48,603
- سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن
- سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

54
00:03:48,979 --> 00:03:54,276
- مترسک! مترسک!
- مترسک! مترسک!

55
00:03:54,443 --> 00:03:58,238
مردم دهاتی هم دوسش داشتن، بازم همون‌قدر

56
00:03:59,072 --> 00:04:01,700
مترسک!

57
00:04:01,825 --> 00:04:06,663
همیشه به کشاورزا کمک می‌کرد، وقتی پولی نداشتن

58
00:04:06,830 --> 00:04:11,543
یه راهی پیدا می‌کرد که فقرا بتونن مالیات پادشاه رو بدن

59
00:04:11,835 --> 00:04:13,003
مترسک!

60
00:04:13,587 --> 00:04:15,547
همه مردا براش آواز می‌خوندن

61
00:04:16,673 --> 00:04:21,470
واسه همین پادشاه به همه سربازاش گفت:
یا بگیرینش، بالا دارش بزنین یا پایین

62
00:04:21,845 --> 00:04:26,224
ولی حق ندارین برگردین، مگه اینکه بفهمم
رفته جهنم و آتیشش گرفته

63
00:04:26,433 --> 00:04:27,809
وگرنه خودتونم دار می‌رین

64
00:04:28,518 --> 00:04:31,271
با اون مترسک معروف

65
00:04:31,480 --> 00:04:36,777
- مترسک! مترسک!
- مترسک! مترسک!

66
00:04:37,068 --> 00:04:41,364
سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

67
00:04:41,531 --> 00:04:46,828
- مترسک! مترسک!
- مترسک! مترسک!

68
00:04:46,995 --> 00:04:51,291
مردم دهاتی هم دوسش داشتن، بازم همون‌قدر

69
00:04:51,625 --> 00:04:58,381
مترسک! مترسک! مترسک!

70
00:05:36,503 --> 00:05:39,422
چشاتونو خوب باز کنین، وگرنه مأمورای مالیات ما رو دار می‌زنن

71
00:05:39,589 --> 00:05:41,591
از قلعه خبری نیست مترسک، همه‌چی آرومه

72
00:10:17,909 --> 00:10:20,203
- بار بعدی کی قراره بار بزنیم؟
- پنج‌شنبه شب

73
00:10:20,453 --> 00:10:22,747
- دستورا امشب فرستاده می‌شن
- چطوری؟

74
00:10:22,997 --> 00:10:24,040
با کالسکه‌ی جناب اسقف

75
00:10:24,207 --> 00:10:26,668
بیچاره جناب اسقف، اگه می‌فهمید چه حالی می‌شد

76
00:10:27,043 --> 00:10:28,378
یادت باشه جان، فقط پنج دقیقه

77
00:10:28,545 --> 00:10:30,585
- شب‌به‌خیر آقا جان
- شب‌به‌خیر قربان

78
00:11:34,986 --> 00:11:37,822
_

79
00:11:45,747 --> 00:11:49,334
چراغا رو خاموش کنین، گاری رو بیارین بیرون، بجنبین!

80
00:11:49,626 --> 00:11:51,002
بقیه هم برن تو خونه

81
00:12:19,030 --> 00:12:20,156
دستور مترسکه

82
00:12:24,827 --> 00:12:26,412
پنج‌شنبه بار بعدیه بچه‌ها

83
00:12:27,914 --> 00:12:30,041
پونزده تا اسب بارکش و...

84
00:12:32,377 --> 00:12:33,503
بیست نفر آدم

85
00:12:33,920 --> 00:12:36,756
- هیچ‌کس اسلحه نباید داشته باشه
- من با این یکی مخالفم

86
00:12:37,006 --> 00:12:39,384
اونا که تفنگ دارن، چرا ما نداشته باشیم؟

87
00:12:39,801 --> 00:12:42,029
چون اگه اونا یکی از ما رو بکشن، قانوناً قتل نیست

88
00:12:42,053 --> 00:12:44,013
ولی اگه ما یکی از اونا رو بکشیم، دارمون می‌زنن

89
00:12:44,889 --> 00:12:47,350
مترسک درست می‌گه، فقط خودش اسلحه داره

90
00:12:47,517 --> 00:12:48,994
مگه اینکه یه عملیات خاصی باشه

91
00:12:49,018 --> 00:12:50,770
آره، چون بهمون اعتماد نداره، همینه

92
00:12:51,271 --> 00:12:53,648
- کی همچین چیزی گفته؟
- کی اصلاً تا حالا باهاش حرف زده؟

93
00:12:54,440 --> 00:12:56,818
اگه اعتماد داشت، بهمون می‌گفت کیه واقعاً!

94
00:12:57,527 --> 00:12:58,820
با اون جایزه‌ای که رو سرشه؟

95
00:12:59,362 --> 00:13:01,757
که بری توی مهمون‌خونه اسمشو پچ پچ کنی، یکی دیگه هم بشنوه

96
00:13:01,781 --> 00:13:04,284
و پخشش کنه، طناب بندازن دور گردنش؟

97
00:13:04,450 --> 00:13:07,211
هت‌اوی: آره! غنیمتو باهامون مساوی تقسیم می‌کنه، خدا خیرش بده

98
00:13:07,620 --> 00:13:10,623
تا وقتی اون نیومده بود، ما هیچی نداشتیم. تو هم همین‌طور، بن دیویس

99
00:13:10,999 --> 00:13:12,000
دقیقاً!

100
00:13:12,166 --> 00:13:14,937
واسه اولین بار تو عمرته که مزرعت عقب‌افتادگی مالیاتی نداره

101
00:13:14,961 --> 00:13:16,004
اینم همش کار اونه!

102
00:13:16,212 --> 00:13:18,339
باشه، باشه. منم یکی از آدمای اونم، مث شما، نه؟

103
00:13:18,589 --> 00:13:19,882
فقط اینکه من...

104
00:13:24,095 --> 00:13:26,764
باشه، بریم. شب‌به‌خیر مادر هت‌اوی.

105
00:13:26,973 --> 00:13:27,974
هت‌اوی: شب‌به‌خیر!

106
00:16:46,756 --> 00:16:48,925
کمک کنید، زخمی‌ام.

107
00:16:49,383 --> 00:16:50,718
آه، کمکم کنین.

108
00:16:56,432 --> 00:16:58,809
کی دنبالته پسر؟ مأمورای مالیات؟

109
00:16:59,560 --> 00:17:03,105
نه، سربازا. سربازا اون بیرونن.

110
00:17:04,815 --> 00:17:07,276
همیشه آدم حسابیا رو اذیت می‌کنن.

111
00:17:07,860 --> 00:17:09,612
پسر، داری خون می‌ریزی.

112
00:17:28,464 --> 00:17:29,924
باید بری پیش یه نفر...

113
00:17:30,591 --> 00:17:32,885
که فکر می‌کنم می‌تونه کمکت کنه.

114
00:17:35,471 --> 00:17:38,266
کشیش دایم‌چرچ، دکتر سین.

115
00:17:39,475 --> 00:17:40,476
سین؟

116
00:17:40,977 --> 00:17:42,937
اسم عجیبیه واسه یه کشیش، مادر.

117
00:17:43,104 --> 00:17:45,147
دکتر سین دلش از طلاست پسرجون.

118
00:17:45,481 --> 00:17:49,360
- مثل کبوتر آروم و مهربونه.
- منو لو نمی‌ده به قانون؟

119
00:17:49,485 --> 00:17:51,737
اگه پناه بخوای ازش، نه، لو نمی‌ده.

120
00:17:51,988 --> 00:17:54,699
نه دکتر سین. بگو من فرستادمت.

121
00:17:56,867 --> 00:17:59,620
راهشو بهت می‌گم که از جاده نری.

122
00:24:28,217 --> 00:24:30,386
نیروی دریایی داره نیرو جمع می‌کنه.

123
00:25:00,124 --> 00:25:02,042
زمین کشاورزی خوبی دارن، نه؟

124
00:25:03,794 --> 00:25:06,797
اونم روز چهارشنبه، دریغ از یه نفر که تو زمین کار کنه!

125
00:25:07,715 --> 00:25:08,716
چرا آخه؟

126
00:25:09,091 --> 00:25:12,970
یالا بچه‌ها، سریع حرکت کنین!
الان دیگه ملوانین! بجنبین!

127
00:25:13,637 --> 00:25:17,307
اونجا برج دایم‌چرچه. سریع‌تر!

128
00:25:52,843 --> 00:25:57,389
نیروی دریایی...

129
00:25:57,556 --> 00:26:03,479
تو راهه...

130
00:26:04,438 --> 00:26:09,151
آمین

131
00:26:23,874 --> 00:26:27,669
دلیل اینکه امروز وسط هفته مراسم داریم اینه:

132
00:26:28,212 --> 00:26:31,131
بعد از صحبت با جناب لرد و صاحب‌خاک، آقا توماس،

133
00:26:31,298 --> 00:26:34,093
دو روز تعطیلی عمومی اعلام شده

134
00:26:34,259 --> 00:26:36,845
به افتخار تولد شاه عزیزمون، جورج.

135
00:26:37,971 --> 00:26:40,724
علاوه بر اون...

136
00:27:06,333 --> 00:27:08,460
ناپدید شد. مثل روح.

137
00:27:26,145 --> 00:27:27,354
مترسک.

138
00:27:28,230 --> 00:27:31,775
«دستور می‌دم همه مردای سالم فوری شهر رو ترک کنن

139
00:27:32,067 --> 00:27:33,777
و خودشون رو توی باتلاق‌ها پنهون کنن.

140
00:27:34,278 --> 00:27:38,615
نیروی دریایی از طرف پادگان دوور در راهه

141
00:27:38,866 --> 00:27:41,410
که هر مردی رو بتونن، ببرن.

142
00:27:42,077 --> 00:27:44,705
اگه زنتونو دوست دارین، اگه آزادی‌تونو می‌خواین...

143
00:27:45,873 --> 00:27:46,874
قایم شین.»

144
00:27:47,291 --> 00:27:50,502
این آقا چه اختیاری داره که همچین دستوری بده؟

145
00:27:51,044 --> 00:27:52,337
سر توماس: وایسا! گوش کنین به حرفم!

146
00:27:55,257 --> 00:27:56,300
کشیش! جلوشونو بگیر!

147
00:27:57,009 --> 00:27:58,343
هر کی خودش می‌دونه و وجدانش.

148
00:27:59,178 --> 00:28:00,429
من به کسی دستور نمی‌دم.

149
00:28:32,669 --> 00:28:38,967
آمین

150
00:28:52,814 --> 00:28:54,667
کلیسا، اونم روز چهارشنبه؟

151
00:28:54,691 --> 00:28:55,692
پیرمردا...

152
00:28:56,318 --> 00:28:57,319
زن‌ها...

153
00:28:57,903 --> 00:28:58,946
بچه فسقلیا.

154
00:28:59,905 --> 00:29:03,825
- اینجا یه مرد زیر ۶۰ سال نیست؟
- یه کلکی تو کاره، قطعاً.

155
00:29:04,451 --> 00:29:06,495
می‌دونستن که داریم میایم، رئیس؟

156
00:29:07,829 --> 00:29:11,291
دکتر سین: برکت خدای قادر، پدر، پسر و روح‌القدس...

157
00:29:11,375 --> 00:29:14,461
با شما باشه و همیشه همراهتون بمونه.

158
00:29:15,754 --> 00:29:17,756
- آمین.
- همه: آمین.

159
00:29:27,057 --> 00:29:28,475
دخترای خوش‌بر و رو...

160
00:29:31,186 --> 00:29:32,187
بچه‌ها...

161
00:29:33,146 --> 00:29:34,314
اما نه مرد!

162
00:29:35,023 --> 00:29:37,276
مگر اونایی که یه پاشون تو گوره.

163
00:29:39,486 --> 00:29:40,821
می‌دونین ما کی هستیم؟

164
00:29:41,488 --> 00:29:44,032
ما مأمورای نیروی دریایی پادشاه جورجیم!

165
00:29:45,284 --> 00:29:47,703
یه دقیقه صبر کن خوشگله!
مردت کو؟

166
00:29:48,203 --> 00:29:51,290
و تو، و تو چی؟ پشت دامن‌هاتون قایم شدن؟

167
00:29:51,790 --> 00:29:53,768
بالاخره میان بیرون، و وقتی اومدن...

168
00:29:53,792 --> 00:29:55,853
بذار این مردم راحت باشن، پررو! با تهدیداتت!

169
00:29:55,877 --> 00:29:57,838
- داری از حد قانونم رد می‌شی!
- نه خیر، رد نمی‌شم.

170
00:29:58,380 --> 00:30:02,050
از طرف نیروی دریایی و ژنرال پیو خودِ شخصش اختیار کامل دارم

171
00:30:02,509 --> 00:30:04,389
که هر مردی رو اینجا جمع کنم، مگر اینکه...

172
00:30:04,553 --> 00:30:06,473
- بسه دیگه، شنیدی چی گفتم!
- مگه اینکه یکی از شما...

173
00:30:06,972 --> 00:30:09,766
هر کسی از شما که داره با پول قاچاقچیا زندگی می‌کنه، بیاد جلو

174
00:30:09,933 --> 00:30:13,312
و بگه مترسک معروف‌تونو کجا می‌تونیم گیر بندازیم.

175
00:30:13,478 --> 00:30:15,230
اینجا کلیسای منه، افسر استابرد.

176
00:30:17,274 --> 00:30:19,151
منو می‌شناسی، کشیش؟

177
00:30:19,735 --> 00:30:22,195
آره. تو دادگاه دیدمت.

178
00:30:22,362 --> 00:30:26,658
وقتی به جای زندان، خدمت تو کشتی پیشنهاد می‌دادی به مجرما.

179
00:30:27,284 --> 00:30:29,453
اینجا کسی به درد تو نمی‌خوره.

180
00:30:30,495 --> 00:30:33,165
- بهتره بری دنبال کارت.
- چشم قربان.

181
00:30:34,082 --> 00:30:35,167
بریم سمت میخونه.

182
00:30:35,584 --> 00:30:37,711
فعلاً همین دور و برا می‌مونیم.

183
00:30:42,215 --> 00:30:45,093
هزار پوند طلا، خوشگلا...

184
00:30:47,095 --> 00:30:48,388
این پاداشه...

185
00:30:49,848 --> 00:30:50,932
واسه اطلاعات.

186
00:30:52,768 --> 00:30:53,977
هر کی بخواد، مال اونه.

187
00:30:55,354 --> 00:30:57,147
وگرنه ما مرداتونو...

188
00:30:58,648 --> 00:30:59,649
به روش خودمون می‌بریم.

189
00:31:00,359 --> 00:31:02,361
اونم با نرمی و مهربونی نه!

190
00:31:03,695 --> 00:31:05,113
این دستور مونه...

191
00:31:05,697 --> 00:31:07,032
و انتخاب شما!

192
00:31:08,116 --> 00:31:10,869
- بی‌ادب گستاخ!
- بله قربان.

193
00:31:11,703 --> 00:31:12,746
خودمم.

194
00:31:13,330 --> 00:31:14,414
بجنب!

195
00:31:16,625 --> 00:31:19,127
- برگردین اینجا!
- نه، بذار برن، آقا توماس.

196
00:31:20,170 --> 00:31:25,550
اینم کشیششه. یه مرد نصفه نیمه. آب تو دلش تکون نمی‌خوره. یه ترسو!

197
00:31:38,355 --> 00:31:41,942
دنبالشون برو. چشم و گوشت به همه کاراشون باشه.

198
00:32:03,922 --> 00:32:06,174
هی! هی!

199
00:32:06,425 --> 00:32:10,512
بس کنین این سروصدا رو ای اوباش!
این همه سر و صدا رو تمومش کنین!

200
00:32:10,929 --> 00:32:13,640
و اون پوتین گنده‌تو از روی میزم بردار!

201
00:32:14,141 --> 00:32:17,102
کی جواب خرابکاری‌هاتونو می‌ده، هان؟

202
00:32:17,436 --> 00:32:20,021
شاه، خوشگل خانوم! شاه جورج عزیز!

203
00:32:20,147 --> 00:32:23,150
- پس غصه نخور!
- ها ها ها!

204
00:32:23,400 --> 00:32:25,402
یه دور دیگه برندی بیار ببینم!

205
00:32:26,611 --> 00:32:28,822
گمشو بیرون!

206
00:32:29,489 --> 00:32:33,493
چطوری برندی می‌ذاری تو مغازه‌ت، زن؟ معلومه با کیا رفیقی!

207
00:32:34,202 --> 00:32:37,747
- منظورت چیه؟
- با اون آقایون رفیقی، نه؟

208
00:32:38,373 --> 00:32:40,375
شاید بعضیاشون دلشون بخواد برن دریا.

209
00:32:41,084 --> 00:32:44,463
اونایی که تهِ چوبه‌دار ژنرال پیو آویزون نمی‌شن، نه بچه‌ها؟

210
00:32:53,096 --> 00:32:55,182
اگه دست بزنی، بی‌شعور...

211
00:32:55,932 --> 00:32:58,059
دفعه بعد فرق سرتو می‌شکافم!

212
00:33:04,274 --> 00:33:05,984
باید بیاریمت تو نیروی دریایی، خانوم!

213
00:33:08,153 --> 00:33:09,362
باشه، باشه.

214
00:33:10,405 --> 00:33:13,116
یه کم آروم‌تر بریم جلو، رفقا، خوبه؟

215
00:33:13,783 --> 00:33:16,620
وگرنه خانومه یه بلایی سرمون میاره!

216
00:33:17,037 --> 00:33:19,581
پس، آره... آروم باشیم، باشه؟

217
00:33:24,586 --> 00:33:25,837
سلام بر همگی.

218
00:33:28,423 --> 00:33:29,466
خانم واگت!

219
00:33:32,594 --> 00:33:34,471
یه لیوان آبجو، خانوم؟

220
00:33:35,096 --> 00:33:36,139
تو!

221
00:33:36,932 --> 00:33:39,976
کجا می‌تونیم مردای جوون و قوی پیدا کنیم این دور و برا؟

222
00:33:40,101 --> 00:33:41,394
اینجا از اون خبرا نیست، دریانورد.

223
00:33:43,730 --> 00:33:46,900
فکر می‌کنی اگه بود، من دو سال بی‌شوهر می‌موندم؟

224
00:33:49,236 --> 00:33:52,155
اینجا یا پیر به دنیا میان، یا جوون می‌میرن.

225
00:33:53,281 --> 00:33:54,741
جای ناسالمیه، رفیق.

226
00:33:54,991 --> 00:33:57,077
و قراره ناسالم‌ترم بشه وقتی که من...

227
00:33:58,495 --> 00:34:01,873
خانم واگت! خانم واگت! بجنبین! زنم زایمانشه!

228
00:34:02,791 --> 00:34:05,252
توروخدا عجله کن!

229
00:34:05,627 --> 00:34:07,128
آها، آها.

230
00:34:07,671 --> 00:34:09,548
بالاخره یه مرد دیدیم!

231
00:34:10,382 --> 00:34:12,842
این پسر خوب به درد نیروی دریایی می‌خوره!

232
00:34:15,053 --> 00:34:16,346
بدو، جو! فرار کن!

233
00:34:36,658 --> 00:34:40,287
خب بچه‌ها، ببندینش. ببینیم چی از زبونش می‌کشیم بیرون.

234
00:34:40,996 --> 00:34:42,622
برو پیش زنش، خانوم.

235
00:34:45,834 --> 00:34:47,294
بذارین من برم.

236
00:34:48,712 --> 00:34:49,963
حرف نزنین.

237
00:34:56,428 --> 00:34:58,346
آره، برو پیش زنش.

238
00:34:58,847 --> 00:35:01,141
بهش بگو اگه شوهرش حرف نزد، خودش باید بزنه.

239
00:35:01,558 --> 00:35:04,561
وگرنه تا مدت‌ها صورت شوهرشو نمی‌بینه.

240
00:35:05,228 --> 00:35:08,440
قاتلا!

241
00:35:09,983 --> 00:35:13,778
محکم زدی دریانورد! دیگه نمی‌تونی ازش چیزی بکشی بیرون.

242
00:35:14,362 --> 00:35:17,824
ولی من می‌تونم باهاتون حرف بزنم چون می‌دونم دنبال چی‌اید.

243
00:35:18,033 --> 00:35:19,159
خب، حرف بزن.

244
00:35:20,076 --> 00:35:23,663
در رو ببند، پسر جون. بذار بین خودمون بمونه، ها؟

245
00:35:26,082 --> 00:35:28,084
دنبال مترسک می‌گردین، نه؟

246
00:35:28,918 --> 00:35:31,004
می‌خواین گیرش بندازین، درسته؟

247
00:35:31,421 --> 00:35:34,758
- خب، بهتر شما تا من، دریانورد!
- حرف بزن، بجنب دیگه!

248
00:35:34,883 --> 00:35:37,594
امیدوارم گیرش بندازین. آرزو می‌کنم گیرش بیارین.

249
00:35:37,719 --> 00:35:40,347
من همیشه این‌جوری کج و کوله نبودم، رفیق.

250
00:35:40,764 --> 00:35:41,806
اون این کارو باهام کرد.

251
00:35:41,973 --> 00:35:45,268
فقط زل زد تو چشمام. انگار صاعقه خورده باشم.

252
00:35:45,560 --> 00:35:48,605
دیدمش توی باتلاق، رو یه اسب خاکستری گنده.

253
00:35:49,230 --> 00:35:51,691
کی؟ کجای باتلاق؟

254
00:35:52,192 --> 00:35:54,486
جایی که با یاراش قرار می‌ذاره،
شبای پنج‌شنبه،

255
00:35:54,778 --> 00:35:57,739
پایینِ چوبه‌دار، همون جایی که دار می‌زنن!

256
00:35:57,989 --> 00:35:59,991
اون یه دیوونه‌س، دریانورد. یه شیطونه.

257
00:36:01,076 --> 00:36:02,577
- گفتی چوبه‌دار، نه؟
- هوم.

258
00:36:03,203 --> 00:36:04,871
- پنج‌شنبه‌ها، آره؟
- هوم.

259
00:36:07,040 --> 00:36:08,166
شنیدین بچه‌ها؟

260
00:36:08,750 --> 00:36:10,877
به کسی نمی‌گی که من گفتم، دریانورد.

261
00:36:11,086 --> 00:36:13,088
وگرنه عمرم به یه سکه‌ی سوراخ هم نمی‌ارزه.

262
00:36:13,338 --> 00:36:16,633
ولی اگه بگیرینش... یه پوند طلای کامل سهم من می‌شه، ها؟

263
00:36:16,800 --> 00:36:19,219
- اگه؟ دیگه «اگه» نداره، رفیق!
- آه.

264
00:36:21,471 --> 00:36:24,849
- دهن‌تو ببند دیگه!
- چشم قربان، چشم قربان، رفیق!

265
00:36:32,649 --> 00:36:34,529
گفتم چشم‌و‌گوش‌تو باز نگه دار،

266
00:36:34,567 --> 00:36:36,486
نه اینکه دهنتم باز کنی!

267
00:36:37,195 --> 00:36:38,530
دستور قرارمون توی چوبه‌دار،

268
00:36:38,697 --> 00:36:40,657
برای فردا شب، همین حالا فرستاده شده.

269
00:36:40,824 --> 00:36:43,451
- دیگه نمی‌شه تغییرش داد.
- گیج شدم، قربان.

270
00:36:43,785 --> 00:36:46,555
استابرد زنشو تهدید کرده بود، گفته بود اگه شوهرش حرف نزنه...

271
00:36:46,579 --> 00:36:49,874
آره، آره، زنش... اون خودش یه خطر جدیده.

272
00:36:50,458 --> 00:36:52,836
با یه نوزاد و شوهر اسیرشده،

273
00:36:52,961 --> 00:36:55,463
احتمال داره اون حرف بزنه. و کی می‌تونه سرزنشش کنه؟

274
00:36:55,588 --> 00:36:57,090
می‌خواین چیکار کنین، قربان؟

275
00:36:57,799 --> 00:37:00,135
نمی‌دونم هنوز. اول باید کار مهم‌تر رو انجام بدیم.

276
00:37:00,301 --> 00:37:02,262
یه محموله قاچاق فردا قراره رد بشه، بعدش...

277
00:37:03,221 --> 00:37:04,861
یه دردسر حسابی برام ساختی، نه؟

278
00:37:04,931 --> 00:37:06,015
ببخشید قربان.

279
00:37:06,266 --> 00:37:08,476
ولی مشکل خانم هدلی مهم‌تر نیست؟

280
00:37:08,643 --> 00:37:11,312
اون شوهرشو از دست داده. شما فقط یه بار قاچاقو از دست می‌دین.

281
00:37:11,980 --> 00:37:13,440
براتون مهم نیست چی به سرش اومده؟

282
00:37:14,107 --> 00:37:15,275
من که هول نمی‌کنم.

283
00:37:15,650 --> 00:37:18,278
سرم سر جاشه، بهتره تو هم همین کارو بکنی.

284
00:37:21,364 --> 00:37:26,369
الآن وقتشه از مغزت استفاده کنی، جاسوس‌جون.

285
00:37:28,580 --> 00:37:34,169
خب، فردا شب همه‌مون طبق برنامه تو چوبه‌دار می‌بینیم همو.

286
00:37:35,920 --> 00:37:37,630
ولی خوب گوش کن.

287
00:37:59,527 --> 00:38:01,863
اون لنگه درست می‌گفت، انگار روح بود.

288
00:38:03,490 --> 00:38:06,242
ولی گوشتیه، و اگه گوشت باشه، خونم داره.

289
00:38:07,702 --> 00:38:10,079
بگیرینش!

290
00:38:35,605 --> 00:38:36,648
چشماشونو ببندین!

291
00:38:37,232 --> 00:38:40,902
به خاطر این کارت دار زده می‌شی، حروم‌زاده! ما آدمای شاهیم!

292
00:38:41,110 --> 00:38:43,321
آدمای شاه یا لاشخورای شاه، دریانورد؟

293
00:38:55,124 --> 00:38:56,804
مترسک: پسر باروتی رو بیار جلو.

294
00:39:00,713 --> 00:39:04,384
تو، جوون شجاع، قراره آزاد بشی و با چشم‌بند از اینجا بری،

295
00:39:04,551 --> 00:39:07,011
تا این نامه رو برسونی دست ژنرال پیو تو دوور.

296
00:39:08,179 --> 00:39:10,515
بقیه زورگوها همین‌جا زندونی می‌مونن.

297
00:39:12,892 --> 00:39:13,935
ببرش با خودت.

298
00:39:15,270 --> 00:39:17,856
ما هم راه می‌افتیم. دهنِ زندونیا رو باز کنین.

299
00:39:23,570 --> 00:39:25,029
نون و آب دارین.

300
00:39:25,238 --> 00:39:28,032
نونی بدون سوسک، آبی که واقعاً تمیزه.

301
00:39:28,491 --> 00:39:31,828
بهتر از اون چیزیه که به زندونیا می‌دین
وقتی می‌کشونیدشون رو کشتی که به خاطر شاه خدمت کنن.

302
00:39:32,078 --> 00:39:33,621
حروم‌زاده!

303
00:39:34,122 --> 00:39:38,209
اگه تو و دسته‌جات رو توی کشتی می‌گرفتم،
میزدمون تا جونتون در بیاد!

304
00:39:38,334 --> 00:39:41,421
اونم دیدم!

305
00:39:48,011 --> 00:39:49,387
هر چی دوست داری فریاد بزن!

306
00:39:49,596 --> 00:39:51,306
خیلی دوری، کسی صداتو نمی‌شنوه!

307
00:39:58,062 --> 00:40:00,064
«آدمو تحویل بده، هدلی،
گروه تحت‌فشار گرفته،

308
00:40:00,189 --> 00:40:02,734
امشب ساعت هشت،
کنار ساحل خلیج قاچاقچی‌ها،

309
00:40:03,109 --> 00:40:05,028
و من زندونیا رو باهاش عوض می‌کنم.

310
00:40:06,029 --> 00:40:09,574
ردم کنی، خدمت شاه شش سگ کمتر می‌شه.»

311
00:40:09,741 --> 00:40:13,536
این دیوونه فکر می‌کنه می‌تونه
تاج و تخت، قانون و من رو تهدید کنه؟

312
00:40:13,953 --> 00:40:16,956
- دیدیش؟
- بله قربان. شیطونه، قربان.

313
00:40:17,206 --> 00:40:19,834
حتما افسر استابرد رو می‌کشه. همه‌شون رو.

314
00:40:19,959 --> 00:40:22,670
زبانتو نگه دار. ببرش.

315
00:40:27,508 --> 00:40:31,304
برای هر جون که این دیوونه می‌گیره،
سه مرد دایم‌چرچ رو دار می‌زنم.

316
00:40:31,429 --> 00:40:33,389
ولی این زندونیا رو زنده نمی‌کنه، قربان.

317
00:40:33,431 --> 00:40:34,599
نه.

318
00:40:35,266 --> 00:40:37,852
و من باید به دریاداری جواب پس بدم
برای این احمق‌بازی‌ها.

319
00:40:40,271 --> 00:40:41,898
تهدید و باج‌گیری، نه؟

320
00:40:43,524 --> 00:40:46,027
شاه با یه اوباش زندون‌ها رو عوض می‌کنه؟

321
00:40:47,862 --> 00:40:49,030
باشه، قبول دارم.

322
00:40:50,239 --> 00:40:52,200
- قبول داری، قربان؟
- آره، قبول دارم.

323
00:40:52,825 --> 00:40:55,370
قبول دارم. چرا که نه؟

324
00:41:03,294 --> 00:41:06,255
قربان، واقعاً فکر می‌کنید
ژنرال امشب جو هدلی رو اونجا ببره؟

325
00:41:06,422 --> 00:41:07,983
مترسک: می‌بینیم. اگه سیگنال من بیاد،

326
00:41:08,007 --> 00:41:09,927
دستوراتو از میپس بگیر و کارت رو انجام بده.

327
00:41:11,010 --> 00:41:13,054
لطفاً امشب مراقب باش، قربان.

328
00:41:13,972 --> 00:41:15,264
کرو: ژنرال پیو که احمق نیست.

329
00:41:16,099 --> 00:41:19,185
نگران نباش. برو با میپس باش
و به سم و بقیه ملحق شو.

330
00:41:19,352 --> 00:41:21,396
کرو: همین الان میپس اومده.

331
00:41:27,276 --> 00:41:28,361
کرو: مترسک!

332
00:41:28,611 --> 00:41:30,863
اینجا چیکار می‌کنی؟
کی هستی؟

333
00:41:31,239 --> 00:41:33,157
یه داوطلبم، مترسک. آوردمش.

334
00:41:33,866 --> 00:41:36,285
- مترسک: چرا؟
- برای کمک به برنامه‌ت.

335
00:41:36,577 --> 00:41:37,912
چه چیز می‌دونی از برنامم؟

336
00:41:38,162 --> 00:41:40,373
فقط اون چیزی که آقای میپس
به یه مرد توی مسافرخونه گفت.

337
00:41:40,748 --> 00:41:41,791
ده‌دراز!

338
00:41:42,000 --> 00:41:45,169
فقط من و سم بودیم، مترسک،
و خوب شد شنید.

339
00:41:45,336 --> 00:41:47,213
نیاز داریم یه نفر اون قایق
رو هدایت کنه.

340
00:41:47,588 --> 00:41:49,757
یه قایق درآمدزایی کنار ساحل خوابیده.

341
00:41:50,258 --> 00:41:52,468
- پس من داوطلب شدم.
- ولی تو از یارات نیستی.

342
00:41:52,635 --> 00:41:55,263
نه، ولی اینقدر گیر افتادم
توی اون مسافرخونه،

343
00:41:55,430 --> 00:41:56,848
که از بی‌حوصلگی دارم دیوونه می‌شم.

344
00:41:57,098 --> 00:41:59,138
هر کی اون قایق رو رد کنه
کنار قایق درآمدزایی و برسه به ساحل،

345
00:41:59,225 --> 00:42:00,560
اگه گیر بیفته دار زده می‌شه.

346
00:42:00,810 --> 00:42:03,021
خب، من که قراره دار زده بشم، پس چرا من نباشم؟

347
00:42:04,188 --> 00:42:05,231
عادلانه به نظر میاد.

348
00:42:05,690 --> 00:42:08,359
باشه، بیا با من.
سکستون، کارت رو انجام بده.

349
00:42:31,382 --> 00:42:32,800
احمق کله‌شق، به زودی می‌بینی

350
00:42:32,925 --> 00:42:35,405
همون بهتر که حرف زده بودی
و کتک نخوردی!

351
00:42:37,388 --> 00:42:39,557
مردای دیگه همه راه‌های فرار رو گرفتن؟

352
00:42:39,724 --> 00:42:41,017
- بله، قربان.
- آها.

353
00:42:41,768 --> 00:42:43,853
امشب نباید هیچ اشتباهی بشه، آقای براکنبری.

354
00:42:44,645 --> 00:42:47,398
و من می‌خوام این مرد، این مترسک، زنده گرفته بشه!

355
00:42:48,649 --> 00:42:49,692
بله، قربان.

356
00:42:52,945 --> 00:42:55,573
بازش کن. لازم نیست اونطوری ببندی‌ش.

357
00:42:55,948 --> 00:42:56,949
اما قربان، ژنرال...

358
00:42:57,116 --> 00:42:58,743
- بازش کن!
- قربان!

359
00:43:25,770 --> 00:43:27,814
قایق درآمدزایی داره فرار از دریا رو پوشش می‌ده.

360
00:43:30,817 --> 00:43:32,026
حالا، ببرش به سمت باد!

361
00:43:33,361 --> 00:43:35,905
- کامل بکش داخل باد!
- صدای مرد: چشم، قربان!

362
00:43:36,614 --> 00:43:38,950
وقتی مترسک شش زندانی دریایی رو تحویل بده

363
00:43:39,075 --> 00:43:42,620
برای عوض جو هدلی، حداقل یه اسکورت به همون قدرت میاره.

364
00:43:43,412 --> 00:43:44,580
بعد همه‌شون رو می‌گیریم.

365
00:43:44,789 --> 00:43:46,833
اگه مترسک خودش نیاد چی، قربان؟

366
00:43:48,501 --> 00:43:52,004
مردایی که می‌گیریم رو فردا علنی دار می‌زنیم،
مگر اینکه خودش تسلیم بشه.

367
00:43:52,964 --> 00:43:54,757
دو طرفه بازی باج‌گیریه.

368
00:43:56,634 --> 00:43:58,386
دست‌کاری‌ها، ژنرال؟

369
00:43:58,553 --> 00:44:01,514
هدلی رو آزاد کن،
وگرنه سرجوخه‌ات رو می‌زنم!

370
00:44:02,098 --> 00:44:03,516
آزاد هستی بری، هدلی.

371
00:44:04,725 --> 00:44:06,269
برو، مرد. تو مرداب‌ها پنهون شو.

372
00:44:07,311 --> 00:44:08,354
اما قربان؟

373
00:44:08,521 --> 00:44:10,481
می‌دونم چی می‌کنم. حالا دستمون اومده.

374
00:44:30,293 --> 00:44:32,253
به اسم شاه تسلیم شو!

375
00:44:39,468 --> 00:44:40,970
دورتم گرفتیم!

376
00:44:44,307 --> 00:44:45,558
خودتو تسلیم کن!

377
00:44:49,312 --> 00:44:51,063
- ژنرال!
- خب، بزنش، احمق!

378
00:44:51,272 --> 00:44:52,315
ردیف جلو!

379
00:44:55,943 --> 00:44:57,195
براکنبری: آماده!

380
00:44:57,945 --> 00:44:58,988
هدف بگیر!

381
00:45:00,698 --> 00:45:03,367
آتش!

382
00:45:11,083 --> 00:45:12,627
یه تیر جلو کشتی بزن!

383
00:45:18,841 --> 00:45:20,968
هدف بگیر! آتش!

384
00:45:22,261 --> 00:45:26,849
- آتش رو متوقف کن! دنبالش برو، احمق!
- براکنبری: دسته، جلو!

385
00:45:27,433 --> 00:45:30,269
جلو! دنبال من بیا!

386
00:45:38,611 --> 00:45:41,197
می‌رم بَیتس رو بیارم! سریع برید!

387
00:45:47,495 --> 00:45:48,621
صدای مرد: بکشید اونجا!

388
00:45:48,829 --> 00:45:51,540
- سربازا: بکشید!
- صدای مرد: بیشتر بکشید!

389
00:45:51,791 --> 00:45:54,168
- سربازا: بکشید!
- صدای مرد: با تمام قوا بکشید!

390
00:45:54,543 --> 00:45:55,586
سربازا: بکشید!

391
00:45:55,753 --> 00:45:58,631
صدای مرد: وایستا! حالا اون بشکه‌ها رو بندازید کنار کشتی

392
00:45:58,756 --> 00:46:00,925
و رولشون کنید روی ساحل
جایی که خشک و بالا باشه.

393
00:46:03,261 --> 00:46:05,054
بایست! بایست پایین! وایستا!

394
00:46:08,391 --> 00:46:09,831
ما دستمال‌کاغذی‌ها رو گرفتیم، قربان.

395
00:46:09,976 --> 00:46:12,228
لعنت به دستمال‌کاغذی‌ها!
اون حرامزاده فرار کرد!

396
00:46:12,937 --> 00:46:15,481
ما رو فریب داد! به من دروغ گفت!
حتی زندونیا رو هم نگرفتیم!

397
00:46:22,154 --> 00:46:25,032
- خب، شما اون رو فریب دادی، قربان.
- فریب دادم؟ من قانونم!

398
00:46:29,662 --> 00:46:31,914
ژنرال پیو!

399
00:46:42,883 --> 00:46:44,051
سکوت!

400
00:46:57,023 --> 00:47:02,361
- مرد: مترسک! مترسک!
- مترسک! مترسک!

401
00:47:02,528 --> 00:47:06,866
* سربازای شاه از اسمش می‌ترسیدن
* سربازای شاه از اسمش می‌ترسیدن

402
00:47:07,033 --> 00:47:12,288
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

403
00:47:12,455 --> 00:47:16,792
اهالی روستاها هم
همینقدر دوسش داشتن

404
00:47:16,959 --> 00:47:21,797
* مترسک! مترسک!
* مترسک!

405
00:47:21,964 --> 00:47:26,844
مترسک!

406
00:47:30,848 --> 00:47:33,976
در برنامه بعدی، یه دور جدید
از نبرد زرنگی‌ها رو می‌بینید

407
00:47:34,143 --> 00:47:37,229
بین مترسک
و ژنرال پیو، نماینده شاه.

408
00:47:37,646 --> 00:47:41,192
و تو این دور، مترسک
دادستان تاج رو هم به چالش می‌کشه.

409
00:47:41,942 --> 00:47:45,112
چند لحظه دیگه برمی‌گردیم
و صحنه‌هایی از این داستان رو نشون می‌دیم.

410
00:47:50,159 --> 00:47:52,411
یه جای خالی تو قبرستون‌ت نگه دار، کشیش،

411
00:47:52,536 --> 00:47:53,871
برای مترسک.

412
00:47:54,789 --> 00:47:56,457
چون قسم می‌خورم، اون اونجا خواهد بود.

413
00:47:57,041 --> 00:47:59,043
و خیلی زود!

414
00:47:59,377 --> 00:48:04,715
* مرد: مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

415
00:48:04,924 --> 00:48:08,511
* سربازای شاه از اسمش می‌ترسیدن
* سربازای شاه از اسمش می‌ترسیدن

416
00:48:08,636 --> 00:48:11,472
راوی: هفته بعد،
مترسک باتلاق رمنی

417
00:48:11,639 --> 00:48:14,433
کمپین خودش رو علیه ظلم و ستم
و ژنرال شاه ادامه می‌ده...

418
00:48:16,060 --> 00:48:19,188
اما متوجه می‌شه یکی از آدم‌هاش
خیانت کرده.

419
00:48:19,605 --> 00:48:21,899
بگو همه چی رو درباره
گروه قاچاقچی مترسک.

420
00:48:22,233 --> 00:48:24,553
کسی نمی‌فهمه تو حرف زدی، رانزلی،
ولی یا تو یا اونا.

421
00:48:25,277 --> 00:48:26,755
خب، حالا چی می‌کنی، قربان؟

422
00:48:26,779 --> 00:48:29,532
می‌خوای رانزلی رو درس عبرت کنی
که بقیه حساب کار دست‌شون بیاد.

423
00:48:29,698 --> 00:48:30,950
یه درسی که سریع فراموش نکنن.

424
00:48:31,784 --> 00:48:33,077
این‌جا تو وارد می‌شی، جان.

425
00:48:33,994 --> 00:48:35,996
من اون پایین تو بندر
روی قایقم کار می‌کردم،

426
00:48:36,330 --> 00:48:39,125
و شنیدم یه عده دارن
درباره یه قاچاق این هفته حرف می‌زنن.

427
00:48:39,708 --> 00:48:42,628
یه جوری پوشش وجود داره که می‌تونی
سربازات رو پنهون کنی

428
00:48:42,795 --> 00:48:44,395
و مردای مترسک رو با دست خودشون بگیری.

429
00:48:44,505 --> 00:48:45,548
مترسک؟

430
00:48:51,971 --> 00:48:53,097
آتش نزن!

431
00:48:58,477 --> 00:49:01,272
راوی: دادستان شاه
آدم سرسختی بود.

432
00:49:01,480 --> 00:49:03,080
اسم بقیه گروهت رو بهم بده،

433
00:49:03,107 --> 00:49:04,525
تا بتونم اونا رو محاکمه کنم.

434
00:49:04,984 --> 00:49:07,069
نمی‌دونم مترسک کیه!

435
00:49:07,319 --> 00:49:09,439
وقتی چند نفر از آدم‌هاش رو دار بزنیم،
خودش جلو میاد.

436
00:49:09,655 --> 00:49:10,781
یه نقشه بهتر دارم.

437
00:49:11,031 --> 00:49:13,784
یه نقشه‌ای که به همه خیانتکارا
درس عبرت می‌ده،

438
00:49:13,951 --> 00:49:18,122
و به مامورای مالی شاه جورج،
که پول خون می‌گیرن.

439
00:49:18,873 --> 00:49:22,710
دزد، دروغگو، خائن.
با حرفای خودت محکومی.

440
00:49:24,503 --> 00:49:27,465
و این دادگاه حکم مرگت رو صادر می‌کنه.

441
00:49:27,756 --> 00:49:28,924
می‌خوای چی کار کنی؟

442
00:49:30,468 --> 00:49:31,594
او نه!

443
00:49:38,726 --> 00:49:42,771
راوی: هفته بعد با ما باش
برای یه درس غافلگیرکننده در عدالت

444
00:49:43,022 --> 00:49:47,067
در قسمت دوم
مترسک باتلاق رمنی

445
00:49:47,234 --> 00:49:51,363
در دنیای شگفت‌انگیز رنگ‌ها
والت دیزنی.

446
00:50:21,143 --> 00:50:22,621
خب، حالا چی کار می‌کنی، قربان؟

447
00:50:22,645 --> 00:50:24,188
رانزلی رو درس عبرت می‌کنم

448
00:50:24,355 --> 00:50:27,024
که بقیه یاد بگیرن و سریع فراموش نکنن.

449
00:50:27,233 --> 00:50:28,943
شورش بین مردای مترسک...

450
00:50:29,693 --> 00:50:31,779
خیانت بدتریه از سربازا.

451
00:50:32,112 --> 00:50:36,200
دزد، دروغگو، خائن.
با حرف‌های خودت محکومی.

452
00:50:37,117 --> 00:50:40,204
و این دادگاه حکم مرگت رو صادر می‌کنه.

453
00:50:41,497 --> 00:50:42,581
اوه، نه!

454
00:50:52,841 --> 00:50:56,679
مردها: دنیا
چرخ و فلکی رنگارنگه

455
00:50:56,845 --> 00:50:58,931
زن‌ها: رنگ، رنگ، رنگ

456
00:50:59,098 --> 00:51:04,019
* مردها: رنگی شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز
* زن‌ها: رنگ، رنگ

457
00:51:06,689 --> 00:51:08,857
راوی: والت دیزنی ارائه می‌دهد...

458
00:51:11,485 --> 00:51:18,200
هم‌خوانی: دنیایی شگفت‌انگیز از رنگ‌ها

459
00:51:21,370 --> 00:51:23,956
راوی: از دنیای شگفت‌انگیز رنگ‌های والت دیزنی،

460
00:51:24,164 --> 00:51:28,252
ماجراهای بیشتری
از مترسک باتلاق رمنی.

461
00:51:42,266 --> 00:51:44,852
راوی: و حالا میزبان شما، والت دیزنی.

462
00:51:47,146 --> 00:51:49,565
در این برنامه،
قسمت دوم داستان را می‌بینید،

463
00:51:49,732 --> 00:51:52,568
که قهرمانی عجیب دارد
با اسمی عجیب‌تر.

464
00:51:53,611 --> 00:51:56,864
سین. S-y-n، نه s-i-n.

465
00:51:57,156 --> 00:52:00,909
دکتر سین، که نام مستعارش مترسک بود.

466
00:52:01,785 --> 00:52:03,329
او شخصیتی واقعی بود

467
00:52:03,537 --> 00:52:06,332
که در انگلستان در زمان
حکومت شاه جورج سوم زندگی می‌کرد،

468
00:52:06,624 --> 00:52:09,418
کمی قبل از مبارزه مستعمرات آمریکا
برای استقلال.

469
00:52:09,877 --> 00:52:13,172
در آن زمان، زندگی برای مردم عادی انگلستان
سخت بود.

470
00:52:13,756 --> 00:52:16,717
مالیات‌ها سنگین بود.
فقر زیاد بود.

471
00:52:17,676 --> 00:52:19,637
قهرمان ما اینجا، زندگی دوگانه داشت.

472
00:52:20,179 --> 00:52:23,932
روحانی محترم در روز،
قاچاقچی در شب.

473
00:52:24,433 --> 00:52:28,187
او به افسانه‌ای تبدیل شد، قهرمانی
و دوست نیازمندان و فقرا.

474
00:52:29,063 --> 00:52:31,899
سال‌ها ارتش و نیروی دریایی شاه
سعی کردند او را بگیرند

475
00:52:32,066 --> 00:52:35,152
یا کسانی که دنبال او بودند
را مجبور به افشای هویت او کنند.

476
00:52:35,861 --> 00:52:39,156
در داستان ما، خواهید دید
چطور این مرد عجیب، مترسک،

477
00:52:39,490 --> 00:52:40,658
ذکاوت خودش را

478
00:52:40,824 --> 00:52:44,662
در برابر تمام اسب‌ها و مردان شاه به کار بست.

479
00:52:50,000 --> 00:52:54,880
مرد: مترسک! مترسک!

480
00:52:55,547 --> 00:52:59,885
سربازان شاه از اسمش می‌ترسیدند

481
00:53:00,094 --> 00:53:01,345
* مترسک
* مترسک

482
00:53:01,512 --> 00:53:03,972
در سواحل جنوبی انگلستان

483
00:53:04,139 --> 00:53:07,768
افسانه‌ای هست که مردم می‌گویند
از روزهای خیلی قدیم

484
00:53:07,935 --> 00:53:11,230
وقتی مترسک بزرگ از دهان جهنم می‌تاخت

485
00:53:11,397 --> 00:53:13,357
و می‌خندید -

486
00:53:13,524 --> 00:53:15,818
با فریادی شیطانی

487
00:53:16,610 --> 00:53:21,448
لباس‌هایش پاره و مندرس،
در دل شب تاریک می‌تاخت

488
00:53:21,657 --> 00:53:24,034
از باتلاق تا ساحل
مثل یک شبح شیطانی

489
00:53:24,201 --> 00:53:26,328
صورتش را نشان می‌داد و بعد پنهان می‌شد

490
00:53:26,495 --> 00:53:28,414
و می‌خندید

491
00:53:28,580 --> 00:53:31,250
تا دنده‌هایش درد گرفت

492
00:53:31,709 --> 00:53:36,255
پس شاه به همه سربازانش گفت
او را بالا بیاویزید یا پایین،

493
00:53:36,672 --> 00:53:41,218
ولی تا روزی که مطمئن نشم
که در آتش پایین رفته برنگردید،

494
00:53:41,385 --> 00:53:46,056
* یا خودتان با مترسک بزرگ
آویزان خواهید شد
* اوه

495
00:53:46,390 --> 00:53:51,645
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

496
00:53:51,854 --> 00:53:53,854
* سربازان شاه
* سربازان شاه

497
00:53:53,897 --> 00:53:56,024
* از اسمش می‌ترسیدند
* از اسمش می‌ترسیدند

498
00:53:56,400 --> 00:54:01,655
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

499
00:54:01,864 --> 00:54:06,076
اهالی روستاها هم
همینقدر دوسش داشتن

500
00:54:06,410 --> 00:54:09,037
مترسک!

501
00:54:09,204 --> 00:54:13,959
اون همیشه به کشاورز کمک می‌کرد
وقتی طلا برای آوردن نبود

502
00:54:14,209 --> 00:54:19,006
راهی پیدا می‌کرد که فقرا
مالیات شاه رو بدن

503
00:54:19,173 --> 00:54:23,635
* مترسک! همه مردا می‌خوندن
* اوه

504
00:54:23,886 --> 00:54:29,183
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

505
00:54:29,349 --> 00:54:33,604
سربازای شاه از اسمش می‌ترسیدن

506
00:54:33,937 --> 00:54:39,151
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

507
00:54:39,318 --> 00:54:43,739
آدمای روستا همه عاشقش بودن
همونطور که بود

508
00:54:43,906 --> 00:54:48,744
* مترسک! مترسک!
* مترسک! مترسک!

509
00:54:48,952 --> 00:54:55,000
مترسک!

510
00:57:04,254 --> 00:57:05,255
ویلیام: بیا تو.

511
00:57:07,549 --> 00:57:10,719
سر توماس منو خواسته. جو رنسلی.

512
00:57:11,887 --> 00:57:12,888
این طرف.

513
00:57:13,931 --> 00:57:15,891
من می‌برمش تو، ویلیام. سلام رنسلی.

514
00:57:16,266 --> 00:57:17,559
صبح بخیر استاد جان.

515
00:57:18,769 --> 00:57:22,064
* سر توماس چرا می‌خواد منو ببینه؟
* نمی‌دونم.

516
00:57:22,731 --> 00:57:24,900
به هر حال بابام نیست. بیا بریم.

517
00:58:15,492 --> 00:58:17,035
و از اون موقع داره پرداخت می‌کنه.

518
00:58:17,411 --> 00:58:19,830
* آره قربان. خب من...
* چطوری؟

519
00:58:21,665 --> 00:58:23,458
یه تعدادی از گوسفندامو فروختم قربان.

520
00:58:25,585 --> 00:58:29,381
* سر توماس هیچوقت سوال نکرد، قربان.
* نه؟ خب من می‌کنم.

521
00:58:30,257 --> 00:58:33,176
فکر نمی‌کنم گوسفنداتو فروخته باشی، رنسلی.
فکر می‌کنم قاچاقچی‌ای.

522
00:58:33,927 --> 00:58:37,472
* قاچاقچی؟ من آدم درستکاری‌ام، قربان.
* آره؟

523
00:58:38,181 --> 00:58:40,308
ناگهان پول از فروش گوسفند به دست آوردی؟

524
00:58:40,934 --> 00:58:45,397
کجا؟ به کی؟
با تاریخ و فاکتور ثابت کن.

525
00:58:46,481 --> 00:58:47,649
من فاکتور نگه نمی‌دارم، قربان.

526
00:58:47,816 --> 00:58:51,194
رو من دروغ نگو، رنسلی.
با طلای قاچاقچی پرداخت کردی.

527
00:59:33,000 --> 00:59:45,000
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top

528
01:01:01,158 --> 01:01:03,076
* عصر بخیر کشیش.
* عصر بخیر جورج.

529
01:01:03,493 --> 01:01:04,971
چند تا چیز آوردم واسه مادربزرگت.

530
01:01:04,995 --> 01:01:06,955
* اوه، بهش می‌گم که اومدی قربان.
* باشه.

531
01:01:09,708 --> 01:01:11,459
جورج:
مامان‌بزرگ، کشیش اومده دیدنت.

532
01:01:14,212 --> 01:01:16,732
* بابات هست اینجا، جورج؟
* اون اون پشت کنار حیاطه، قربان.

533
01:01:16,756 --> 01:01:18,356
* بهش می‌گم که اومدی.
* ممنونم.

534
01:05:32,720 --> 01:05:34,305
رنسلی: اوه.

535
01:05:36,891 --> 01:05:38,351
بیا جورج، ادامه بده.

536
01:05:45,567 --> 01:05:48,486
حالا، وقتی سهم بونینگتون از کالای قاچاق فرداشب میاد،

537
01:05:49,112 --> 01:05:50,196
میاریمش اینجا،

538
01:05:50,864 --> 01:05:52,824
بعد وسایلمونو روش می‌ذاریم.

539
01:05:53,158 --> 01:05:54,701
* بعد می‌زنیم به چاک.
* می‌زنیم به چاک؟

540
01:05:54,868 --> 01:05:56,077
آره. می‌زنیم به چاک.

541
01:05:56,411 --> 01:06:01,791
باید برم. از اینجا و مترسک و ژنرال پوگ، همه‌شون.

542
01:06:02,584 --> 01:06:05,503
آرام‌آرام برندیمونو تو راه لندن می‌فروشیم،

543
01:06:06,045 --> 01:06:09,007
* بعد هرجا خواستیم می‌ریم.
* ولی مترسک می‌فهمه.

544
01:06:09,632 --> 01:06:11,885
آه، ما خیلی قبل‌تر از اون می‌ریم.

545
01:06:12,427 --> 01:06:13,887
و پول تو جیب‌مون داریم.

546
01:06:14,053 --> 01:06:17,265
* بابا، نمی‌تونی این کارو بکنی.
* ساکت باش. می‌گم باید این کارو بکنم.

547
01:06:17,640 --> 01:06:20,685
وگرنه پوگ منو میندازه زندان.
بیا ادامه بده.

548
01:07:10,568 --> 01:07:13,404
ژنرال، یه چیزی هست که...

549
01:07:13,613 --> 01:07:14,948
چرا اخم کردی؟

550
01:07:15,990 --> 01:07:19,494
ببخشید کیت. داشتم به ژنرال فکر می‌کردم.

551
01:07:20,328 --> 01:07:22,372
اون از من خوشش نمیاد و فکر می‌کنه من احمقم.

552
01:07:22,622 --> 01:07:25,458
ولی فکر می‌کنه همه احمقن به جز خودش.

553
01:07:29,003 --> 01:07:33,466
چرا خودت رو اذیت می‌کنی؟
به نظرم تو مهربون‌ترین آدمی هستی که تا حالا دیدم.

554
01:07:33,716 --> 01:07:34,968
آه، کیت.

555
01:07:35,760 --> 01:07:39,430
کاش یه فرصتی داشتم کاری کنم که
اون توجه کنه و به چشم بیام.

556
01:07:39,597 --> 01:07:42,767
آقای براکنبری،
می‌تونم یه دقیقه باهات حرف بزنم؟

557
01:07:46,437 --> 01:07:49,023
* یه چیز مهم دارم بگم خدمتتون.
* کجا بودی؟

558
01:07:49,357 --> 01:07:51,109
همیشه برای ساعت‌ها ناپدید می‌شه.

559
01:07:51,276 --> 01:07:52,402
لطفا، آروم باشین.

560
01:07:52,860 --> 01:07:55,029
رُوی اسکله بودم،
دارم رو قایقم کار می‌کردم،

561
01:07:55,196 --> 01:07:58,199
و شنیدم چند نفر دارن درباره یه قاچاق
که این هفته قراره انجام بشه صحبت می‌کنن.

562
01:07:58,408 --> 01:08:01,369
* اوه، کجا؟ کی؟
* فردا شب.

563
01:08:01,744 --> 01:08:03,464
نگفتن محموله کجا تخلیه می‌شه،

564
01:08:03,538 --> 01:08:05,456
فقط گفتن خودشون قراره
قسمت خودشون رو کجا ببرن.

565
01:08:05,957 --> 01:08:08,209
* محموله برندیه.
* قراره کجا ببرنش؟

566
01:08:08,376 --> 01:08:10,420
گفتن به نول هیل، اوست هاوس.

567
01:08:10,920 --> 01:08:12,714
می‌تونم جاش رو رو نقشه بهت نشون بدم.

568
01:08:13,047 --> 01:08:15,847
اونجا... اونجا کلی پوشش هست که
میتونی سربازات رو پنهون کنی

569
01:08:15,967 --> 01:08:17,607
و مردای کاه‌زن رو دستگیر کنی.

570
01:08:17,719 --> 01:08:20,096
کاه‌زن؟ اینا مردای اون بودن؟

571
01:08:20,305 --> 01:08:22,015
از نحوه حرف زدنشون فهمیدم.

572
01:08:22,599 --> 01:08:25,560
نمی‌دونم اون‌ها کی بودن.
تا حالا ندیده بودمشون.

573
01:08:25,727 --> 01:08:28,896
* وای، این خیلی خوبه.
* اینو به ژنرال گزارش می‌دی؟

574
01:08:29,647 --> 01:08:33,067
نه، تو هم گزارش نده.
خودم پیگیرش می‌شم.

575
01:08:33,234 --> 01:08:34,235
جان: باشه،

576
01:08:34,402 --> 01:08:37,363
ولی نذار هیچ کس بفهمه من چی شنیدم، قربان.

577
01:08:37,822 --> 01:08:39,182
مردای کاه‌زن منو می‌کشن.

578
01:08:40,408 --> 01:08:42,168
برات نقشه می‌کشم
و می‌برم به اتاقت.

579
01:08:42,285 --> 01:08:43,411
فیلیپ: هوم.

580
01:08:44,787 --> 01:08:47,290
درسته، فیلیپ. اونا می‌کشندش.
اون‌ها آدمای بی‌رحمی‌ان.

581
01:08:47,457 --> 01:08:50,168
کیت، این فرصتیه که
منتظرش بودم.

582
01:08:51,377 --> 01:08:52,795
ببخشید.

583
01:21:46,860 --> 01:21:49,780
این مرد کاه‌زن یا آدم‌های خودش
نمی‌ذارن بری.

584
01:21:49,988 --> 01:21:53,367
* مگر اینکه اول جلوی اونا رو بگیری.
* زندگیت ارزشش رو نداره.

585
01:21:53,700 --> 01:21:56,703
مگر اینکه کمک‌ت کنم،
که این کارو نمی‌کنم.

586
01:29:49,968 --> 01:29:51,761
رنسلی:

587
01:38:41,541 --> 01:38:46,879
* مرد: کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

588
01:38:47,046 --> 01:38:49,024
* سربازای پادشاه
* سربازای پادشاه

589
01:38:49,048 --> 01:38:51,342
* از اسمش می‌ترسیدن
* از اسمش می‌ترسیدن

590
01:38:51,551 --> 01:38:56,848
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

591
01:38:57,014 --> 01:38:58,891
* مردم روستاها هم خیلی دوستش داشتن
* آره آره

592
01:38:59,058 --> 01:39:01,352
* دقیقاً همینطوره - آره

593
01:39:01,519 --> 01:39:06,357
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن!

594
01:39:06,524 --> 01:39:13,448
کاه‌زن!

595
01:39:15,783 --> 01:39:19,203
تو برنامه بعدی، ما
سومین و آخرین ماجراجویی رو میاریم

596
01:39:19,370 --> 01:39:22,206
از دکتر سین، همون کاه‌زن.

597
01:39:22,832 --> 01:39:26,169
یکی از جسورانه‌ترین
و خطرناک‌ترین کارهاشونه.

598
01:39:26,752 --> 01:39:28,632
تو یه دقیقه دیگه برمی‌گردیم
با چند تا صحنه

599
01:39:28,796 --> 01:39:30,590
از این داستان هیجان‌انگیز.

600
01:39:32,884 --> 01:39:36,053
گوینده: هفته آینده،
ملاقات با یه شخصیت از گذشته.

601
01:39:36,345 --> 01:39:40,808
کاه‌زن رومنی مارش رو می‌بره
به خطرناک‌ترین ماموریتش.

602
01:39:41,184 --> 01:39:44,312
اگه تو فراری هستی،
ما اینجاییم کمکت کنیم، نه آسیب برسونیم.

603
01:39:45,563 --> 01:39:46,647
من دکتر سین هستم.

604
01:39:46,898 --> 01:39:50,109
حالا، هری، این سایمون بیتس، یه آمریکاییه.
اونم تحت تعقیبه.

605
01:39:50,401 --> 01:39:52,361
* آقای بنکس.
* خوشوقتم، آقای بیتس.

606
01:39:53,112 --> 01:39:54,280
* فراری؟
* نه.

607
01:39:54,489 --> 01:39:56,908
دارم فتنه می‌کنم.
آزادی واسه مستعمرات.

608
01:39:57,783 --> 01:39:59,970
* هری: پس داری ریسک بزرگی می‌کنی.
* بیتس: تو هم همینطور.

609
01:39:59,994 --> 01:40:01,954
و داری وقتمون رو هدر می‌دی.
بیا بریم.

610
01:40:03,873 --> 01:40:05,124
بایست به نام پادشاه.

611
01:40:08,544 --> 01:40:11,464
یه عده زندانی توی قلعه هستن.
ازم کمک خواستن.

612
01:40:11,714 --> 01:40:14,675
* قصد دارم آزادشون کنم.
* آزادشون می‌کنی، کاه‌زن؟

613
01:40:15,051 --> 01:40:18,262
تو رو کشیش دایم‌چرچ، دکتر سین، هدایت می‌کنه.

614
01:40:50,044 --> 01:40:51,444
* پوگ: وایستا!
* گوینده: همراه ما باش

615
01:40:51,504 --> 01:40:54,215
وقتی که کاه‌زن
نبردش رو برای آزادی

616
01:40:54,382 --> 01:40:58,636
به مقر ژنرال پادشاه می‌بره.

617
01:41:00,596 --> 01:41:03,182
گوینده: هفته آینده،
تو پایان داستانمون،

618
01:41:03,516 --> 01:41:06,060
کاه‌زن رومنی مارش.

619
01:41:06,477 --> 01:41:10,690
تو دنیای رنگارنگ فوق‌العاده‌ی والت دیزنی.

620
01:41:43,014 --> 01:41:45,808
یه عده زندانی توی قلعه هستن.
ازم کمک خواستن.

621
01:41:46,267 --> 01:41:49,020
* قصد دارم آزادشون کنم.
* آزادشون می‌کنی، کاه‌زن؟

622
01:41:49,645 --> 01:41:52,565
تو رو کشیش دایم‌چرچ، دکتر سین، هدایت می‌کنه.

623
01:41:54,692 --> 01:41:58,070
بن دیویس، به من اعتماد داری؟ همه‌تون؟

624
01:41:59,405 --> 01:42:02,199
یا حالا جلو وایمیستین
و می‌گین می‌ترسین؟

625
01:42:13,669 --> 01:42:17,298
مردا: دنیا
یه چرخ و فلک رنگارنگه

626
01:42:17,506 --> 01:42:19,508
زنا: رنگ، رنگ، رنگ

627
01:42:19,842 --> 01:42:23,763
* مردا: رنگ فوق‌العاده، رنگ فوق‌العاده
* زنا: رنگ، رنگ

628
01:42:27,433 --> 01:42:29,352
گوینده: والت دیزنی ارائه می‌کنه...

629
01:42:32,188 --> 01:42:38,110
گروه کر: دنیای فوق‌العاده رنگ‌ها

630
01:42:43,491 --> 01:42:45,576
گوینده: این هفته، ما ماجراهای بیشتری
از کاه‌زن رومنی مارش براتون داریم.

631
01:43:02,843 --> 01:43:05,096
و حالا مجری شما، والت دیزنی.

632
01:43:08,057 --> 01:43:11,394
تو این برنامه، سومین و آخرین ماجرای
مورد تعقیب‌ترین آدم انگلیس ۲۰۰ سال پیش رو داریم.

633
01:43:11,560 --> 01:43:14,647
اون دو اسم داشت، دو هویت.

634
01:43:15,606 --> 01:43:17,817
یکی‌ش دکتر سین بود،
کشیش محله دایم‌چرچ.

635
01:43:18,484 --> 01:43:21,862
و اون یکی فقط با لقبش شناخته می‌شد،

636
01:43:26,033 --> 01:43:27,034
کاه‌زن.

637
01:43:27,868 --> 01:43:30,913
و با این اسم مستعار،
رهبری بزرگ‌ترین گروه قاچاقچی‌های

638
01:43:31,080 --> 01:43:32,080
کشور رو بر عهده داشت.

639
01:43:33,082 --> 01:43:37,545
تو این حوالی، تو ساحل جنوب شرقی انگلستان، جایی که زندگی می‌کرد.

640
01:43:38,379 --> 01:43:41,215
هنوزم درباره‌ش تو بعضی از مسافرخونه‌های قدیمی حرف می‌زنن.

641
01:43:41,674 --> 01:43:43,884
و می‌تونی اتاق‌هایی که پنهان می‌شد یا می‌خوابید رو ببینی.

642
01:43:44,468 --> 01:43:46,846
و کلیسای محله که کشیشش بود.

643
01:43:47,805 --> 01:43:51,559
اون موقع‌ها، مردم معمولی زندگی خیلی سختی داشتن.

644
01:43:51,976 --> 01:43:54,812
فقیر بودن،
و قوانین کشور خیلی سفت و سخت بود.

645
01:43:55,563 --> 01:43:58,441
پس، چون این شخصیت عجیب،
کاه‌زن،

646
01:43:58,899 --> 01:44:01,777
از دولت پول دزدید
تا به فقرا کمک کنه،

647
01:44:02,486 --> 01:44:04,238
قهرمان و یه افسانه شد.

648
01:44:04,572 --> 01:44:07,742
و همه نیروهای قانون و نظم که می‌خواستن جلوش رو بگیرن...

649
01:44:08,200 --> 01:44:12,580
اون‌ها اون‌قدر بارها از کاه‌زن شکست خوردن
که حتی خود پادشاه شخصاً وارد شد

650
01:44:13,038 --> 01:44:16,417
تا تلاش کنه به کاه‌زن پایان بده.

651
01:44:22,882 --> 01:44:27,553
مرد: کاه‌زن! کاه‌زن!

652
01:44:28,554 --> 01:44:32,433
سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

653
01:44:33,058 --> 01:44:34,268
* کاه‌زن - کاه‌زن

654
01:44:34,518 --> 01:44:39,190
تو ساحل جنوب شرقی انگلستان
یه افسانه هست که مردم می‌گن

655
01:44:39,690 --> 01:44:44,069
دوران‌های دور وقتی کاه‌زن بزرگ
از دهان جهنم می‌تاخت

656
01:44:44,320 --> 01:44:46,197
و می‌خندید -

657
01:44:46,572 --> 01:44:48,073
با یه فریاد شیطانی

658
01:44:49,617 --> 01:44:54,288
با لباسای پاره و مندرس
تو تاریکی شب می‌تاخت

659
01:44:54,663 --> 01:44:57,082
از باتلاق به سمت ساحل
مثل یه روح شیطانی

660
01:44:57,249 --> 01:44:59,293
صورتش رو نشون می‌داد بعد پنهان می‌شد

661
01:44:59,418 --> 01:45:01,378
و می‌خندید

662
01:45:01,587 --> 01:45:03,506
تا جایی که پهلوش می‌ترکید

663
01:45:04,465 --> 01:45:08,969
پادشاه به سربازاش گفت
یا اونو دار بزنید بالا یا پایین

664
01:45:09,678 --> 01:45:14,183
ولی هیچ‌وقت برنگردید تا روزی که بفهمم
اون زیر آتیش گرفته و رفته

665
01:45:14,350 --> 01:45:18,771
* یا اینکه خودتونم با کاه‌زن دار زده بشید
* اوه

666
01:45:19,230 --> 01:45:24,360
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

667
01:45:24,902 --> 01:45:28,572
* سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن
* سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

668
01:45:29,406 --> 01:45:34,495
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

669
01:45:34,829 --> 01:45:38,624
اهالی روستاها هم
همونقدر دوستش داشتن

670
01:45:39,208 --> 01:45:41,877
کاه‌زن!

671
01:45:42,294 --> 01:45:46,632
اون همیشه به کشاورز کمک می‌کرد
وقتی پولی نبود

672
01:45:47,174 --> 01:45:51,762
راهی پیدا می‌کرد که فقرا بتونن
مالیات پادشاه رو بدن

673
01:45:52,096 --> 01:45:55,766
* کاه‌زن! هر مردی می‌خوند
* اوه

674
01:45:56,684 --> 01:46:02,064
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

675
01:46:02,439 --> 01:46:06,235
سربازای پادشاه از اسمش می‌ترسیدن

676
01:46:06,944 --> 01:46:11,991
* کاه‌زن! کاه‌زن!
* کاه‌زن! کاه‌زن!

677
01:46:12,366 --> 01:46:16,537
اهالی روستاها هم
همونقدر دوستش داشتن

678
01:46:16,745 --> 01:46:21,625
کاه‌زن! کاه‌زن!

679
01:46:21,834 --> 01:46:25,504
کاه‌زن!

680
01:46:32,887 --> 01:46:34,471
بله قربان. بله قربان.

681
01:46:35,598 --> 01:46:36,682
براتون فرستادم.

682
01:46:38,142 --> 01:46:41,854
تا بتونید این ضرر بزرگ در درآمد رو
برام توضیح بدید.

683
01:46:43,480 --> 01:46:45,524
دستورات شما این بود
که قاچاق رو ریشه‌کن کنید،

684
01:48:40,723 --> 01:48:43,559
ساخته شده توسط مردها.
یه روح جدید تو دنیا هست، میپس.

685
01:48:44,143 --> 01:48:46,770
مالیات‌هایی که باعث نابودی‌شون شده،
و استقلال‌شون رو ازشون گرفته

686
01:48:46,937 --> 01:48:49,565
توسط دولت پادشاه،
مردم باید با هر روشی که می‌تونن مقابله کنن.

687
01:48:49,732 --> 01:48:52,693
* مردها نمی‌تونن با ارتش‌ها بجنگن، قربان.
* ایده‌ها می‌تونن.

688
01:48:53,610 --> 01:48:55,821
ایمان می‌تونه کوه‌ها رو جابه‌جا کنه.

689
01:48:56,155 --> 01:48:57,590
کاری که ما اینجا می‌کنیم فقط یه خراش کوچیکه،

690
01:48:57,614 --> 01:49:00,284
ولی هزار تا خراش کوچیک کنار هم می‌شن...

691
01:49:01,118 --> 01:49:02,119
کیه اون؟

692
01:49:12,463 --> 01:49:14,543
* میپس: تو کی هستی، غریبه؟
* سین: آروم باش، میپس.

693
01:49:14,673 --> 01:49:15,758
سایمون:

694
01:49:16,175 --> 01:49:19,386
دکتر سین. مادر هاتاوی فرستادم، قربان.

695
01:49:19,970 --> 01:49:22,610
* نیروها دارن دنبالم می‌گردن.
* چرا؟ چی کار کردی؟

696
01:49:30,314 --> 01:49:32,316
* تو یه آمریکایی، درسته؟
* بله، قربان.

697
01:49:34,818 --> 01:49:36,195
من رو خائن خطاب کردن،

698
01:49:37,279 --> 01:49:40,199
و به خاطر فتنه‌انگیزی
به اعدام محکوم شدم.

699
01:49:41,867 --> 01:49:44,745
باید بدونی چون دارم درخواست پناهندگی می‌کنم.

700
01:49:45,120 --> 01:49:46,663
فتنه‌انگیزی؟

701
01:49:47,873 --> 01:49:51,960
همین چیزیه که پادشاه جورج به آرزوی ما
برای آزادی و استقلال می‌گه، بله.

702
01:49:52,503 --> 01:49:57,591
* نمی‌تونم بهت پناهندگی ندم آقا...
* بیتس. سایمون بیتس، قربان.

703
01:49:57,883 --> 01:50:01,970
آقای بیتس. ولی پنهان کردنت اینجا
برا هیچ‌کدوم‌مون امن نیست.

704
01:50:02,554 --> 01:50:03,972
* منو تحویلت می‌دی؟
* نه.

705
01:50:05,432 --> 01:50:07,112
ولی، میپس،
ببرش به مهمان‌خانه خانم واگت.

706
01:50:07,392 --> 01:50:09,432
خادم من می‌دونه چی باید بهش بگه.

707
01:50:09,478 --> 01:50:12,564
اون تا وقتی شرایط آروم بشه مخفیش می‌کنه.
تو هیچ چیزی نگو.

708
01:50:18,695 --> 01:50:20,775
* گروهبان: خبری ازش هست؟
* سرباز: نه، گروهبان.

709
01:50:21,281 --> 01:50:25,119
باشه. بریم سمت تپه‌ها.
فونارد!

710
01:53:30,595 --> 01:53:32,556
* هری.
* شنیدی ژنرال پوگه چی گفت.

711
01:53:33,265 --> 01:53:36,143
دریادلان فراری رو دار می‌زنن.
هری همون کسیه که دنبالشن.

712
01:53:39,855 --> 01:53:42,190
باتلاق‌ها حالا تحت قانون نظامی هستن، قربان.

713
02:02:16,454 --> 02:02:19,123
اون‌ها رو با یه کالسکه بردن، قربان.
مثل مرغ بسته‌بندی شده.

714
02:02:19,541 --> 02:02:20,583
می‌گی به دوور بردن؟

715
02:02:22,377 --> 02:02:25,255
یعنی پوگه،
و دقیقاً هم همینه که می‌خواد.

716
02:02:25,421 --> 02:02:27,257
اون می‌فهمه بیتس اینجا مخفی شده.

717
02:02:27,382 --> 02:02:30,552
و هر کاری که بتونه می‌کنه
تا ازش بفهمه کی پناهش داده.

718
02:02:31,219 --> 02:02:35,014
این باعث می‌شه خانم واگت و تو
تو خطر باشین.

719
02:02:35,348 --> 02:02:37,809
* و تو خطر بدتری، قربان.
* بله، ولی این تقصیر منه.

720
02:02:38,685 --> 02:02:39,954
بعدش هری و خانوادش هستن.

721
02:02:39,978 --> 02:02:42,939
حالا اگه براکنبری چیزی فهمیده
و گزارش داده...

722
02:02:43,356 --> 02:02:45,817
قراره به سر توماس خبر بدی
که هری دستگیر شده؟

723
02:02:46,067 --> 02:02:47,402
نه، خودش زود می‌فهمه.

724
02:02:48,945 --> 02:02:51,698
فکر کنم برم دوور.
ببینم می‌تونم چیزی یاد بگیرم.

725
02:02:59,038 --> 02:03:01,291
یا اطلاعاتی که می‌خوام رو بهم می‌دی...

726
02:25:33,683 --> 02:25:34,726
باشه، حالا.

727
02:25:35,435 --> 02:25:37,562
می‌ریم پایین ساحل،
کمی جلوتر.

728
02:25:38,146 --> 02:25:39,786
قایق‌ها میان و دنبالتون می‌ان.

729
02:30:26,050 --> 02:30:46,050
طـلا فیـلم
www.Tala-Film.Top